جشن سالگرد تاسیس کانون وکلا برگزار بشود یا نه؟

در حالی که فضای عمومی کشور همچنان تحت تأثیر حوادث دی‌ماه ۱۴۰۴ و سوگواری بخشی از جامعه است، بحث درباره چگونگی برگزاری مراسم هفتم اسفند، سالروز استقلال کانون وکلای دادگستری، به یکی از موضوعات محوری درون‌صنفی جامعه حقوقی بدل شده است؛ مناسبتی که برای وکلا نه صرفاً یک آیین تقویمی، بلکه نماد هویت حرفه‌ای و تاریخی آنان تلقی می‌شود.

به گزارش خبرآنلاین به نقل از سایت وکیل ایرانی، بر اساس اعلام رسمی، کانون‌های وکلای البرز، خراسان، بوشهر، سمنان، ایلام، کرمانشاه، لرستان، کردستان و فارس در همراهی با سوگ عمومی اعلام کرده‌اند که مراسم جشن سالروز استقلال را برگزار نخواهند کرد. در مقابل، برخی دیگر از کانون‌ها تصمیم به برگزاری مراسم ـ البته با تأکید بر رعایت حال و هوای عمومی جامعه ـ گرفته‌اند. همین دوگانگی، به شکل‌گیری طیفی از موضع‌گیری‌های علنی در میان وکلا انجامیده است.

 مناسبت هویتی نباید به حاشیه برود

حسین عسکری‌راد، پیشکسوت و عضو ادوار هیأت‌مدیره کانون، با ابراز تأسف از جان‌باختن شماری از هم‌وطنان ، استدلال می‌کند که اگر بنا باشد به مناسبت هر رویداد اندوه‌بار، مراسم سالروز استقلال برگزار نشود، این مناسبت تاریخی به‌تدریج کمرنگ خواهد شد.

وی با یادآوری دهه‌هایی پرحادثه در تاریخ معاصر ایران ـ از جنگ‌ها تا بحران‌های اجتماعی ـ تأکید می‌کند استمرار برگزاری این مراسم، بخشی از پاسداشت حافظه تاریخی نهاد وکالت است. به باور او، سالروز استقلال فرصتی است برای بازخوانی فلسفه استقلال کانون، گفت‌وگو درباره چالش‌های حقوقی روز ـ از جمله نقد تبصره ماده ۴۸ قانون آیین دادرسی کیفری ـ و تأکید بر نقش وکیل در تضمین دسترسی منصفانه به عدالت.

با این حال، عسکری‌راد تصریح می‌کند که برگزاری مراسم باید متناسب با حال و هوای جامعه و به دور از جلوه‌های شادی‌آمیز باشد؛ نوعی جمع میان «ادای احترام به سوگ عمومی» و «حفظ شأن مناسبت حرفه‌ای».

استقلال؛ از دغدغه صنفی تا مسأله عمومی

سید محمد جندقی کرمانی‌پور، رئیس اسبق کانون، پرسشی بنیادین مطرح می‌کند: وکلا تا چه اندازه خود به استقلال کانون حساس‌اند و مردم تا چه حد با اهمیت این استقلال آشنا هستند؟

به اعتقاد او، مراسم سالروز استقلال نه یک تشریفات صنفی، بلکه فرصتی برای تبیین عمومی فلسفه استقلال وکیل است؛ مفهومی که بدون آن، تحقق دادرسی عادلانه ممکن نیست. او با بازخوانی دوره‌ای تاریخی که وکلا تحت نظارت مستقیم وزارت عدلیه فعالیت می‌کردند، یادآور می‌شود که استقلال امروز، نتیجه مسیری پرچالش است و باید قدر دانسته شود.

جندقی کرمانی‌پور در عین تأکید بر صیانت از استقلال «چون مردمک چشم»، بر ضرورت تعامل سازنده با قوه قضاییه نیز تأکید دارد و استقلال را در تقابل با همکاری نمی‌بیند. از نگاه او، عدالت زمانی محقق می‌شود که «قاضی مستقل» و «وکیل مستقل» در کنار یکدیگر قرار گیرند.

«روز ملی وکلا» و ضرورت تبیین رسانه‌ای

امیرحسین‌آبادی نیز با رویکردی تاریخی‌تر به موضوع نگریسته است. او یادآور می‌شود که هفتم اسفند ۱۳۳۱، نقطه عطفی در تاریخ نهاد وکالت است و می‌تواند در زمره روزهای ملی قابل گرامیداشت تلقی شود.

به باور وی، ضعف شناخت عمومی نسبت به کارکرد وکیل و مفهوم استقلال حرفه‌ای، یکی از چالش‌های امروز کانون‌هاست و مراسم سالروز استقلال می‌تواند بستری برای گفت‌وگو با افکار عمومی باشد. او همچنین از نسل جوان وکلا می‌خواهد مشارکت فعال‌تری در آیین‌های صنفی داشته باشند و کانون را «خانه دوم» خود بدانند.

روایت موافقانِ مشروط؛ پاسداشت در عین نقد

در کنار این سه اظهارنظر  عباس شیخ‌الاسلامی نیز در متنی تحلیلی کوشیده است صورت‌بندی متفاوتی از مسئله ارائه دهد. او با تأکید بر اینکه استقلال کانون، «هویت و موجودیت» نهاد وکالت است، یادآور می‌شود که این استقلال هم‌زمان حق و تکلیف می‌آورد.

در نگاه این وکیل دادگستری، وکیل حق دارد درباره مسائل سیاسی اظهار نظر کند و نسبت به حقوق عامه حساس باشد، اما در عین حال موظف است قانون‌مدار بماند، از هیجان‌زدگی سیاسی پرهیز کند و نهاد وکالت را به ابزار رقابت‌های جناحی بدل نسازد. شیخ‌الاسلامی همچنین با اشاره به محدودیت‌های ناشی از تبصره ماده ۴۸، دفاع بی‌واهمه از حقوق متهمان در دادگاه‌ها را بخشی از رسالت تاریخی وکیل می‌داند و تأکید می‌کند که «دفاع از متهم، دفاع از جرم نیست».

وی پیشنهاد می‌کند که حتی در صورت برگزاری مراسم، این آیین می‌تواند به فرصتی برای بازاندیشی در مفهوم استقلال و تجدید عهد با سوگند وکالت تبدیل شود؛ بی‌آنکه رنگ و بوی شادی افراطی داشته باشد.

صدای مخالفان؛ «کدام جشن؟»

در سوی دیگر ماجرا، برخی وکلا اساساً برگزاری هرگونه مراسم را در شرایط فعلی نامتناسب می‌دانند. محمدتقی غفاری در یادداشتی انتقادی با طرح این پرسش که «کدام جشن؟»، استقلال را در پرتو چالش‌هایی چون تبصره ماده ۴۸ و سازوکارهای نظارتی موجود مورد تردید قرار می‌دهد و معتقد است برگزاری مراسم در سرزمینی که بخشی از جامعه در سوگ است، با روح همدلی سازگار نیست.

وی با لحنی اعتراضی، فاصله میان مفهوم آرمانی استقلال و وضعیت موجود را یادآور می‌شود و از متولیان نهاد وکالت می‌خواهد پیش از برگزاری آیین‌های نمادین، به تقویت واقعی استقلال بیندیشند.

در نامه‌ای دیگر، عبدالرضا دیوسالار نیز با درخواست انتشار دیدگاه‌های مخالف در رسانه‌های صنفی، بر این نکته تأکید می‌کند که همراهی با مردم در شرایط سوگ، خود تجلی استقلال و پایمردی نهاد وکالت است. به باور او، خودداری از برگزاری مراسم نه تضعیف استقلال، بلکه نشانه‌ای از درک مسئولیت اجتماعی و همدلی با جامعه است.

بازخوانی فلسفی؛ استقلال در نسبت با رنج

در میان این دیدگاه‌ها، امیریوسف وحدانی رویکردی فلسفی‌تر اتخاذ کرده است. او هفتم اسفند را نه «جشن»، بلکه «آیین بازخوانی وجدان حرفه‌ای» می‌داند؛ روزی برای تأمل درباره نسبت استقلال با رنج جامعه.

وحدانی معتقد است استقلال، صرفاً یک امتیاز صنفی نیست، بلکه تعهدی اخلاقی است که در بزنگاه‌های دشوار معنا می‌یابد. از نگاه او، حذف کامل مراسم لزوماً به همدلی بیشتر نمی‌انجامد؛ بلکه می‌توان با تبدیل این روز به نشستی برای بازاندیشی، یادکرد از خانواده‌های داغدار و صدور بیانیه‌ای درباره وجدان حرفه‌ای، هم استقلال را پاس داشت و هم حرمت سوگ عمومی را نگاه داشت.

وی با اشاره به استمرار آیین‌های هویتی در مقاطع بحرانی تاریخ ایران ـ از جمله دوران حکومت نادرشاه افشار که حتی در بحبوحه لشکرکشی‌ها آیین‌های ملی را پاس می‌داشت ـ بر این باور است که حفظ شعائر هویتی در میانه بحران، نشانه ریشه‌داری یک نهاد مدنی است.

استقلال در بزنگاه زمان

اشتراک همه این دیدگاه‌ها ـ با وجود تفاوت در نتیجه‌گیری ـ در یک نکته است: استقلال کانون وکلا سرمایه‌ای تاریخی است که نمی‌توان نسبت به آن بی‌تفاوت بود. اختلاف بر سر «اصل استقلال» نیست، بلکه بر سر «شیوه پاسداشت آن» در شرایط خاص اجتماعی است.

از یک سو، نگرانی از کمرنگ شدن یک مناسبت هویتی و تاریخی مطرح است؛ از سوی دیگر، دغدغه همدلی با جامعه‌ای که بخشی از آن در سوگ است. برخی راه میانه را پیشنهاد می‌کنند: برگزاری مراسمی غیرتشریفاتی، با محوریت گفت‌وگو درباره حق دفاع، نقد محدودیت‌های قانونی، و تجدید عهد با سوگند وکالت.

در این میان، پرسش بنیادین همچنان باقی است: آیا هفتم اسفند می‌تواند از سطح یک گردهمایی صنفی فراتر رود و به بستری برای گفت‌وگوی ملی درباره عدالت و حق دفاع بدل شود؟ یا آنکه شکاف میان برداشت‌های متفاوت از «استقلال» خود به چالشی تازه درون نهاد وکالت تبدیل خواهد شد؟

پاسخ هرچه باشد، امسال هفتم اسفند بیش از هر زمان دیگر یادآور این واقعیت است که استقلال، صرفاً یک عنوان تاریخی نیست؛ مفهومی زنده است که در نسبت با جامعه، قانون و وجدان حرفه‌ای معنا می‌یابد. در میانه سوگ و استقلال، جامعه وکالت ناگزیر است تصمیم بگیرد چگونه این میراث ۷۳ ساله را پاس بدارد: با سکوت، با آیین، یا با بازتعریفی از هر دو.

1717

کد مطلب 2187423

برچسب‌ها

خدمات گردشگری

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
9 + 3 =

آخرین اخبار

پربیننده‌ترین