به گزارش پایگاه فکر و فرهنگ مبلغ، پاسخ به سؤالِ یک پرسشگر از مرکز ملی پاسخگوئی به سوالات دینی ارائه شده است:
پرسش:
به ما میگویند در زندگی قناعت کنید و از طرفی میگویند؛ از خدا کم نخواهید! به نظرتان چه کنیم؟
پاسخ:
هر دو گزینه فوق در آیات و روایات ما فراوان توصیه شده است؛ از طرفی سفارشهای بسیاری در مورد قناعت و اکتفا کردن به آنچه خداوند متعال تقدیر کرده وجود دارد و از طرفی در آیات و روایات و کلمات بزرگان به ما گفتهاند از خداوند متعال زیاد بخواهید و همت عالی داشته باشید و از خداوند کم نخواهید. ازاینرو طبیعی است که برای برخی افراد سؤال فوق ایجاد شود. برای پاسخ به این سؤال توجه به چند نکته لازم است.
نکته اول: معنای زیاد خواستن از خداوند متعال
غالب روایاتی که به ما توصیه میکنند از خداوند متعال زیاد درخواست کنید، معمولاً در مقام بیان این نکته هستند که خواستههای خود را (هرچند خیلی زیاد باشد) در درگاه لطف و در برابر کرم و قدرت الهی زیاد نبینید؛ چراکه برای خداوند متعال که قدرت و کرامت و علم بینهایت دارد خواستههای شما زیاد و سنگین نیست، بلکه هر چه باشد کوچک است. فکر نکنید اینهمه خواسته از کرم و قدرت و لطف خدا بیشتر است؛ مانند این روایت شریف که از نبی اکرم صلیاللهعلیهوآله نقل شده که میفرمایند: «از خداوند بخواهید؛ و زیاد بخواهید؛ زیرا هیچچیز برای او زیاد و بزرگ نیست.» (1)
همچنین حضرت فرمودند:
«خداوند میفرماید: ... اگر دلهای [همه] بندگانم آرزویی همچون آرزوی دل خوشبختترین بنده مرا بکنند [و من آرزوی آنان را برآورم] این آرزوها همچون سوزنی است که بندهای از بندگان من، آن را در آب دریا فروبرد؛ زیرا عطای من با یککلام است و ابزار من نیز یککلام و آن به این است که من به چیزی بگویم: "هست شو" هست میشود (بهمحض اینکه هستی یافتنِ چیزی را اراده کنم هستی مییابد).» (2)
نکته دوم: محدود نبودن زیاد خواستن به امور دنیایی
غالب روایاتی که به ما توصیه میکنند از خداوند متعال زیاد درخواست کنید، مطلق هستند و محدود به دنیا و رزق دنیا نمیباشند؛ مانند روایت امام باقر علیهالسلام که میفرمایند:
«هیچ خواستهای را زیاد مشمارید؛ زیرا آنچه نزد خداست بیش از آن است که میپندارید.» (3)
پس یکی از جوابهای سؤال فوق این است که در امور مادی باید قناعت کرد، ولی در امور آخرتی که مربوط به آخرت است نباید قناعت کرد و هر چه آنها را از خدا بیشتر بخواهیم بهتر است. گاهی برخی نعمتها دنیوی هستند و از دنیا شروع میشوند و در آخرت به اوج نمود خود میرسند، اما از جنس رزق مادی نیستند مانند علم و معرفت، ایمان، یقین، اخلاق نیکو، توفیق عبادت و خدمت به مردم، دوستان صالح و ... در اینگونه امور قناعت نمودن مذموم است و باید هر چه بیشتر از خدا خواست. چنانچه حضرت علی علیهالسلام- در وصیت خود به فرزند بزرگوارشان امام حسن علیهالسلام- فرمود:
«باید برای خود، آن چیزی را [از خدا] بخواهی که جمال و نیکی آن برایت بماند و وبال و آزارش از تو دور ماند. مال و ثروت برای تو نمیماند و تو نیز برای آن نخواهی ماند.» (4)
پس میتوان سؤال فوق را اینگونه هم جواب داد که منظور از زیاد خواستن از خدا، خواستن اینگونه امور است که منافاتی با قناعت کردن در امور مادی ندارد.
نکته سوم: زیاد خواستن و دعا برای دیگران
زیاد خواستن از خدا همیشه به معنای برای خود خواستن نیست؛ بلکه میتواند معنای زیاد خواستن از خدا، این باشد که هم برای خود و هم برای همه مسلمین و مؤمنین بخواهید. چنانچه در آداب دعا رسول خدا صلیاللهعلیهوآله میفرمایند:
«هرگاه یک نفر دعا میکند، برای همه دعا کند؛ زیرا این دعا به اجابت نزدیکتر است. کسی که پیش از دعا کردن برای خود برای چهل نفر از برادرانش دعا کند، آن دعا در حقّ آنان و در حقّ خودش مستجاب شود.» (5)
پس جواب دیگری که به سؤال فوق میتوان داد این است که در زندگی به آنچه خداوند برای انسان مقدر کرده قناعت کند، ولی در موقع دعا از خداوند زیاد درخواست نماید هم برای خود و هم برای همه مسلمانان و مؤمنین و نیازمندان.
نکته چهارم: زیاد خواستن و ناامید نشدن
زیاد خواستن گاهی میتواند به معنی زیاد دعا کردن و ناامید نشدن از استجابت باشد، چون برخی مواقع ما مستجاب شدن دعای خود را متوجه نمیشویم و کمکم ناامید شده و کمتر دعا میکنیم؛ چنانچه در روایات متعددی بشارت دادهاند که هیچ دعایی نیست که بیتأثیر باشد؛ بلکه حتماً نوعی از استجابت برای آن وجود دارد. پس ناامید نشوید و زیاد دعا کنید. هرچند نتیجه و استجابت محسوسی مشاهده ننمایید؛ مانند این روایت رسول اکرم صلیاللهعلیهوآله که فرمودند:
«هر مسلمانی که خدا را به دعایی بخواند و آن دعا برای قطع رحم یا رسیدن به گناهی نباشد، خداوند متعال یکی از این سه کار را در حقّ او میکند: یا دعایش را در دنیا برآورَد، یا آن را ذخیره آخرت او قرار دهد و یا بدی و گزندی را از او دور سازد.» (6)
نکته پنجم: زیاد خواستن به معنی همهچیز خواستن
زیاد خواستن از خدا که در کلمات اولیای دین و بزرگان توصیه میشود، میتواند به معنی همهچیز خواستن از خدا و فقط از او درخواست کردن باشد؛ چنانچه اهلبیت علیهمالسلام به ما توصیه فرمودهاند که همهچیزتان را از خدا بخواهید حتی نمک آش و بند کفشتان و از غیر خدا چیزی را مستقلاً درخواست نکنید که خود نوعی شرک است. پیامبر خدا صلیاللهعلیهوآله فرمودند:
«برای هر حاجتی که دارید، حتی اگر بند کفش باشد، دست خواهش بهسوی خداوند دراز کنید؛ زیرا تا او آن را آسان نگرداند آسان [برآورده] نشود.» (7)
نکته ششم: قناعت و درخواست رزق مادی فراوان
با وجود معانی متعددی که برای «زیاد خواستن از خدا» بیان شد، بااینحال در موارد زیادی، بخصوص در دعاهای اهلبیت علیهمالسلام رزق وسیع و کثیر از خدا خواسته شده است. بدین معنا که معانی فوق منافاتی ندارد که در برخی، ما از خداوند متعال رزق مادی دنیایی فراوان هم درخواست کنیم؛ همچنانکه اهلبیت علیهمالسلام اینگونه درخواستهایی هم داشتهاند. در این صورت برای پاسخ به سؤال فوق باید گفت انسان باید مقام دعا را از مقام زندگی جدا نماید. در موقع دعا همه خیرات دنیایی و آخرتی را درخواست نماید حتی رزق و روزی وسیع و کثیر طلب نماید و سعی کند شرایط لازم برای مستجاب شدن اینگونه دعاها را فراهم کند؛ اما در طول زندگی و موقع مشاهده مقدرات الهی و نحوه پاسخگویی خدا به درخواستها و دعاهای او، در مقابل قضا و تقدیر الهی تسلیم بوده و راضی به رضای او باشد و به هر چه خدا برای او مقدر کرده قناعت کند و ناسپاسی و حرص و طمع را از خود دور نماید و بداند تمام خواستههای او حتماً پاسخ داده میشود، منتهی آنگونه که خدا صلاح میداند نه همیشه آنگونه که او میخواهد. چنانچه حضرت علی علیهالسلام میفرمایند: «تأخیر در اجابت دعا تو را نومید نگرداند؛ زیرا بخشش [خداوند] بسته به نیّت [او] است؛ چهبسا که در برآوردن خواهشت تأخیر شود تا بدینوسیله خواهنده را پاداش بزرگتر و امیدوار [به بخشش الهی] را بخشش بیشتر دهد؛ بسا باشد که چیزی بخواهی و به تو داده نشود، اما دیر یا زود بهتر از آن به تو داده شود، یا برای خیر و مصلحت تو از تو دریغ شده است؛ و بسا خواستهای که اگر برآورده شود موجب نابودی و تباهی دین تو گردد.» (8)
نتیجه:
معنای زیاد خواستن از خدا میتواند محدود ننمودن دعاها به امور مادی و دنیایی یا محدود نکردن دعاها به دعای به خود یا ناامید نشدن از تأخیر اجابتها یا همهچیز را از خدا خواستن باشد که در این صورت منافاتی با توصیه به قناعت ندارد و در همان راستا است؛ اما اگر زیاد خواستن را به خواستن زیاد رزق و روزی مادی هم تعمیم بدهیم کما اینکه در سیره و روایات و دعاهای اهلبیت علیهمالسلام چنین موضوعی را مشاهده میکنیم؛ سؤال فوق را اینگونه جواب میدهیم که باید مقام دعا را از مقام زندگی و رؤیت نتیجه دعاها تفکیک کرد؛ در مقام دعا همهچیز ازجمله رزق مادی زیاد را باید از خدا خواست، اما پسازآن در برابر تقدیرات الهی تسلیم بود و به آنچه مقدر کرده قناعت نمود.
منابع مطالعاتی:
1. کتاب دعا در فرهنگ اسلام و آثار آن در اصلاح رفتار، نویسنده: ثریا سادات حسینی، انتشارات هورین
2. کتاب آداب دعا، نویسنده: عبدالحسین طیب، انتشارات: تبیان
3. کتاب آداب و فنون نیایش، نویسنده: رسول میرباقری، انتشارات: میراث ماندگار
پینوشتها:
1. «سَلُوا اللَّهَ وأجزِلُوا، فإنَّهُ لا یَتَعاظَمُهُ شیءٌ.» حر عاملی، محمد بن حسن، وسائل الشیعه، مؤسسه آل البیت علیهمالسلام، قم، اول، 1409 ق،، ج7، ص: 25.
2. «إنَّ اللَّهَ یَقولُ: ... وَلَو أنَّ قُلوبَ عِبادِی اجتَمَعَتْ عَلی قَلبِ أسعَدِ عَبدٍ لی ما زَادَ ذلِکَ إلّامِثلَ إبْرَهٍ جاءَ بِها عَبدٌ مِن عِبادِی فَغَمَسَها فی بَحرٍ، وذلِکَ أنَّ عَطائی کَلامٌ، وعُدَّتی کَلامٌ و إنّما أقولُ لِلشَّیءِ: کُنْ، فَیَکونُ.» طوسی، محمد بن حسن، الامالی، تحقیق: مؤسسه بعثت، قم، دارالثقافه للطباعه و النشر و التوزیع، اول، 1414 ق، ص: 675.
3. «لا تَستَکثِرُوا شَیئاً ممّا تَطلُبُونَ، فما عِندَ اللَّهِ أکثَرُ مِمّا تُقدِّرونَ.» طبرسی، حسن بن فضل، مکارم الاخلاق، قم، الشریف الرضی، چهارم، 1412 ق، ص: 317.
4. «ولتَکُن مَسألَتُکَ فیما یَعنِیکَ مِمّا یَبقی لَکَ جَمالُهُ ویُنفی عنکَ وبالُهُ، والمالُ لا یَبقی لک ولا تَبقی لَهُ.» حرانی، حسن بن علی ابن شعبه، تحف العقول، تحقیق: علیاکبر غفاری، قم، جامعه مدرسین حوزه، دوم، 1404 ق، ص: 75.
5. «إذا دَعا أحَدٌ فَلْیُعِمَّ فإنّه أوجَبُ للدُّعاءِ، ومَن قَدَّمَ أربعینَ رَجُلًا مِن إخوانِهِ قَبلَ أن یَدعُوَ لِنفسِهِ استُجِیبَ لَهُ فیهِم وفی نفسِهِ.» مجلسی، محمدباقر، بحارالانوار الجامعه لدرر اخبار الائمه الأطهار علیهمالسلام، 110 جلد، تحقیق: جمعی از محققان، بیروت، دار إحیاء التراث العربی، دوم، 1403 ق، ج90، ص: 313.
6. «ما مِن مُسلمٍ دَعا اللَّهَ تعالی بدعوهٍ لَیسَ فیها قَطیعَهُ رَحِمٍ ولا استِجلابُ إثمٍ إلّاأعطاهُ اللَّهُ تَعالی بها إحدَی خصالٍ ثلاثٍ: إمّا أن یُعَجِّلَ لَهُ الدَّعوهَ و إمّا أن یَدَّخِرَها لَهُ فی الآخِرَهِ و إمّا أن یَرفَعَ عَنهُ مِثلَها مِن السُّوءِ.» طبرسی، حسن بن فضل، مکارم الاخلاق، قم، الشریف الرضی، چهارم، 1412 ق، ص: 269.
7. «سَلُوا اللَّهَ عزّوجلّ ما بدا لَکُم مِن حوائجِکُم حتّی شِسعَ النَّعلِ؛ فإنّهُ إنْ لَم یُیَسِّرْهُ لَم یَتَیسَّرْ.» طبرسی، حسن بن فضل، مکارم الاخلاق، قم، الشریف الرضی، چهارم، 1412 ق، ص: 270.
8. «لا یُقَنِّطَنَّکَ إبطاءُ إجابتِهِ، فإنَّ العطیَّهَ علی قَدْرِ النِّیَّهِ، وربّما اخِّرَتْ عنکَ الإجابهُ لِیَکونَ ذلکَ أعظَمَ لِأجرِ السائلِ وأجزَلَ لِعَطاءِ الآمِلِ، وربّما سألتَ الشیءَ فلم تُؤْتاهُ واوتیتَ خیراً مِنهُ عاجِلًا أو آجِلًا، أو صُرِفَ عنکَ لِما هُوَ خیرٌ لکَ، فَلَرُبَّ أمرٍ قد طَلِبْتَهُ وفیهِ هلاکُ دینِکَ لو اوتیتَهُ.» شریف رضی، محمد بن حسین، نهجالبلاغه، تحقیق و تصحیح: صبحی صالح، قم، هجرت، اول، 1414 ق، ص: 399.






نظر شما