به گزارش خبرگزاری خبرآنلاین، ناصرالدینشاه قاجار در خاطرات روز دوشنبه ۱۵ ذیقعده ۱۲۸۷ (۱۷ بهمن ۱۲۴۹): امروز باید به سلطانآباد برویم، سه فرسخ سبک بود. صبح برخاسته رخت پوشیده، سوار کالسکه شدیم. هوا مِه و تاریک بود، هیچجا دیده نمیشد. راندیم، ناهار را هم در شهر سلطانآباد خوردیم. از تاریکی هیچ چیزی معلوم نشد. راه قدری که رفتم خوب بود، صاف برای کالسکه – تا یک فرسنگ و نیم، بعد سرازیری کمی شد. طرفین راه کوه سنگی به نظر آمد. زمین یخزده و لیز بود. سوار اسب شدم، اسب هم خیلی به احتیاط باید رانده میشد. شتر، قاطر زیادی هم لغزیده افتاده بودند، اما الحمدلله هوا باد نداشت گرم بود. باز سوار کالسکه شدم. الی شهر اغلب سرازیر سربالا بود. گاهی با کالسکه میرفتم. نزدیک شهر قدری مِه واز [باز] شد. دست راست کوههای سنگی بلند پیدا بود. «سهده» طرف دست راست است. تا چشم کار میکرد باغات و اشجار و آبادی بود. اسم سهده از این قرار است: سِنیجان، فیجان، کَرَهرود.
دست چپ هم کوه سنگی بود، اما درست پیدا نبود. زمین برف زیادی دارد، الحمدلله تعالی همهجا تا چشم کار میکند سفید است؛ به قدر یک چارک برف در زمین بود. زمین و کوهها سیاهی نداشت. لذتی داد الحمدلله. این برف تازه باریده است، یعنی پریشب. به سلطانآباد نرسیده، نزدیک شهر باغات دارد. با کالسکه گذشته – چون کوچه یخ زده بود – از آنجا گذشته سوار شدیم.
حاجی سیدمحمدباقر، حاجی سیدمحسن علمای عراق آمده بودند. مشیرالدوله، یحیخان آمدند. رفتم داخل شهر شده. عمارات دیوانی را خوب تعمیر کرده بودند. ناهار خوردیم. در اتاق اخشکهداری بخاری روشن کرده بودند، منزل کردیم. امروز کل موی مردم وحیوان، از مژه چشم الی هرجا که مو بود که باد میخورد، یخ کرده بود، سفید شده بود. [....] ریش شهابالملک طور غریبی شده بود، مخصوصا احضار شد، تماشا کردم. موی سبیل و ریش، مژه، یال و گوشِ قاطر [و] شتر بسیار بسیار خنده داشت، بسیار بامزه.
خلاصه شب بعد از شام مردانه شد، یحییخان و غیره آمدند، قدری روزنامه خواند یحییخان. بعد خوابیدیم. بسیار بسیار بسیار سرد بود هوا. [...]
هوشنگمیرزا حاکم گلپایگان – خوانسار امروز آمده بود. محمدامینمیرزا را که مستوفیالممالک موقتا حاکم کمره کرده است، او هم شب شنیدم آمده است.
منبع: روزنامه خاطرات ناصرالدینشاه قاجار از ربیعالاول ۱۲۸۷ تا شوال ۱۲۸۸ ق به انضمام سفرنامه کربلا و نجف، به کوشش مجید عبدامین، تهران: انتشارات دکتر محمود افشار، چاپ اول، زمستان ۱۳۹۸، صص ۲۷۹-۲۷۸.
۲۵۹





نظر شما