خبرآنلاین - محمد عارف معزی: سفر ناگهانی و بدون اطلاعرسانی قبلی عباس عراقچی به لبنان، در شرایطی انجام شده که روابط تهران و بیروت در یکی از حساسترین مقاطع خود طی سالهای اخیر قرار دارد. غیبت هرگونه اعلام رسمی پیش از انجام این سفر، آن هم در فضای متشنج سیاسی لبنان و همزمان با مواضع تند برخی مقامات لبنانی علیه ایران، باعث شده این سفر بیش از آنکه یک دیدار معمول دیپلماتیک تلقی شود، بهعنوان تلاشی برای مدیریت بحران و ترمیم روابط آسیبدیده دو کشور مورد توجه قرار گیرد.
لبنان در ماههای اخیر نهتنها با بحرانهای عمیق داخلی، از فروپاشی اقتصادی گرفته تا بنبست سیاسی و شکافهای شدید جناحی دستوپنجه نرم میکند، بلکه در عرصه سیاست خارجی نیز تلاش کرده است توازن جدیدی میان بازیگران منطقهای و فرامنطقهای ایجاد کند. در چنین شرایطی، روابط با ایران که طی سالهای گذشته یکی از بازیگران تأثیرگذار در معادلات لبنان بوده، وارد مرحلهای پرتنش و مبهم شده است؛ مرحلهای که نشانههای آن را میتوان هم در ادبیات رسمی مقامات لبنانی و هم در برخی تصمیمات عملی بیروت مشاهده کرد.
سفر بدون اعلام قبلی؛ پیام دیپلماسی در سکوت
سفر عراقچی، آن هم بدون فضاسازی رسانهای و اعلام قبلی، از نگاه بسیاری از ناظران به معنای آن است که تهران ترجیح داده اینبار بهجای پیامهای علنی و مواضع رسانهای، مسیر دیپلماسی آرام و پشتپرده را دنبال کند. این انتخاب، خود نشاندهنده درک ایران از حساسیت فضای داخلی لبنان و شکنندگی موازنههای سیاسی در این کشور است؛ فضایی که هرگونه اقدام آشکار میتواند به سوءتفاهمهای جدید یا تشدید فشارها منجر شود.
تنشهای اخیر در روابط تهران و بیروت را نمیتوان به یک عامل مشخص تقلیل داد. بخشی از این تنشها ریشه در تحولات داخلی لبنان دارد؛ جایی که برخی جریانهای سیاسی تلاش میکنند فاصله خود را با محور مقاومت افزایش داده و لبنان را در چارچوبی جدید از روابط منطقهای تعریف کنند. در این چارچوب، ایران بهعنوان یکی از بازیگران اصلی این محور، ناگزیر در کانون انتقادات قرار میگیرد. اظهارات تند یوسف رجی، وزیر خارجه لبنان، علیه ایران را باید در همین بستر تحلیل کرد؛ اظهاراتی که از نگاه تهران نهتنها غیرسازنده، بلکه مغایر با سنت دیپلماتیک روابط دو کشور تلقی میشود.
در کنار این مواضع لفظی، انتشار خبرهایی مبنی بر مخالفت لبنان با پذیرش سفیر جدید جمهوری اسلامی ایران نیز بر پیچیدگی اوضاع افزوده است. اگر این گزارشها تأیید شود، میتوان گفت روابط تهران و بیروت وارد مرحلهای کمسابقه از سردی و بیاعتمادی شده است؛ مرحلهای که پیامدهای آن میتواند فراتر از روابط دوجانبه رفته و بر معادلات منطقهای نیز اثرگذار باشد. برای ایران، لبنان صرفاً یک شریک دوجانبه نیست، بلکه بخشی از یک منظومه ژئوپلیتیک گستردهتر در خاورمیانه محسوب میشود؛ منظومهای که هرگونه تغییر در یکی از اضلاع آن، بر کل ساختار اثر میگذارد.
سفر عراقچی؛ آزمونی برای ترمیم یا ثبت یک بنبست جدید؟
در چنین فضایی، این پرسش جدی مطرح است که آیا سفر عراقچی میتواند نقطه آغازی برای کاهش تنشها و بازسازی اعتماد باشد یا صرفاً تلاشی کوتاهمدت برای مدیریت بحران محسوب میشود؟ پاسخ به این سؤال، تا حد زیادی به محتوای گفتوگوها و پیامهایی بستگی دارد که در این سفر ردوبدل شده است. اگر عراقچی توانسته باشد نگرانیهای ایران را بهصورت شفاف و در عین حال منعطف منتقل کند و همزمان به دغدغههای طرف لبنانی گوش دهد، این سفر میتواند زمینهساز بازتعریف روابط در قالبی واقعبینانهتر باشد.
با این حال، موانع پیشروی بهبود روابط کم نیستند. لبنان امروز بیش از هر زمان دیگری تحت فشار بازیگران خارجی قرار دارد؛ از آمریکا و برخی کشورهای اروپایی گرفته تا بازیگران منطقهای که هر یک تلاش میکنند جایگاه خود را در آینده سیاسی لبنان تثبیت کنند. در چنین شرایطی، هرگونه نزدیکی آشکار به ایران میتواند هزینههایی برای دولت لبنان بههمراه داشته باشد؛ هزینههایی که بخشی از نخبگان سیاسی این کشور تمایلی به پرداخت آن ندارند. این واقعیت، دست دیپلماسی ایران را نیز برای مانور محدود میکند.

از سوی دیگر، ایران نیز با ملاحظات خاص خود وارد این میدان شده است. تهران در شرایطی قرار دارد که تلاش میکند روابط منطقهای خود را مدیریتشدهتر و کمهزینهتر پیش ببرد. در چنین چارچوبی، حفظ لبنان بهعنوان یک شریک راهبردی اهمیت دارد، اما نه به هر قیمتی. به همین دلیل، سفر عراقچی را میتوان تلاشی برای سنجش دقیق شرایط، ارزیابی نیتها و ترسیم خطوط قرمز متقابل دانست؛ سفری که بیش از آنکه بهدنبال دستاورد فوری باشد، بر فهم متقابل و کاهش سوءبرداشتها تمرکز دارد.
اظهارات تند اخیر مقامات لبنانی علیه ایران، اگرچه در تهران با واکنش منفی مواجه شده، اما از منظر تحلیلی میتواند بخشی از یک بازی داخلی و خارجی پیچیدهتر باشد. برخی تحلیلگران معتقدند این مواضع بیش از آنکه بازتابدهنده سیاست راهبردی لبنان باشد، نتیجه فشارها و ملاحظات کوتاهمدت سیاسی است. اگر این تحلیل درست باشد، دیپلماسی آرام و غیرعلنی میتواند مؤثرتر از واکنشهای رسانهای عمل کند؛ مسیری که بهنظر میرسد ایران با اعزام بیسر و صدای عراقچی آن را انتخاب کرده است.
در نهایت، باید گفت سفر امروز عراقچی به لبنان را نمیتوان صرفاً یک رویداد دیپلماتیک عادی دانست. این سفر در دل خود نشانههایی از نگرانی، امید و تردید را همزمان حمل میکند. نگرانی از عمیقتر شدن شکافها، امید به امکان گفتوگو و ترمیم روابط، و تردید نسبت به میزان آمادگی طرف مقابل برای حرکت در این مسیر. پاسخ نهایی به این معادله، نه امروز بلکه در هفتهها و ماههای آینده و در رفتار عملی دو طرف مشخص خواهد شد.
اگر این سفر بتواند زمینه را برای کاهش تنشهای لفظی، حلوفصل اختلافات دیپلماتیک مانند موضوع سفیر و بازگشت به گفتوگویی سازنده فراهم کند، میتوان آن را یک گام مثبت و مؤثر ارزیابی کرد. اما اگر اختلافات ساختاری و فشارهای خارجی بر لبنان غلبه کند، سفر عراقچی شاید تنها بهعنوان تلاشی ثبت شود که بیش از آنکه به تغییر منجر شود، واقعیتهای تلخ معادلات منطقهای را عیان کرده است. در هر صورت، آنچه مسلم است این است که دیپلماسی تهران و بیروت وارد مرحلهای حساس شده؛ مرحلهای که مدیریت آن نیازمند دقت، صبر و واقعبینی دوطرفه است.
اهداف سفر عراقچی به لبنان
در همین راستا، خبرگزاری خبرآنلاین، برای بررسی دقیق تر ابعاد این سفر و جزئیات این اتفاق با جعفر قنادباشی، کارشناس مسائل آفریقا به گفتگو پرداخته است.
جعفر قنادباشی در پاسخ به این سوال که «دلیل اینکه آقای عراقچی تصمیم گرفتند در این شرایط بدون اعلام قبلی به لبنان سفر کنند، چیست؟» اظهار داشت: صحبتهای خود آقای عراقچی تا حدی اهداف این سفر را روشن میکند، اما به نظر من، این سفر سه هدف اصلی را دنبال میکرد. هدف نخست به روابط دوجانبه جمهوری اسلامی ایران و لبنان بازمیگردد. هدف دوم به تحولات منطقه و در سطحی کلانتر به مسائل جهانی مربوط میشود. با این حال، آنچه به نظر من در این سفر از اهمیت بیشتری برخوردار است، مسائل منطقهای است.
وی در ادامه تاکید کرد: مسائل منطقه در شرایط خاصی قرار دارد، بهویژه از منظر موازنه قوا و شرایط حاکم بر آن. در حال حاضر میتوان گفت که رژیم صهیونیستی در وضعیت نامناسبی قرار گرفته است. به نظر میرسد یکی از اهداف اصلی این سفر، انتقال این درک و آگاهی به طرف لبنانی باشد که پشتصحنه تهدیدات صهیونیستها و حتی پشتصحنه حملاتی که به لبنان و غزه انجام میدهند، بیش از آنکه نشانه قدرت باشد، بیانگر نوعی ناتوانی است که آنها تلاش میکنند آن را پنهان کنند.

این کارشناس مسائل آفریقا گفت: در واقع، جمهوری اسلامی ایران به این جمعبندی رسیده است که رژیم صهیونیستی، چه از نظر نظامی، چه از نظر سیاسی و چه از نظر میزان حمایتهای بینالمللی، بهویژه پس از تحولات اخیر و در شرایطی که ایالات متحده آمریکا نیز درگیر مسائل و بحرانهای خود، از جمله گرفتار شدن در نوعی بنبست و باتلاق سیاسی شده و اعتراضات جهانی علیه سیاستهای آنها آغاز شده است، در موقعیتی ضعیف قرار دارد. اسرائیل امروز در آسیبپذیرترین شرایط خود به سر میبرد.
اهمیت ارزیابی مشترک تهران و حزبالله از شرایط منطقه
قناد باشی تاکید کرد: از این رو، لبنانیها نباید با این تصور که اسرائیل در موضع قدرت قرار دارد، مواضع نرم و انعطافپذیری در قبال این رژیم اتخاذ کنند. به نظر من، رایزنی درباره این موضوع که رژیم صهیونیستی در چه موقعیتی قرار دارد، چه اهدافی را در شرایط کنونی دنبال میکند و چه تفاوتهایی با گذشته پیدا کرده است، مهمترین هدف سفر آقای عراقچی به لبنان بوده است.
وی در پایان اظهار داشت: البته شنیدن دیدگاهها و ارزیابیهای مقامات لبنانی و همچنین مقامات حزبالله، اینکه آنها چه برداشتی از شرایط دارند و این برداشتها تا چه اندازه با تحلیلهای ما همراستاست، خود موضوع مهم دیگری است.
۲۱۹/۴۲





نظر شما