کالبدشکافی واقعیت  حذف تلخ تیم ملی / چه تیم‌هایی دست‌به‌دست هم دادند تا ایران در جام جهانی قربانی شد؟

تلخی ماجرا این‌جاست: تیم ملی نه حذف شد چون له شد، نه حذف شد چون همه چیز را باخت. ایران حذف شد چون کار خودش را تمام نکرد و بعد مجبور شد به نتیجه دیگران دل ببندد.

سپهر ستاری؛ اگر بخواهیم صادقانه درباره حذف تیم ملی در جام جهانی ۲۰۲۶ بنویسیم، باید از یک شکست ساده حرف نزنیم. ایران در زمین نباخت، اما در جدول باخت؛ نه مقابل یک تیم مشخص، بلکه مقابل زنجیره‌ای از نتیجه‌ها که یکی پس از دیگری در آن سوی دنیا رقم خوردند و مثل دومینو، مسیر صعود را بستند.

تساوی یک ـ یک مقابل مصر، از نظر فوتبالی نتیجه‌ای آبرومندانه بود؛ تیم ملی شکست نخورد، سه بازی‌اش را با سه مساوی تمام کرد و با ۳ امتیاز و تفاضل گل صفر، منتظر جدول تیم‌های سوم ماند. مشکل اما از همین‌جا شروع شد. ایران دیگر اختیار سرنوشتش را در دست نداشت. از آن لحظه به بعد، هر گل در یک گروه دیگر، هر مساوی دیرهنگام، هر برد غیرمنتظره و هر نتیجه عجیب، می‌توانست یک پله ایران را پایین‌تر ببرد.

ما به سه امتیاز خود تکیه کرده بودیم، اما جام جهانی ۴۸ تیمی با کسی تعارف ندارد. در جدول تیم‌های سوم، ۳ امتیاز همیشه کافی نیست؛ مخصوصاً وقتی چند تیم دیگر با ۴ امتیاز بالا می‌آیند یا تیم‌های ۳ امتیازی با تفاضل گل بهتر، جایگاه صعود را از دسترس خارج می‌کنند. همین اتفاق برای ایران افتاد. کف امتیاز و تفاضل لازم برای صعود، آرام‌آرام بالا رفت و تیم ملی، بی‌آن‌که در زمین شکست خورده باشد، از جدول بیرون ماند.

کالبدشکافی واقعیت  حذف تلخ تیم ملی؛ چه تیم‌هایی دست‌به‌دست هم دادند تا ایران در جام جهانی قربانی شد؟

نخستین ضربه جدی از جایی آمد که کمتر کسی انتظارش را داشت؛ اکوادور ۲ بر یک آلمان را شکست داد. این نتیجه، فقط یک شگفتی بزرگ نبود؛ برای ایران معنای مستقیم داشت. اکوادور با این برد ۴ امتیازی شد و یکی از صندلی‌های ارزشمند تیم‌های سوم را گرفت. اگر آلمان نمی‌باخت، یکی از رقبای مستقیم ایران در جدول سوم‌ها می‌توانست پایین‌تر بماند؛ اما برد اکوادور معادله را سخت‌تر کرد.

بعد نوبت سوئد، پاراگوئه و چند تیم دیگر رسید؛ تیم‌هایی که با تساوی‌ها و امتیازهای به‌ظاهر کوچک، خودشان را بالاتر از ایران نگه داشتند. سوئد با تساوی برابر ژاپن به ۴ امتیاز رسید. پاراگوئه هم با تساوی بدون گل مقابل استرالیا، جمع امتیازش را به ۴ رساند. این‌ها شاید در نگاه اول نتیجه‌های بزرگی نباشند، اما برای ایران یعنی یک پیام روشن: تعداد تیم‌های سومِ بالاتر از ما بیشتر و بیشتر شد.

سنگال هم با برد پرگل برابر عراق، مسیر دیگری را بست. این‌جا فقط سه امتیاز مهم نبود؛ تفاضل گل تعیین‌کننده شد. سنگال با برد ۵ بر صفر، به تیمی ۳ امتیازی با تفاضل مثبت تبدیل شد و از ایرانِ ۳ امتیازی با تفاضل صفر جلو زد. یعنی حتی آن‌جایی که ایران می‌توانست امیدوار باشد بین تیم‌های ۳ امتیازی شانس داشته باشد، یک برد سنگین در گروهی دیگر همه چیز را عوض کرد.

اما ضربه‌های نهایی بعد از بازی ایران و مصر وارد شد. کنگو مقابل ازبکستان کاری کرد که ایران اصلاً دوست نداشت ببیند؛ ۳ بر یک برد و خودش را به جمع تیم‌های سوم صعودکننده رساند. ایران به توقف یا شکست کنگو نیاز داشت، اما نتیجه دقیقاً برعکس شد. یک رقیب دیگر از جدول عبور کرد و فاصله ایران با منطقه صعود بیشتر شد.

و سرانجام رسیدیم به همان لحظه تلخ؛ الجزایر ـ اتریش. بازی‌ای که برای چند دقیقه امید را زنده کرد و بعد، همان امید را کشت. نتیجه ۳ ـ ۳ این مسابقه، الجزایر را در جدول تیم‌های سوم نگه داشت و عملاً آخرین مسیر ایران را بست. در چنین وضعیتی، حذف ایران دیگر فقط محصول تساوی با مصر نبود؛ حاصل جمع همه آن اتفاق‌هایی بود که بیرون از زمین تیم ملی افتاد.

ایران قربانی یک اثر دومینویی شد؛ دومینویی که از برد اکوادور مقابل آلمان شروع شد، با تساوی‌های سودمند سوئد و پاراگوئه ادامه پیدا کرد، با برد سنگین سنگال و پیروزی کنگو سنگین‌تر شد و در نهایت با تساوی الجزایر و اتریش، رویای صعود تیم ملی را دفن کرد.

تلخی ماجرا این‌جاست: تیم ملی نه حذف شد چون له شد، نه حذف شد چون همه چیز را باخت. ایران حذف شد چون کار خودش را تمام نکرد و بعد مجبور شد به نتیجه دیگران دل ببندد. در جام جهانی جدید، وقتی سرنوشتت را به زمین‌های دیگر می‌سپاری، هر گلِ دقیقه آخری می‌تواند حکم حذف باشد. ایران با سه مساوی زنده ماند، اما برای صعود، فقط زنده ماندن کافی نبود.

* با دستیاری هوش مصنوعی در گردآوری دادها

۲۵۸ ۲۵۸

کد مطلب 2240426

برچسب‌ها

خدمات گردشگری

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
2 + 6 =