سعید آقایی؛ دوباره همان داستان تکراری. دوباره حذف از جام جهانی. فرقی نمی کند که جام ۱۶ تیمی باشد همانند جام جهانی ۷۸ یا ۲۴ تیمی همانند جام ۹۸ یا ۳۲ تیمی همانند تمامی ادوار اخیر که در آن حضور داشته ایم و یا ۴۸ تیمی مثل همین جام ۲٠۲۶. تیم ملی ایران با هر تعداد تیمی ظاهرا قرار نیست به مرحله بعد صعود کند. گویی طلسم شده ایم و با هر کیفیتی قرار نیست طعم شیرین صعود در جام جهانی را بچشیم.
در ۳ دوره اخیر تنها یک گام با صعود فاصله داشته ایم اما باز هم نشد. در ۲٠۱۸ روسیه ۴ امتیاز در سخت ترین گروه جام گرفتیم و در بازی پایانی مرحله گروهی برابر پرتغال قهرمان اروپا طارمی در ثانیه های پایانی توپ را در مصاف تک به تک به دروازه بان به اوت زد تا با ۴ امتیاز حذف شویم.
در ۲٠۲۲ قطر بعد از برد شیرین برابر ولز و کامبک به جام در بازی آخر برابر آمریکا تنها یک تساوی برای صعود می خواستیم اما یک گل از آمریکا در نیمه اول خوردیم و هر چه زدیم به در بسته خورد تا با ۳ امتیاز حذف شویم.
در ۲٠۲۶ اما این حذف از همیشه دردناک تر و عجیب تر بود. برای نخستین بار در یکی از ضعیفترین گروه های جام جهانی قرار داشتیم و با توجه به صعود تیم های سوم شانس بسیار بالایی داشتیم. در 3 بازی نباختیم اما در نهایت با 3 امتیاز حذف شدیم. این دردناک ترین حذف ایران و تلخ ترین تجربه بود. در میلی متری صعود. می توان برای این ناکامی تلخ و دردناک مرثیه ها نوشت و مثل همیشه زمین و زمان را به هم دوخت. می توان به اتریش و الجزایز گیر داد و آنها را بابت بازی مشکوک متهم کرد اما پیش از همه مرثیه ها، اتهام ها، عتاب ها، بهتر است اندکی واقع بینانه تر نگاه کنیم. واقعیت این است که انگشت اتهام حالا به سمت دیگران است اما 4 انگشت دست به سمت خود ماست. تیمی که به جای چشم دوختن به یاری همسایه ها باید خودش دست به کار می شد و کار را تمام می کرد.
صعود می توانست خیلی راحت تر و بی دردسرتر و بدون کمک و یاری همسایه ها و بازی احتمالات صورت بگیرد. اگر فقط تیم ایران در این گروه اندکی واقع بینانه تر و جسورانه تر به مصاف حریفان می رفت. احتیاط در این گروه ما را کشت و مجازات کرد.
بی تردید تساوی روبروی مصر حتما برنامه اصلی کادر فنی برای این جدال بود. امیر قلعه نویی برای بازی برابر مصر تیمش را حتی از بازی برابر بلژیک هم تدافعی تر در زمین ارنج کرده بود.
او با سیستم تماما تدافعی ۴-۵-۱ که در حقیقت ۵-۴-۱ بود، به مصاف مصر رفت و برای این بازی برای نخستین بار در این تورنمنت از دو هافبک دفاعی صرف و ایستا استفاده کرد تا چند لایه جلوی دروازه خودی بچیند. او برابر مصر علاوه بر سعید عزت اللهی هافبک دفاعی اصلی خود، محمد قربانی را در کنار او به زمین فرستاد تا ۲ هافبک دفاعی جلوی ۵ دفاع خود داشته باشد. یک آرایش کاملا تدافعی که نشان می داد اولویت اصلی امیر در این بازی گل نخوردن است. تیم ایران تحت تاثیر همین آرایش بازی را در زمین خودی آغاز کرد و کاملا عقب نشست و تنها پس از گل خوردن بود که از لاک دفاعی بیرون آمد و حمله کرد. اگرچه عمر این حملات کوتاه بود و به لجظه گل تساوی فقط ادامه داشت.
در نیمه دوم نیز مصر تا دقیقه ۹۰ صاحب توپ و میدان بود و ما فقط دفاع می کردیم. از درست از نخستین ثانیه وقت تلف شده، ایران تغییر روش داد، جلو کشید و سراپا حمله شد. نتیجه این تغییر استراتژی در همان دقایق کوتاه باقی مانده، یک گل مردود و دو ضربه به تیر بود. شاید اگر بازی بیش از ۶ دقیقه وقت تلف شده داشت، ایران با ادامه حملاتش می توانست به گل پیروزی هم برسد. این ثابت می کرد که مصر آنقدرها که فکر می کردیم تیم مهم و هراسناکی نبود و اگر فقط اندکی تغییر استراتژی می دادیم و رو به جلوتر فوتبال بازی می کردیم، براحتی قابل شکست بود. ما از زمان رسیدن به گل تساوی تا حوالی دقیقه ۹۰، تحت هیچ شرایطی در این نبرد به آب و آتش نزدیم. همواره مراقب حریف بودیم و دائما احتیاط کردیم تا گل دوم را دریافت نکنیم. جنس تعویضهای تیم هم طوری نبود که ما را به پیروزی نزدیکتر کند. صالح حردانی به جای کنعانی راهی زمین شد تا خطر دو اخطاره شدن و اخراج محمدحسین تهدیدمان نکند. سامان قدوس هم وقتی دیگر نفس نداشت جایاش را به شهریار مغانلو داد. اتفاقا شهریار کمک زیادی به روند تیم ملی نکرد و نتوانست ظرفیتهای هجومی تیم را افزایش بدهد. پس از این تعویض تا دقیقه ۹۱ خبری از تعویض نبود. آن هم در حالی که محمد محبی از اواسط نیمه دوم کاملا کند و کم اثر به نظر میرسید و نفراتی مثل امیرحسین حسینزاده و مهدی قایدی میتوانستند طراوت بیشتری به ترکیب اضافه کنند. اتفاقا جهانبهش که به جای محبی وارد زمین مسابقه شده بود، با یک سانتر تماشایی ایران را صاحب موقعیتی جدی برای گلزنی کرد. کادر فنی هم باید این حقیقت را بپذیرد که در این بازی ریسک نکرد و در بیشتر دقایق این مسابقه، برای همین تساوی بازی کرد. ما برای بردن مصر، همه ریسکهای ممکن را امتحان نکردیم و ترجیح دادیم تا شکست نخوریم تا دل به اما و اگر ببندیم و در برزخ بمانیم تا اینکه ریسک کنیم و با ریسک به بهشت صعود را برسیم.
این ناکامی تلخ البته سوی دیگری هم دارد. همه اشتباهات ما فقط در بازی برابر مصر نبود. می توان به این گزاره هم فکر کرد که ایران برابر مصر و حتی بلژیک، وارد برزخ نشد. برزخ اصلی بازی نخست و تساوی نومیدکننده برای نیوزیلند بود که ما را به رتبه سوم ایستاد. برابر ضعیفترین تیم گروه که ۲ امتیاز مفت از ما گرفت.
حالا دیگر میتوان با قاطعیت گفت که تیم ملی در هر مسابقهاش در جام جهانی، نسبت به نبرد قبلی بهتر بازی کرده. ما روبروی بلژیک از جدال با نیوزیلند بهتر شدیم و روبروی مصر حتی بهتر از مسابقه با بلژیک بازی کردیم و اگر کمی ریسک پذیر بودیم، حالا صعود کرده بودیم.
با این حال ۲ امتیاز از دست رفته در جدال اول، برای ما گران تمام شد. ایران اگر یکی از دو جدال روبروی بلژیک یا مصر را میباخت اما نیوزیلند را میبرد، حالا به طور حتم به دور بعدی صعود کرده بود. در اینکه ما بازی به بازی بهتر شدیم، شکی وجود ندارد اما اگر این فرم را در همان بازی اول از خودمان نشان میدادیم، کارمان به اما و اگر نمیکشید. روبروی نیوزیلند، حریف را آسان گرفتیم و خیلی راحت گل خوردیم. با آسان گیری اجازه دادیم ضعیفترین تیم گروه ۲ بار از ما جلو بیفتد و هر بار با جان کردن کامبک زدیم. نیوزیلند کلید صعود ما به مرحله بعد بود اما این کلید در روز نخست از دست ما افتاد.
حالا که تیم ملی زود به خانه برمی گردد، تنها دلیل صعود نکردن ما بدون شک نبردن نیوزیلند خواهد بود. تیمی که روبروی بلژیک و مصر حرفی برای گفتن نداشت اما ۲ امتیاز کلیدی را از ما دزدید. سرقتی که شاید بیش از حد برای ما گران تمام شد. سرقتی که ما را از برزخ و حوالی بهشت صعود به جهنم حذف برد. ما اگر برابر نیوزیلند ۳ امتیاز را می گرفتیم، با یک باخت و یک تساوی در ۲ بازی بعدی برابر بلژیک و مصر صعود در مشت ما بود. می توانستیم فریادی از ته دل و از سر شادی بکشیم و جشن بگیریم اما نیوزیلند صدای ما را دزدید. صدایی که با بدشانسی بدل به یک حسرت عمیق شد. حسرتی که تا پایان عمر همراه ماست.
۲۵۸ ۲۵۳







نظر شما