یک مجلس شبیه‌خوانی که قهرمانش «شازده کوچولو» بود

علی‌اصغر دشتی، کارگردان و مدرس تئاتر، «مجلس شبیه‌خوانی شازده کوچولو» را حاصل علاقه‌ای موازی می‌داند: یکی علاقه‌ به شبیه‌خوانی، تحت عنوان یک پیشنهاد اجـرایی یا تـکنیک اجرایی و نه صرفا یک‌ مراسم‌ آیینی- مذهبی و دیگری علاقه‌ به «شازده کوچولو»ی آنتوان دوسنت اگزوپه‌ری.

به گزارش خبرگزاری خبرآنلاین، «ما همیشه‌ ناخواسته‌ به سمت‌وسوی علائق‌مان کشیده‌ می‌شویم و من در «مجلس شبیه‌خوانی شازده کوچولو» به‌طور موازی‌ به دو علاقه‌ام پرداختم‌؛ یکی علاقه‌ام به شبیه‌خوانی، تحت عنوان یک پیشنهاد اجـرایی یا تـکنیک اجرایی و نه صرفا یک‌ مراسم‌ آیینی- مذهبی و دیگری علاقه‌ام به «شازده کوچولو»ی آنتوان دوسنت اگزوپه‌ری.» این بخشی از صحبت‌های علی‌اصغر دشتی، کارگردان و مدرس تئاتر در گفت‌وگو با «هفت» (شماره ۱۲- تیر ۱۳۸۳) در مورد چرایی استفاده از تکنیک اجرایی شبیه‌خوانی برای روی صحنه بردن «شازده کوچولو» است. 

«مجلس شبیه‌خوانی شازده کوچولو» با طراحی و کارگردانی علی‌اصغر دشتی (خوانشی از شاهکار آنتوان دوسنت اگزوپه‌ری براساس برگردان‌های محمد قاضی، ابوالحسن نجفی و احمد شاملو)، اردیبهشت و خرداد ۱۳۸۳ در تالار نو در مجموعه تئاتر شهر روی صحنه رفت. محمد مطلق، سراینده اشعار این اثر نمایشی بود و شبیه‌خوانان آن عبارت بودند از: حسن عقیقی (شبیه خلبان)، علی عقیقی (شبیه شازده کوچولو)، حمیرا مظاهری (شبیه گل سرخ)، یونس لطفی (شبیه شاه)، رامین سیاردشتی (شبیه خودپسند، مار، قرص‌فروش)، مسعود حجازی‌مهر (شبیه میخواره، جغرافی‌دان، سوزنبان)، هدایت هاشمی (شبیه تاجر)، میثم امیراصلانی (شبیه فانوس‌بان، روباه) به همراه عباس صالحی (نوازنده ترومپت) و بهرام یحیایی (نوازنده طبل).   

یک مجلس شبیه‌خوانی که قهرمانش دینی نبود/  «مجلس شبیه‌خوانی شازده کوچولو» چه‌طور شکل گرفت؟

او در این گفت‌وگو در مورد تفاوت تعزیه و شبیه‌خوانی این‌طور توضیح داد: «... این (شبیه‌خوانی) تکنیک اجرایی است‌ و فرق‌اش‌ به‌ زعـم‌ مـن‌ با تعزیه این است که در تعزیه با تعزیت و سوگواری مواجه‌ایم اما شبیه‌خوانی، مثل بَـرخوانی اسـت. چون امام حسین(ع) یک مـوجود زمـینی نیست؛ شـبیه‌اش را روی صـحنه‌ می‌آوریم‌. برای شازده کوچولو هم نـمی‌توانیم جنسی از رفتار حقیقی و زمینی تصور کنیم. این شخصیت به‌ اگزوپه‌ری الهام شـده و مـن سعی کردم شازده کوچولویم را به تـصاویر نقاشی اگزوپه‌ری شبیه کـنم‌. در نـتیجه ما شازده‌ کوچولو را نمی‌خوانیم، شـبیه او را مـی‌خوانیم. اسطوره ما اسطوره‌ای دست‌نیافتنی است.» 

دشتی در مورد چگونگی شکل‌گیری علاقه‌اش به تعزیه افزود: «در یک سفر دانشجویی، در کنار چند هزار نفر، شـاهد ۱۰ شـب تـعزیه از گروه‌های حرفه‌ای بودم. آن‌جا بود کـه متوجه اعجاز آن شدم و فکر کردم می‌شود چند درصدی از این‌ اعجاز را روی صحنه جامعه مدرن آورد. اعجازی که در بـعضی‌ از شـب‌های‌ اجـرای شازده کوچولو هم رخ می‌دهد. بعد از آن سفر بود که نوشتن «نقل شـبیه‌خوانی‌ زن» را شروع کردم که‌ ترکیبی بود از شبیه‌خوانی، نقالی و تخته‌حوضی. این‌ ترکیب‌ در «نقل شبیه‌خوانی زن» ترکیبی جـدید بود؛ نقالی که یک مجلس شبیه‌خوانی‌ را نقل می‌کرد. در آن تجربه بیش‌تر وجوه شبیه‌خوانی را حـذف کـردم. بـرعکس شازده کوچولو که‌ همه وجوه را نگه داشتم و حذف‌نشده‌ترین مورد شبیه‌خوانی‌؛ استفاده از یک‌ قصه دینی را حذف کردم. چون‌ می‌خواستم با مخاطب جامعه مدرن ارتباط برقرار کـنم.... ما در تکیه‌ یا مسجد اجرا نمی‌کنیم؛ پس تقدس مکان را گرفته‌ایم. در ایام محرم‌ و صفر یا در ایام مذهبی خاص دیگری هم روی صحنه نمی‌رویم؛ پس تقدس زمان را هم گرفته‌ایم. تـقدس اسـطوره را هم گرفته‌ایم چون قهرمان‌مان دینی نیست. ما یک مراسم‌ آیینی‌ کوچک‌ با زمان و مکان آیینی نـامعلوم‌ ایـجاد کرده‌ایم‌ و یک اسطوره کم‌ سن‌وسال و دوست‌داشتنی را می‌بینیم که اتفاقا به‌ سمت‌وسویی‌ حرکت مـی‌کند کـه شـاید قهرمانان دینی‌ حرکت کرده‌اند. بعضی‌ها به من می‌گفتند این که‌ کاری‌ ندارد، هر نـمایشنامه‌ای را می‌شود تبدیل به شـعر کـرد و به آواز خواند! اما من می‌گویم نمی‌شود. مثلا «سه خواهر» چخوف را نمی‌شود این‌گونه اجـرا کـرد. چون مهم است که‌ فرم‌ و محتوا جواب‌گوی هم باشند.» 

یک مجلس شبیه‌خوانی که قهرمانش دینی نبود/  «مجلس شبیه‌خوانی شازده کوچولو» چه‌طور شکل گرفت؟

۲۴۲۲۴۲

کد مطلب 2238068

برچسب‌ها

خدمات گردشگری

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
1 + 4 =