همهری نوشت:اگر گذرتان به قلهک بیفتد، اینجا و آنجا تابلوهای شهرداری را که می‌گویند در منطقه ۳ به سر می‌برید، می‌بینید، این در حالی است که در گذشته‌ای نه‌چندان دور قلهک از آبادی‌های تابع شمیران (منطقه یک) بوده است؛ منطقه‌ای که به «کوچه سجاد» معروف بود و پیش از آن «کوچه ده» نام داشت.

می‌خواهیم به ۱۸۰ سال پیش برویم و در زمین‌های قلهک و زرگنده آن عهد قدم بزنیم: اینجا می‌گویند محمدشاه امتیاز مالکیت همه زمین‌ها را به انگلیس و روس داده. وقتی که این آقای وزیر مختار انگلیس‌ها قرار است زمین‌هایمان را هر طور که عشقش می‌کشد این‌ور و آن‌ور کند، برای سفارتشان باغ تابستانی بسازد و کارمندهایش را همین‌جا، سکونت دهد.

پس از این چه خواهد شد؟ در روزهایی که ایران و به‌ویژه تهران در کوران مجادلات سیاسی برای نیل به مشروطه است، چطور می‌شود که قلهک، مهم‌ترین پناهگاه آنهایی می‌شود که از آتش توپ مجلس در بهارستان گریخته‌اند؟

اسرار باغ قلهک

ناصرالدین‌شاه و پس از آن محمدعلی‌شاه، قلهک و زرگنده را دودستی تقدیم روس و انگلیس کردند. این کلیت چیزی است که درباره رابطه دربار قاجار و این دو کشور، حکم مثلثی شوم را دارد، هر چند این هبه گرانقدر در سال ۱۲۱۴ شمسی به‌صورت اجاره به انگلیسی‌ها واگذار شد اما سرانجام پس از قتل امیرکبیر و زمینه‌چینی‌های شش‌ساله میرزاآقاخان و به‌رغم برکناری او، در سال ۱۲۴۲ شمسی، ناصرالدین‌شاه، اراضی باغ قلهک را از تیول (ملک) شاهی درآورده و به‌صورت رایگان، به انگلیسی‌ها بخشید. تا این زمان موبورها در باغ چادرنشینی می‌کردند، اما پس از این، چارلز آلیسون، سفیر انگلیس، تصمیم گرفت که در باغ، ساختمان‌های جدید بسازد. ۶ هکتار داخل خندق شهر و زمین ۲۰هکتاری باغ قلهک، مساحت مناسبی بود؛ ۲۰ هکتار زمین، در بهترین نقطه ییلاقی طهران، آن هم مفت و مجانی و با داشتن حق قضاوت کنسولی. باغ تابستانی سفارت بریتانیا یا همان «باغ قلهک» باعث شد انگلیسی‌ها مدت‌ها در این منطقه مستقر شوند و حتی برای این قریه کدخدا نیز انتخاب کنند؛ باغی که رازهای بسیاری را از وقایع مشروطه تا سلطنت رضاخانی در خود جای داده است.

گفته‌اند اینجا حتی نشست‌های فراماسونی برگزار می‌شده و برخی بر این باورند که بعدها پادشاهی محمدرضاشاه، خروجی یکی از همین جلسات مرموز بوده. باغ، در ظاهر، تنها، محل ملاقات‌ با عوامل داخلی و خارجی بوده اما هر کسی که به قلهک می‌رفته، تحت حمایت سفارت انگلیس از مصونیت سیاسی برخوردار می‌شده است. این وضع بدین منوال ادامه داشت تا آنکه سال‌ها بعد، با لغو حق کاپیتولاسیون، امتیازات ویژه انگلیسی‌ها از بین رفت اما آنها همچنان با استقرار در «رزیدانس»، نامی که خود بر باغ قلهک نهاده بودند، برخی امور سفارتخانه خود را در این محل انجام می‌دادند.

باغ متعلق به ایران است

خود انگلیسی‌ها هم می‌دانستند که باغ قلهک، به‌عنوان مکانی اجاره‌ای در اختیارشان قرار گرفته و هر چند بعدها به‌رایگان در آنجا مانده‌اند اما این ادله‌ای بر مالکیتشان بر باغ نیست. سال‌ها از این ماجرا گذشت و وقتی روابط ایران و انگلیس رو به تیرگی نهاد برای نخستین‌بار در سال ۱۳۸۵، ۱۶۲ نماینده مجلس، مالکیت دولت انگلیس بر باغ قلهک در شمال شهر تهران را «غصبی و فاقد اعتبار» خواندند و خواستار استرداد آن به دولت جمهوری اسلامی ایران شدند. این باغ باید پیش از اینها در اختیار دولت ایران قرار می‌گرفته چون مدت‌هاست اجاره‌اش به پایان رسیده است. نمایندگان گفتند اسناد معتبری دال بر مالکیت ایران بر باغ وجود دارد و اسنادی که انگلیسی‌ها ارائه می‌دهند جعلی است.

البته ماجرا از آنجا جدی‌تر شد که دکتر محمدباقر قالیباف شهردار تهران ادعا کرد بر اساس رصدهایی که انجام داده تعدادی از درختان باغ قلهک به‌صورت غیرمتعارف خشک شده و حتی به آتش کشیده شده. این موضوع باعث شد، شهردار پایتخت، مراتب را به قوه قضاییه اطلاع داده و به نوعی از سفارت انگلستان شکایت کند؛ باغی که روز اول مهرماه سال ۱۳۸۲ با شماره ثبت ۱۰۴۰۵ به‌عنوان یکی از آثار ملی ایران به ثبت رسید و چند سال بعد، بخش عمده‌ای از آن به دفتر شورای فرهنگی بریتانیا اختصاص یافته بود.

البته از همان ابتدا هم این باغ به‌عنوان بخشی از سفارت انگلیس فعالیت می‌کرد و تابستان‌های گرم پایتخت، امور کنسولی نه در سفارتخانه مرکز شهر، که در قلهک انجام می‌شد. هنوز هم پس از مناقشات فراوان، طبق منابع موجود در وزارت امور خارجه، سندی در رابطه با تملک انگلیسی‌ها بر این باغ وجود ندارد. قدیمی‌ترین سند مکتوب که به این موضوع مربوط می‌شود به تاریخ ۱۲۷۸ قمری می‌رسد که نامه تشکر سفیر انگلیس به خاطر واگذاری باغ قلهک است؛ واگذاری البته به معنای اجاره ماهانه ۱۵ لیر و پس از آن اجاره رایگان، و نه بخشیدن مالکیت.

۱۸۰ سال قبل در قهلک و زرگنده چه خبر بود؟ | دهخدا و یارانش اینجا پناه گرفتند

امروز در باغ چه خبر است؟

اگر از خیابان شریعتی، حد فاصل خیابان دولت و پل صدر گذشته باشید حتماً دیواری بلند و طولانی با آجرهای قرمزرنگ و درهای بزرگ و کوچکش را دیده‌اید؛ باغی که بیش از ۱۸۰ سال است آنجا جا خوش کرده. قلهکی‌ها سال‌هاست به خوبی آن را می‌شناسند و می‌دانند کتاب قطور تاریخ از قاجار تاکنون با وقایع پرشماری به محوریت این باغ ورق خورده است. حالا و از پس این همه سال آنجا چه خبر است؟

در ضلع شمالی این باغ، مؤسسه ایران‌شناسی انگلیس و مرکز فرهنگی و آموزشی انگلیس واقع است؛ مؤسسه‌ای که‌گاه با برپایی جلسات گوناگون و نشر مطالب مختلف سعی در بازشناسی ایران و فرهنگ بومی ایرانیان داشته است. در جنوب این باغ و ضلع شمالی خیابان شهید کلاهدوز (دولت)، گورستان باغ قلهک با دری چوبی و قدیمی و وسعتی چند هزار متری قرار گرفته. اگر شما نیز از خیابان شریعتی وارد خیابان شهید کلاهدوز شوید، می‌توانید گنبد فیروزه‌ای‌رنگی را که بنای یادبود تعدادی از کشته‌شدگان انگلیسی است، ببینید؛ گورستانی قدیمی که اهالی محل با نام «گورستان دولت» آن را به یاد می‌آورند.

از سردر گورستان و از روی صلیب‌های نصب شده روی قبور و نیز تاریخ‌هایی که روی سنگ‌ها منقوش است، چنین به نظر می‌رسد که این گورستان صرفاً ب