گسترش جنگ یا مهار بحران؛ منطقه بر سر یک دوراهی خطرناک/  گام دوم به سوی یک جنگ جهانی برداشته شده است؟

رویدادهای متوالی در هفته‌های گذشته از آغاز محاصره دریایی عربستان توسط انصارالله یمن تا حمله پهپادی اوکراین به کشتی تجاری ایران در دریای خزر، تجاوز نظامی مشترک عربستان سعودی و ایالات متحده آمریکا به خاک عراق و حمله پهپادی به دو تانکر گاز مایع در بندر دمیاط مصر، نگرانی‌ها در مورد تشدید افقی جنگ در سطح منطقه و فراتر از آن را افزایش داده‌است.

به گزارش خبرآنلاین،رویدادهای مرتبط با تجاوز نظامی آمریکا و اسرائیل به ایران در طول هفته گذشته در کنار رویدادهایی که به ظاهر غیرمرتبط به نظر می‌رسید، نگرانی از تشدید تنش‌های ناشی از تجاوز نظامی آمریکا و اسرائیل به ایران را در سطح منطقه غرب آسیا و دیگر نقاط جهان دامن زده‌است.

به روایت ایرنا؛ به اعتقاد بسیاری از تحلیل‌گران این تحولات همگی در هم‌تنیده و مرتبط با یکدیگر هستند و نشان‌دهنده گسترش جنگ از تنگه هرمز و خلیج فارس به آب‌های دریای سرخ، دریای مدیترانه و دریای خزر تلقی می‌شوند. حتی برخی تحلیل‌گران این فرآیند را حرکتی تدریجی به سمت یک جنگ جهانی ارزیابی می‌کنند.

گیدئون راچمن، ستون‌نویس ارشد روزنامه فایننشیال تایمز نوشت: «جنگ‌های منطقه‌ای در اروپا، خاورمیانه و آسیا در حال هم‌پوشانی هستند. با درگیری مستقیم اوکراین و ایران در دریای خزر و حضور نیروهای کره شمالی در جنگ اوکراین، می‌توان گفت گام دوم به سوی یک جنگ جهانی برداشته شده است.»

طرف‌هایی که در هر یک از این حملات جدید مشارکت داشته‌اند یا به مشارکت در آن متهم شده‌اند، به عناوین مختلف تأکید کرده‌اند که به هیچ وجه قصد گسترش جنگ را ندارند. به گزارش آکسیوس، خالد بن سلمان، وزیر دفاع عربستان سعودی در واشنگتن تأکید کرده‌است که عربستان قصد ورود مستقیم به جنگ با ایران ندارد و عملیات علیه حشد الشعبی در عراق تنها به عنوان یک هشدار انجام شده‌است.

آندری سیبیها، وزیر خارجه اوکراین در تماس تلفنی با سید عباس عراقچی، ادعا کرد که حمله به کشتی ایرانی غیرعمدی بوده‌است. تهران رسما هرگونه مداخله در حمله به کشتی‌ها در بندر دمیاط مصر را تکذیب کرده‌است و وزیر امور خارجه ایران نسبت به عملیات‌های پرچم دروغین هشدار داده‌است.

بسیاری از تحلیل‌گران هشدار می‌دهد که هر چند طرف‌های مختلف ممکن است علاقه‌ای به توسعه جنگ در سرزمین‌های جدید نداشته‌باشند اما صرف استمرار جنگ و بی‌ثباتی به تدریج می‌تواند آن را از کنترل خارج کند.

بی‌بی‌سی متعلق به حکومت بریتانیا در تحلیلی می‌نویسد: «تهران ممکن است به این نتیجه رسیده باشد که یک درگیری کنترل‌شده و محدود، نفوذ استراتژیک بیشتری نسبت به یک آتش‌بس ناپایدار (که محاصره و تحریم‌ها را باقی می‌گذارد) ایجاد می‌کند. اما پارادوکس اصلی این است که درگیری‌های کنترل‌شده عادت دارند به درگیری‌های غیرقابل کنترل تبدیل شوند.»

گسترش جنگ یا مهار بحران؛ منطقه بر سر یک دوراهی خطرناک

ورود عربستان به جنگ؟

با این حال هیچ یک از این تکذیب‌ها و بیانیه‌ها باعث کاهش نگرانی‌ها یا اتهام‌زنی‌ها نشده‌است. ریاض از ابتدای تجاوز نظامی آمریکا و اسرائیل علیه ایران، تلاش کرده‌بود تا به هر طریق ممکن خود را از عواقب جنگ در امان نگه دارد. هر چند پیش از جنگ گفته‌می‌شد که خالد بن سلمان، وزیر دفاع پادشاهی سعودی در سفر به واشنگتن، آمریکا را به انجام حمله علیه ایران تشویق کرده‌است، اما در طول جنگ عربستان به تدریج موضعی بی‌طرفانه‌تر گرفت و از تلاش‌های پاکستان برای میانجی‌گری و پایان جنگ استقبال کرد.

در طول جنگ به رغم انسداد تنگه هرمز، عربستان سعودی با استفاده از خط لوله نفت خود را به بندر ینبع منتقل می‌کرد و روزانه ۴ میلیون بشکه نفت از طریق دریای سرخ صادر می‌کرد. اما از دو هفته پیش با اعلام محاصره دریایی از سوی انصارالله یمن علیه عربستان، این معادله تغییر کرد.

رایان کوپر، سردبیر ارشد در نشریه آمریکن پراسپکت نوشت: «جنگ وارد روندی شده که در آن سعی می‌شود مسیرهای جایگزین تنگه هرمز هدف قرار گیرد. این وضعیت به راحتی می‌تواند به یک جنگ منطقه‌ای گسترده‌تر فوران کند، چرا که هرگونه تلاش برای دور زدن تنگه هرمز با پاسخ کنترل‌کنندگان آن مواجه خواهد شد.»

به رغم گزارش‌ها در مورد بی‌میلی عربستان برای ورود مستقیم به جنگ، اسپنسر آکرمن، روزنامه‌نگار برنده جایزه پولیتزر در پایگاه تحلیلی فورئه‌ور وار نوشت: «حملات موشکی به پایگاه آمریکا در اردن و پاسخ سنتکام و عربستان به سازمان حشدالشعبی در شرق عراق، نشان‌دهنده گسترش میدان نبرد به داخل سرزمین‌هاست. پیوستن عربستان به حملات هوایی در عراق به‌معنای ورود رسمی ریاض به این جنگ در دو جبهه متفاوت است.»

نشریه اوکراینی لویو هرالد هم تحلیلی مشابه دارد و معتقد است که مشارکت علنی ریاض در عملیات نظامی به ابهام استراتژیک پایان داد. این نشریه می‌نویسد: «اگر عربستان سعودی علناً دست به اقدام نظامی علیه نیروهای مورد حمایت ایران در عراق بزند، یکی از فرضیات بنیادی امنیت منطقه‌ای یعنی جنگ نیابتی و ابهام استراتژیک به پایان رسیده است. این اقدام نشان می‌دهد ریاض به این نتیجه رسیده که هزینه خویشتن‌داری از مخاطرات اقدام قاطع بیشتر شده است.»

ورود مستقیم عربستان سعودی به جنگ مخاطرات گسترده‌ای در پی دارد. اعلام تشکیل یک ائتلاف نظامی دریایی که تاکنون ۱۴ کشور آمادگی خود را برای مشارکت در آن اعلام کرده‌اند، می‌تواند تنش‌ها را در دریای سرخ بالاتر از همیشه ببرد. حمله به عراق، نیز نخستین اقدام نظامی علنی عربستان سعودی از ۹ اسفند ۱۴۰۴ تاکنون بود که به ادعای مقام‌های سعودی «نیروهای متحد ایران» را هدف قرار داد. در واقع عربستان در دو هفته گذشته به صورت مستقیم با دو گروه از نیروهایی که به ادعای این پادشاهی «نیروهای نیابتی ایران» هستند، وارد نبرد شده‌است. استمرار این درگیری‌ها نه تنها تنش‌ها در منطقه را بیش از پیش به یمن و عراق گسترش می‌دهد، بلکه می‌تواند باعث رویارویی مستقیم ایران و عربستان شود.

ورود عربستان به جنگ در عین حال ممکن است پای پاکستان را هم به میان بکشد. عربستان و پاکستان سال گذشته یک پیمان دفاع متقابل با یکدیگر امضا کرده‌اند و اسلام‌آباد متعهد شده‌است که در صورت هدف قرار گرفتن خاک عربستان از این کشور به شکل نظامی دفاع کند.

امین تارزی، استاد مطالعات استراتژیک در دانشگاه تفنگداران دریایی آمریکا در گفت‌وگو با الحره، رادیوی عرب زبان متعلق به حکومت آمریکا، گفت: «حضور و نقش‌آفرینی پررنگ‌تر پاکستان — به‌عنوان دومین کشور پرجمعیت مسلمان و تنها دارنده سلاح هسته‌ای — در دفاع از کشورهای حوزه خلیج فارس بسیار پراهمیت و نمادین است. این مسئله لایه جدیدی از بازدارندگی ایجاد کرده و محاسبات امنیتی ایران را پیچیده‌تر می‌کند.»

محور جدید نبرد در مدیترانه

گسترش نبرد به مدیترانه نیز از سناریوهایی است که استمرار بی‌ثباتی‌ها و عدم‌اطمینان جاری می‌تواند آن را به یک واقعیت تبدیل کند. ایران برای دفاع از خود در مقابل تجاوزهای آمریکا بارها اردن را که میزبان پایگاه‌ها و تجهیزات نظامی آمریکا است هدف قرار داده‌است.

اما انفجار تانکرهای گاز طبیعی در بندر دمیاط مصر، یک تشدید جدید است که تنش‌ها در مدیترانه را دامن می‌زند.

به رغم تکذیب‌های تهران، هانی الاعصار، مدیر اجرایی اندیشکده مرکز ملی مطالعات قاهره و پژوهشگر امور امنیتی و نظامی در گفت‌وگو با «مدیا لاین» حمله به دمیاط را تلویحا به ایران نسبت می‌دهد و ادعا می‌کند: «حادثه بندر دمیاط مصر کاملاً عامدانه و هدفمند بوده است. این حمله شدیداً به منافع اقتصادی مصر آسیب زده و نشان می‌دهد که هدف‌گیری دارایی‌های مرتبط با انرژی ایالات متحده بدون توجه به موضع سیاسی کشور میزبان انجام می‌شود و بی‌طرف ماندن دیگر یک واقعیت عملیاتی نیست، بلکه تنها یک ترجیح سیاسی است.»

مخاطره دیگر در سواحل مدیترانه احتمال ورود سوریه به جنگ با حزب‌الله لبنان است. هر چند مقام‌های دولت انتقالی سوریه بارها علناً تأکید کرده‌اند که قصد مداخله در لبنان ندارند، اما ایالات متحده آمریکا به صورت پیوسته به احمد الشرع، رئیس جمهور انتقالی سوریه فشار وارد کرده‌است که علیه حزب‌الله لبنان وارد عمل شود.

درست مانند درگیری‌های عربستان با نیروهای متحد ایران در یمن و عراق، ورود سوریه به نفع آمریکا علیه حزب‌الله نیز می‌تواند باعث درگیری شدن ایران در یک جبهه جدید شود.

گسترش جنگ یا مهار بحران؛ منطقه بر سر یک دوراهی خطرناک

برنده نهایی: رژیم اسرائیل

به نظر نمی‌رسد که تهران تمایلی به گسترش جنگ در منطقه و فراتر از آن داشته‌باشد. جمهوری اسلامی ایران در مقابل اتهام‌زنی‌ها واکنش فوری نشان داده و اقدام‌هایی را که به ایران نسبت داده‌می‌شود، تکذیب کرده‌است. مقام‌های ایرانی تصریح می‌کنند که تهران هر نقطه‌ای را که هدف قرار بدهد علناً اعلام می‌کند و عملیات پنهانی انجام نمی‌دهد.

فرزان ثابت، کارشناس مسائل ایران در موسسه عالی بین‌المللی ژنو در گفت‌وگو با الحره متعلق به حکومت آمریکا می‌گوید: «تهران در حال حاضر ترجیح می‌دهد جبهه جدیدی را علیه رقبایی که می‌توانند آسیب‌های جدی به آن وارد کنند (مانند اسرائیل یا پاکستان) باز نکند و از گسترش نامطلوب جنگ اجتناب ورزد.»

تحلیل‌گران معتقدند که جنگی که توسط آمریکا آغاز شده‌است، مادامی که دیدگاه واشنگتن نسبت به نتایج دست نیافتنی آن تغییر نکند، ادامه پیدا خواهد کرد. انیسه بصیرت تبریزی، همکار پژوهشی در چتم هاوس نوشت: «ایران به دنبال تسلط بر میدان نبرد نیست، بلکه استراتژی فرسایش استراتژیک را دنبال می‌کند تا هزینه‌های سیاسی، اقتصادی و نظامی را برای طرف مقابل افزایش دهد. تا زمانی که فرض‌های ایالات متحده مبنی بر فروپاشی یا تسلیم ایران بازبینی نشود، خطر خودپایداری و تداوم چرخه جنگ وجود دارد.»

در این میان اسرائیل، کمترین آسیب را از استمرار جنگ با شرایط فعلی می‌بیند. در طول جنگ ۴۰ روزه، رژیم اسرائیل به صورت مداوم زیر آتش ایران قرار داشت. اما با اعلام آتش‌بس، اسرائیل از آتش تهران در امان ماند.

به نظر می‌رسد که سران آمریکا به دنبال معادله جدیدی در منطقه هستند. تجربه جنگ ۴۰ روزه نشان داد که ایجاد یک ائتلاف منطقه‌ای علیه ایران، با حضور اسرائیل غیرممکن است. اما پس از آتش‌بس، حالا فرصتی ایجاد شده‌است که ائتلاف عربی ضد ایرانی شکل بگیرد. سفر اواخر ماه ژوئن مارکو روبیو، به سه کشور جنوب خلیج فارس و بیانیه مشترک او با وزرای خارجه کشورهای عضو شورای همکاری خلیج فارس، در منامه بحرین، شاهد روشنی بر این بود که استراتژی آمریکا از همکاری با اسرائیل برای ضربه زدن به ایران، به شکل جدیدی از ایجاد ائتلاف منطقه‌ای عربی علیه ایران تغییر کرده‌است.

هانی هزیمه، سردبیر ارشد در عرب نیوز نوشت: «وارد کردن مستقیم اسرائیل به عملیات نظامی علیه ایران توسط آمریکا یک اشتباه استراتژیک خواهد بود؛ زیرا ماهیت درگیری را تغییر داده، ائتلاف‌سازی با کشورهای عربی را سخت‌تر کرده و دقیقاً همان روایت سیاسی را که تهران به دنبال آن است فراهم می‌سازد.»

تحولات اخیر در منطقه و فراتر از منطقه نشان می‌دهد که احتمال حضور بازیگران و سرزمین‌های جدید در جنگ آمریکا و اسرائیل علیه ایران در حال جدی‌تر شدن است. تحلیل گران معتقدند که با توجه به مخاطرات این سناریو، تهران باید با هوشیاری دیپلماتیک از گرفتار شدن در این تله پرهیز کند. هر چند ایران همانگونه که توانست در مقابل دو قدرت هسته‌ای از خود دفاع کند، در مقابل تعداد بیشتری از بازیگران کوچک‌تر منطقه‌ای هم توان دفاع از خود را دارد، اما ایجاد یک جنگ منطقه‌ای که ایران را در مقابل همسایگان مسلمانش قرار دهد، به دلایل مختلف آسیب‌های بلندمدتی به تمام بازیگران حاضر در منطقه غرب آسیا وارد می‌کند.

از یک سو، دفاع ایران در مقابل تجاوز آمریکا و اسرائیل، تهران را در موضع اخلاقی قرار داده‌بود و فرصتی ایجاد کرده‌بود تا پس از پایان جنگ، بازنگری جدی در روابط ایران و همسایگان جنوبی شکل بگیرد. همزمان نقش آمریکا در جنگ که نه تنها به عنوان مدافع کشورهای جنوب خلیج فارس عمل نکرد بلکه عامل آسیب دیدن امنیت آنها شد، فرصتی مهم برای بازنگری در حضور نظامی آمریکا در منطقه خلیج فارس ایجاد کرده بود. در عین حال گسترش اقدام‌های تهاجمی اسرائیل در منطقه باعث افزایش روزافزون بدبینی به این رژیم می‌شد.

از همه مهم‌تر اینکه در صورت ورود ایران و همسایگانش به جنگ، محیط اقتصادی و سرمایه‌گذاری منطقه برای همه به شکل بلندمدت آسیب خواهد دید و بازگشت به روند بازسازی و توسعه را به شدت به تأخیر می‌اندازد. به نظر می‌رسد که تحول جنگ از تجاوز نظامی آمریکا و اسرائیل به ایران، به جنگی منطقه‌ای میان ایران و تعدادی از متحدان منطقه‌ای و فرامنطقه‌ای آمریکا، صرفاً منافع اسرائیل را تأمین خواهد کرد.

315 

کد مطلب 2254587

برچسب‌ها

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
1 + 10 =

نظرات

  • نظرات منتشر شده: 1
  • نظرات در صف انتشار: 0
  • نظرات غیرقابل انتشار: 0
  • علی IR ۱۵:۲۴ - ۱۴۰۵/۰۵/۱۰
    0 0
    وقت آن است که یمن کاخ پادشاهی عربستان را موشکباران کند وگرنه خیلی زود دیر خواهد شود وقت ذبح گاو شیرده فرا رسیده است