به گزارش خبرآنلاین روزنامه اطلاعات نوشت: مخالفت ابتدایی و سپس کارشکنی تلآویو علیه تفاهمنامه ایران و آمریکا و پول پاشی برای عقیم ماندن آن، نقطه عینی این برداشت است که نشان میدهد، این رژیم در خوشبینانهترین حالت، قادر نیست بدون تنش و جنگ چندان دوام بیاورد، بطوری که اگر دشمنی با ایران نبود، قطعاً امروز یا با ترکیه یا پاکستان و یا با دیگر کشورهای منطقه در تنش و درگیری بسر میبرد. برای توضیح بیشتر بد نیست، بند یک تفاهمنامه را فارغ از خوب و بد یا درست و غلط بودن آن مرور کنیم.
براساس متن منتشره در شبکه سی ان ان و سایت صبح مجلس، در همان بند اول، بر پایان جنگ در همه جبههها تاکید میشود؛ «جمهوری اسلامی ایران و ایالات متحده آمریکا، به همراه متحدان خود در جنگ جاری، با امضای این یادداشت تفاهم پایان فوری و دائمی جنگ را در تمامی جبههها، از جمله لبنان، اعلام میکنند و متعهد میشوند که از این پس هیچ اقدام خصمانهای علیه یکدیگر انجام ندهند...» در حقیقت، اجرای بند اول تفاهمنامه، میتوانست متضمن آرامش و ثبات منطقه باشد که اگر اسرائیلیها خواهان آن میبودند، قطعاً برای اجرایی شدن کامل آن میبایست تلاش میکردند، نه اینکه به گفته جی دی ونس معاون ترامپ، برای نابودی و ناکامی آن پول پاشی کنند.
فعلاً آنها با استناد به اظهارات ونس، با استفاده از تمامی ظرفیتهایشان در آمریکا، منطقه و شاید حتی در نقاطی که باورش سخت باشد، توانستهاند، باردیگر بحران در روابط ایران و آمریکا را شعلهور کنند؛ آن هم به اتکای ذخایر ثروت لابی یهود در جهان! آنها، نبض رسانهای را در جهان در اختیار دارند، بر بازار سرمایه از طریق صندوقها و بانکهای بینالمللی مسلط هستند و اندیشکدههایی را در آمریکا و اروپا مدیریت میکنند که به جای تحلیل و راهکارهایی برای نجات جهان، سم تولید میکنند. این را امروزه جهان بخصوص جهان غرب تا حدودی درک کرده است که اسرائیلیها اجازه نمیدهند خاورمیانه به سمت صلح، امنیت و ثبات تغییر ریل دهد. تنشها و التهابات و جنگهای دائمی، مانند اکسیژنی میماند که اسرائیل با آن نفس میکشد.
اسرائیل آن بند اول تفاهمنامه را نپذیرفت و آن را به دونالد جی ترامپ که معلوم نیست چرا این همه از نتانیاهو وحشت دارد!؟، تفهیم کرد که همان یک بند، نفس اسرائیل را میگرفت. اکنون جامعه آمریکا هم دارد رفته رفته به این موضوع آگاهی مییابد و یا مساله آگاهیها به صحنه علنی منتقل میشود. ماجرای اختلافات جی دی ونس با جنگ سالاران نشسته در کنگره و سنا و مجموعه جمهوری خواهان، نمود و نشانهای از شروع این مسیر است که میتوان آن را یک کارزار دانست، نه یک جنگ زرگری!
رژیم اسرائیل با پول پاشی و خرید سیاستمداران فاسد در آمریکا، نه تنها اجازه نمیدهد خاورمیانه به آرامش برسد، بلکه در حذف و جابجاییها و عمده سیاستگذاریهای کلان واشنگتن هم دخالت دارد و اما نکته بد ماجرا اینکه هزینه این مداخلات و شرارتها را از محل مالیات آمریکاییها تامین میکند. دعوای این روزها در راهروهای کنگره و یا در سالنهای اجتماعات جمهوری خواهان، بر خلاف نظرات بدبینانه، امری واقعی و در حال رخ دادن است، چرا که بوی فساد دخالتهای صهیونیستهای افراطی، هیات حاکمه آمریکا را فراگرفته است.
به همین دلیل حتی در بدبینانهترین حالت، دعوای اخیر ونس با جنگ سالاران جیره خوار نتانیاهو در حزب جمهوری خواه و یا کنگره آمریکا را نمیتوان باور نکرد. واقعیت این است که در جنگ جاری میان آمریکا و ایران، بازیگران زیادی نقش آفرینی میکنند. بازیگرانی هم هستند که تنها نقش مهره روی صفحه را دارند و هر کدام به دنبال منافع خود؛ از مسکو و پکن تا آنکارا و ریاض و قاهره و برخی کشورهای مینیاتوری منطقه، همگی به اندازه وزن خود در صحنه حضور دارند. در این میان، اسرائیل در حال نفس کشیدن است و از هر برگی که به شعله ورتر شدن آتش جنگ کمک کند، در تلاش است بخوبی بهره بگیرد.
17302








نظر شما