به گزارش خبرآنلاین محمد بهرامیسیفآباد عضو کمیسیون انرژی مجلس در روزنامه اعتماد نوشت:
ایران با در اختیار داشتن یکی از بزرگترین ذخایر گاز جهان، از مزیتی کمنظیر برخوردار است؛ اما بخش قابل توجهی از این مزیت یا در مصرف غیربهینه از بین میرود یا در زنجیرههای نیمهخام، مانند تولید متانول متوقف میشود.
ظرفیت تولید متانول ایران امروز حدود ۱۷ تا ۱۸ میلیون تن در سال است و در صورت اجرای طرحهای توسعه، این ظرفیت میتوانست به حدود ۲۵ میلیون تن برسد. اگر این میزان متانول با قیمتهای فعلی، حدود ۳۰۰ دلار به ازای هر تن، به صورت خام صادر شود، ارزش صادرات آن در حدود ۷.۵ میلیارد دلار خواهد بود. اما اگر همین متانول با بهرهگیری از فناوریهای MTO و MTP وارد زنجیره پاییندست شود، امکان تولید حدود ۹ میلیون تن الفین و سپس نزدیک به ۹ میلیون تن پلیاتیلن و پلیپروپیلن فراهم میشود. ارزش فروش این محصولات با قیمتهای کنونی به حدود ۱۱ تا ۱۲ میلیارد دلار میرسد و در صورتی که بخش قابل توجهی از آنها به محصولات با ارزش افزوده بالاتر، از جمله گریدهای مهندسی، کامپاندهای مورد استفاده در صنعت خودرو، لوازم خانگی، تجهیزات پزشکی و صنایع بستهبندی تبدیل شوند، ظرفیت خلق ارزش اقتصادی این زنجیره به حدود ۱۵ تا ۲۰ میلیارد دلار در سال افزایش خواهد یافت.
با این حال، ارزش واقعی این زنجیره در همین نقطه نیز پایان نمییابد. همین ۹ میلیون تن پلیمر میتواند خوراک هزاران واحد تولیدی در صنایع قطعهسازی خودرو، لوازم خانگی، قالبسازی، بستهبندی، تولید لوله و کابل، تجهیزات پزشکی و دهها صنعت دیگر را تامین کند؛ صنایعی که محصولاتی مانند سپر، داشبورد، رودری، مخزن سوخت، قطعات فنی خودرو، بدنه و قطعات یخچال، ماشین لباسشویی، کولر، جاروبرقی، تجهیزات پزشکی، انواع بستهبندیهای غذایی و صنعتی و صدها محصول دیگر را تولید میکنند.
در این مرحله، دیگر سخن از فروش یک ماده اولیه نیست، بلکه از خلق ارزش افزوده، توسعه فناوری، شکلگیری برندهای صنعتی، افزایش صادرات محصولات نهایی، کاهش وابستگی به واردات قطعات، رشد صنایع دانشبنیان و ایجاد زنجیرهای گسترده از واحدهای تولیدی و نیروی انسانی متخصص سخن میگوییم. به بیان دیگر، ایران میتوانست به جای آنکه بخش مهمی از مزیت گازی خود را در قالب سوخت یا صادرات مواد نیمهخام مصرف کند، زنجیرهای کامل از صنایع پتروشیمی، کامپاندینگ، قطعهسازی، خودروسازی، لوازم خانگی و صادرات محصولات صنعتی را توسعه دهد؛ زنجیرهای که ظرفیت ایجاد صدها هزار فرصت شغلی مستقیم و غیرمستقیم، افزایش درآمد ارزی و ارتقای جایگاه صنعتی کشور را داشت.
این تنها یک نمونه از هزینههای سنگین تحریمهاست. تحریمها صرفا صادرات نفت را محدود نکردند، بلکه مسیر ورود سرمایه، انتقال فناوری، دسترسی به بازارهای جهانی، تامین مالی بینالمللی و توسعه صنایع با ارزش افزوده بالا را نیز برای سالها با مانع روبهرو ساختند. نتیجه این وضعیت آن بود که بخش مهمی از ظرفیتهای طبیعی ایران، به جای تبدیل شدن به ثروت پایدار، اشتغال مولد و مزیت رقابتی، در سطوح ابتدایی زنجیره ارزش متوقف ماند.
اقتصاد ایران بیش از آنکه از کمبود منابع رنج ببرد، از ناتمام ماندن زنجیرههای ارزش آسیب دیده است. کشوری که مواد اولیه خود را به محصولات پیشرفته و صنعتی تبدیل نکند، ناگزیر بخش بزرگی از ارزش اقتصادی منابعش را به دیگران واگذار خواهد کرد. از همین رو، این ادعا که «تحریمها برای اقتصاد ایران نعمت بودند»، با واقعیتهای اقتصاد صنعتی، تجربه توسعه کشورها و ارقام مربوط به فرصتهای از دست رفته همخوانی ندارد. هزینه اصلی تحریم، تنها کاهش درآمدهای نفتی نبود، بلکه از دست رفتن فرصت تاریخی تبدیل مزیتهای طبیعی ایران به صنعتی پیشرفته، صادراتی رقابتپذیر و اقتصادی مولد بود؛ فرصتی که جبران آن به سالها سرمایهگذاری، انتقال فناوری و بازسازی ارتباط با اقتصاد جهانی نیاز خواهد داشت.
17302







نظر شما