به گزارش خبرگزاری خبرآنلاین، کم نیستند منتقدانی که معتقدند ما بر سر «شیرِ تعزیه»؛ تجلی شجاعت و نماد مولاعلی ملقب به اسدالله الغالب چنان آوردیم که حضورش در «تعزیه عاشورا» که بهر بکاء بود، مستمعین را بهجای گریاندن، میخنداند.
سیدمحمدمهیار میرنقی (مخالفخوان و جامهدار تعزیه)، شمرخوان ۴۱ ساله، در پاسخ به این سوال که دلیل روند رو به افولی که شیر تعزیه از گذشته تا امروز طی کرده، به گونهای که از «یکی از مقدسترین عناصر تعزیه» به عنصری برای «مضحکه» تبدیل شده است، چیست؟ چنین میگوید: «به جرات میتوانم بگویم یکی از مقدسترین عناصر تعزیه در زمان قدیم، شیر تعزیه بهعنوان تجلی شجاعت و نماد مولا علی؛ ملقب به اسدالله الغالب (شیر خدایی که پیروز است) بود. شیر تعزیه، در دو بخش از «تعزیه عاشورا» وارد صحنه میشد؛ بخش نخست، به شکار رفتن سلطان قیس هندی و وزیر مسلمانش در روز عاشورا. قیس و وزیر مشغول شکارند که شیری به آنها حمله میکند، عرصه بر آنها تنگ و تنگتر میشود و وزیر به قیس میگوید: «من امامی دارم که اگر صدایش کنیم بیتردید به کمکمان میآید، تو نیز مسلمان شو». سلطان شهادتین میگوید و نام امام را بر زبان میآورد و حسین(ع) از حمله شیر به قیس و وزیر ممانعت میکند.»
او ادامه میدهد: «در بخش دیگری از «تعزیه عاشورا» بعد از شهادت حسین(ع) و یارانش، وقتی اُسرا به به اسارت برده میشوند، شیر برای محافظت از پیکرها وارد میشود تا دیگر درندگان به پیکرها جسارت نکنند. در تعزیه، بهر بکاء اینطور نشان داده میشود که شیر، شمشیرها و سپهرهای شکسته را کناری می گذارد، روی پیکرها را مرتب میکند، قنداق علیاصغر را در آغوش میگیرد، نمایشش میدهد و روی سینه حسین(ع) میگذارد، نعره میکشد و خاک بر سر میریزد و عزاداری میکند و میگویند که مولا علی(ع) خود به کربلا آمده است... اینها همه بهر بکاء و یکی از صحنههای عمیقا دلخراش «تعزیه عاشورا» بود. امروز اما میل کمتری به حضور شیر تعزیه در مجلس عاشورا وجود دارد، چون در حالی که بهر بُکاء آمده اما با ورودش به صحنه خنده بر لب مستمعین مینشیند. تلختر این که، روزگاری وقتی شیر وارد مجلس تعزیه میشد شور و حالی عجیب به حاضران دست میداد و بسیاری به او متوسل میشدند و نذر شیر تعزیه میکردند و حاجت میگرفتند. با این حال، در سالهای اخیر، متاسفانه کلیپهایی از انسانهای نابخرد در شبکههای اجتماعی پربازدید شد و اتفاقات ناگواری رخ داد که شیر تعزیه از جایگاه اصلی خود دور و دورتر و در کمال بیاحترامی به مضحکه گرفته شد.»
متن کامل این گفتوگو را اینجا بخوانید.
59242







نظر شما