به گزارش خبرآنلاین،ماجرای این پرونده وحشتناک جنایی از آنجا آغاز شد که زن جوانی به نام «ش -غ» در حالی که پسری حدود ۱۱ ساله داشت، وقتی فهمید که دیگر باردار نمیشود، تصمیم گرفت کودکی را به فرزندخواندگی بپذیرد. او موضوع را با شوهرش «ج-الف» در میان گذاشت و سپس راهی بهزیستی شدند.
خراسان در خبری نوشت:آنان بعد از مدت کوتاهی پسربچه ۵ سالهای به نام «مهدیار» را که مشکل بیماری خونی نیز داشت از مرکز نگهداری کودکان بهزیستی در طرقبه و شاندیز تحویل گرفتند، اما خیلی زود متوجه شدند که «مهدیار» خواهر ۱۱ساله ای به نام «مهسا» دارد که در بهزیستی گناباد نگهداری میشود.
وقتی سخن از دختر بهزیستی به میان آمد، «ج-الف» به همسرش اصرار کرد که آن دختر را هم به فرزندخواندگی قبول کنند تا بین خواهر و برادر جدایی نیفتد، اما زن جوان که مخالف این موضوع بود، در نهایت با پافشاری شوهرش کوتاه آمد و آنها «مهسا» را نیز به فرزندخواندگی پذیرفتند.
هنوز مدت زیادی از این ماجرا نگذشته بودکه زن جوان مدعی شد روابط غیراخلاقی و نامتعارفی در منزلش رخ میدهد و اینگونه به خاطر دختر بهزیستی دچار اختلافات خانوادگی با شوهرش شد. او که دیگر نمیتوانست این موضوع را تحمل کند، دست دختر ۱۱ ساله را گرفت و به بهزیستی برد تا او را به مرکز نگهداری کودکان بازگرداند، ولی کارکنان بهزیستی ـ بنا به ادعاهای زن جوان ـ از پذیرش دختر خودداری کردند.
از آن روز به بعد رفتارهای وحشتناک شروع شد و دختر بهزیستی به همراه برادر ۵ سالهاش زیر ضربات سهمگین مشت و لگد و کتک های هولناک قرار گرفتند تا حدی که هشتم آبان سال ۱۴۰۳ زوج جوان دختر بهزیستی را بعد از کتک زدن به درون دالان وحشت انداختند.
آن شب دختر ۱۱ساله به خاطر صدمات زیادی که بر پیکر نحیفش وارد آمده بود، حتی توان ایستادن روی پاهایش را نداشت و نمیتوانست به درستی سخن بگوید، ولی زوج بیرحم او را در یک شب سرد و سوزناک زمستانی به درون دالانی انداختند که هیچ راه خروجی نداشت.
آنها خود بخاری منزل را روشن کرده بودند و در گرمای بخاری در حالی به خواب رفتند که دختر بیگناه تا صبح در سرمای زمستان چهارزانو نشسته بود. آنها صبح هنگام زمانی به سراغ دخترک رفتند که دیگر به یکسو افتاده بود و رنگ به چهره نداشت.
پدرخوانده که احتمال می داد او بر اثر سرما یخ زده است، آب ولرم را روی چهرهاش ریخت، ولی دیگر دیر شده و دختر بهزیستی قربانی سهلانگاری و آسیبهای اجتماعی شده بود.
با مرگ این دختر، آشوبی در کاشمر به پا شد و قاضی ویژه قتل عمد برای بررسی موضوع به محل مرگ این دختر بیپناه رفت. گزارشهای مقدماتی و تحقیقات اولیه مقام قضایی حکایت از مرگ تلخی میکرد که رنگی از جنایت داشت. طولی نکشید که پزشکی قانونی علت مرگ را صدمات متعدد به کودک معصوم عنوان کرد و بدین ترتیب پرونده مذکور با صدور کیفرخواستی مستند به شعبه پنجم دادگاه کیفری یک خراسان رضوی ارسال شد.
با توجه به اهمیت و حساسیت ویژه این پرونده، جلسه دادگاه در اوایل خرداد گذشته به ریاست قاضی حجت الاسلام و المسلمین محمدشجاع پورفدکی و مستشاری قاضی امید عابدینی در مشهد برگزار شد که گزارش آن سوم خرداد منتشر شد، اما نکته حائز اهمیت در جلسه دادگاه این بود که رئیس باتجربه دادگاه فقط با طرح چند سوال ساده، زوج جوان (متهمان به قتل) را وادار به اعتراف کرد و آنها دست از انکار ماجرا برداشتند.
وقتی زوج مذکور مدعی بودند آنها دختر بهزیستی را نکشتهاند، قاضی شجاع پورفدکی پرسید یعنی شما معتقدیدکه دختر ۱۱ساله به مرگ طبیعی مرده است؟ متهمان که از این سوال دچار اضطراب شده بودند به آرامی پاسخ دادند خیر، او به مرگ طبیعی نمرده است!

سپس قاضی دادگاه سوال کرد شما قبول دارید که شب حادثه دختر را کتک زده و او را تا صبح در دالان سرد و تاریک رها کردهاید؟ متهمان اظهار داشتند بله! و قاضی ادامه داد: پس نظر تخصصی پزشکان قانونی را هم انکار نمی کنید که او بر اثر ضربات متعدد جان باخته است که شما بر پیکر او وارد آوردهاید؟ سکوت توأم با تایید این سوال، درواقع پایان این ماجرای تلخ بود که قضات دادگاه را به صدور حکمی قاطع قانع کرد.
قضات برجسته شعبه پنجم دادگاه کیفری یک خراسان رضوی، پس از پایان جلسات دادگاه و بعد از مشورتهای قضایی، درنهایت رأی خود را درباره این پرونده جنجالی صادر کردند که موجب جریحهدار شدن احساسات بسیاری از شهروندان شده بود.
براساس این رأی که به امضای قاضی شجاع پورفدکی (رئیس دادگاه ) وقاضی عابدینی (مستشار) رسیده است، زوج جوان به اتهام قتل «مهسا» (دختر بهزیستی) به قصاص نفس (اعدام) محکوم شدهاند. همچنین دو متهم مذکور به خاطر وارد آوردن صدمات وحشتناک عمدی به «مهدیار» پسربچه ۵ساله نیز باید دیه سنگینی را پرداخت و با استناد به ماده ۱۰ قانون حمایت از اطفال و نوجوانان ۵ سال زندان را هم تحمل کنند.
رأی مذکور پس از ابلاغ قانونی از سوی سعید تقیپور (مدیر دفتر شعبه پنجم دادگاه کیفری یک خراسان رضوی) قابل فرجامخواهی در دیوان عالی کشور خواهد بود.
درخور یادآوری است، این پرونده جنجالی هنوز ناگفتههای زیادی دارد که در آینده منتشر میشود چرا که برخی از مسئولان و کارکنان بهزیستی نیز در این ماجرای تکاندهنده به دستگاه قضایی احضار شدهاند.
۲۳۳۲۱۷







نظر شما