به گزارش خبرگزاری خبرآنلاین به نقل از ایبنا، آناهید خزیر نوشت: کتاب «خودهای فارسیخو» با زیرعنوان «خاطرات خطه و خاستگاه ماقبل ملیگرایی» نوشته مانا کیا با ترجمه علیرضا عامری از سوی نشر ثالث به عنوان نامزد جایزه کتاب سال معرفی شد.
این کتاب اثری پژوهشی است که هویتهای فرهنگی و اجتماعی در جهان فارسیزبان را پیش از ظهور ناسیونالیسم بررسی میکند. کتاب با نگاهی عمیق به مفاهیمی چون مکان، خاستگاه و خود، سعی در بازنمایی شبکههای پیچیده روابط انسانی در گستره فرهنگ فارسیخو دارد.
«خودهای فارسیخو» پس از مقدمه مترجم و حکایتسازان به پیشدرآمد و سایه میهنگرایی میپردازد. بخش نخست خطه نام دارد و به مناظر، یادسپاری و ماتمگساری و خطهسازی و همجواری اشاره میکند. بخش دوم با نام خاستگاه به دودمانها و منزلگاه آنها، خویشاوندی غیرقومیتی، نامگذاری و نسبهای آنها و یادنگاری جماعتها و خودهای فارسیخو میپردازد. پایانبخش کتاب نیز پس درآمد؛ یادها و چندپارچگی و یادداشتها آمده است.

چگونگی شکلگیری هویتها در جهان فارسیزبان
«خودهای فارسیخو» چگونگی شکلگیری هویتها در جهان فارسیزبان بین قرون چهاردهم تا نوزدهم میلادی را تحلیل میکند؛ دورهای که زبان فارسی نقش برجستهای در مناطق جنوبی و غربی آسیا ایفا میکرد. در این دوران، جابهجاییهای مداوم افراد، متون و ایدهها، شبکهای از روابط فرهنگی و اجتماعی را پدید آورده بود که فراتر از مرزهای جغرافیایی و سیاسی امروزی بود.
مانا کیا، دانشیار دپارتمان مطالعات خاورمیانه، آسیای جنوبی و آفریقا در دانشگاه کلمبیا است. پژوهشهای او بر تاریخ فرهنگی، اجتماعی و فکری در مناطق آسیای مرکزی، غربی و جنوبی در دوران مدرن تمرکز دارد. او با نگاهی نقادانه به مفاهیم مدرن مانند ناسیونالیسم و قومیت، سعی در بازنمایی پیچیدگیهای هویتی در جهان پیشامدرن دارد.
او در این کتاب نشان میدهد که تعلق به جهان فارسیخو مستلزم کسب نوعی ادراک و دانش بود که فرد با آن متولد نمیشد، بلکه باید آن را از طریق آموزش و تعاملات اجتماعی به دست میآورد. این ادراک شامل آشنایی با شعر، فلسفه، عرفان، تاریخ و ادبیات اخلاقی بود که به فرد امکان میداد خود و جهان پیرامونش را درک کرده و در آن مشارکت کند.
پارسیبودن مقدم بر میهننوازی است
در بخشی از کتاب چنین آمده است: «این معانی گوناگون در کمال همنوایی گواه بقایای ماندگار این مفهوم هستند که پارسیبودن مقدم بر میهننوازی است. من در جامعه بزرگی از مهاجران در کالیفرنیای جنوبی بزرگ شدم. مردم همواره از من میپرسیدند: «اهل کجایی؟» که این در اصل پیشدرآمدی بود بر طرح سوال بعدی: «تو کیستی؟» و طبیعتاً «پارسی یا ایرانی؟» آموخته بودم که در پاسخ بگویم: «من پارسی هستم.» پارسی بودن در ذیل خودزبان فارسی و عناصر گزینشدهای از فرهنگ دارد، از جمله تاریخ پیشااسلامی و سنت شعر «کلاسیم» که در سده چهاردهم با حافظ آرام گرفت، اما این فرهنگ یقیناً از خطهای آمده بود. واژه «پارسی» و دالهای آن شعر تغزلی، حماسههای شهریاران اساطیری و مینیاتورهای بدیع آن سوی آسیا-تداعیگر سرزمینی است که امروزه آن را ملت-دولت ایران میخوانیم.
پارسیان به فرهنگ خود میبالیدند که آنها را از سایرین ممتاز میکرد. تفاخر به امپراتوریهای باستانی و اشکال هنری کلاسیک که جنبه ملی پیدا میکنند، پارسیان را محق جلوه میداد تا بر طبق یک نظام پایگانی تمدن برآمده از اروپای قرن نوزدهم داعیه فضیلت کنند. اگر چه شاکله این عیارسنجی متکی بر امپراتوریهای اروپایی و نژادپرستی منضم به آنها بود، اما ساختارش برآمده از سرمایهداری بود که ستمگرانهترین نظام استعماری را که جهان به خود دیده بود، برقرار میکرد.
میهنگرایی ایرانی آشفتگیهای این آرمان تمدنی را که دم از ترقی و وجاهت اخلاقی میزد اما با سیطره سیاسی و نژادی میتاخت، عیان کرد. در خلال این تناقضات، ملیگرایی مساله انحطاط تمدنی را پیش کشید: «ما» کبیر بودیم، دریغت که اکنون نیستیم. در دوران پهلوی، این «ما» همان پارسیانی بود که نماینده فرهنگ کهن و نابی بودند، بینشان از اسلام و متکی بر تاریخ پیوسته سرزمینی که بعدها ایران نوین نام گرفت. مساله خطه و خاستگاه نسخهای از پارسیان را معرفی کرد که به موجب آن هر که را از این گردونه خارج بود ، بیگانه، پست یا حتی خطرناک میشمرد.
سیاست و جامعه زرتشتی با آرمانهای عهد پساروشنگری
چنین تعبیری از پارسیان در طول قرن بیستم شکل گرفته بود. این میان وهمآلودترین تلقی، ایران پیش از اسلام را «سکولار» میخواند، چرا که سیاست و جامعه زرتشتی را با آرمانهای عهد پساروشنگری در حوزه حقوق بشر و عدالت که از قرار از مذهب رسته بودند، همگون میدانست. برطبق یک سنجه اروپایی که دید را با الهیات و قانون همسان میانگاشت، متفکران و شاعران کلاسیک در پی طلوع اسلام یا از دین خود برگشتند یا به کل التفاتی به آن نکردند. تثبیت حافظ به قلمرو نامکشوف حقیقت بهتآورانه به امری غیراسلامی بدل شد، حتی آنگاه که او مکرراً بهجت خواندن قرآن را طلب میکرد.
تاریخ ایران پیش از اسلام، خصیصه جدید در سنت تاریخنگاری به حساب نمیآمد اما میهننوازی این میراث را از تاریخ اسلامی به طرز موزون با آن گره خورده بود، کند و سپس درون داستانی تابناک از اصالت و شرافت پارسیان به نام ایرانیان از نو بنیاد کرد. اعراب به هیئت وحشیان بازنموده شدند، افغانها دزد، هندیان بویناک و ترکها ابله. این داعیههای تفوق و جلوهداری فرهنگی که مبتنی بر تبارپرستی بود، بس متزلزل و متباین بودند.
مبنای پارسیبودی ابتدا زبان بود و به مرور اصل و نسب که معنای نیاکان پارسی واجد خون خویشاوندسالار و نژادگر را با خود داشت. زبان و خاستگاه برهانی بود برای آنکه یک فرد پارسی را برآمده از خاک ایران بدانند. پس تملک زبان فارسی پیش از ملیگرایی نوین چه معنایی داشت؟ داستانها، شعرها، جمالشناسی و فراتر از همه اطوار درست فهم، سخن و سلوک آن-ادب پارسی- در دوران پیشتر به چه معنا بود؟ آیا ما میتوانیم در آن معانی، منابعی برای استعمارزدایی و رستگی خود و آیندهای برون از سپهر میراث تجدد استعماری اروپا بیابیم؟ خودهای فارسیخو به این پرسشها از معبر ترسیم معنای سرزمین و منشا یا همان خطه و خاستگاه پیش از وطنگرایی میپردازد.»

پیچیدگی هویتها در جهان فارسیخو
یکی از نکات برجسته کتاب، تأکید بر مفهوم «وطن» در این دوره است. وطن نه فقط به معنای یک مکان جغرافیایی، بلکه بهعنوان مجموعهای از مفاهیم چندگانه و متغیر در نظر گرفته میشد که شامل تاریخ، آداب و رسوم، و روابط اجتماعی بود. این نگاه چندبعدی به وطن، نشاندهنده پیچیدگی هویتها در جهان فارسیخو است.
همچنین، کیا مفهوم «خاستگاه» را بررسی میکند و نشان میدهد که برای انسان فارسیخو، خاستگاه تنها به مکان تولد محدود نمیشد، بلکه میتوانست شامل سرزمین اجدادی، محل تحصیل یا مکانهای سرنوشتساز در زندگی فرد باشد. این نگاه سیال به خاستگاه، نشاندهنده انعطافپذیری هویتها در این دوره است.
کتاب «خودهای فارسیخو» پژوهشی در مورد هویت، فرهنگ و نحوه تعلق در دنیای فارسیزبان، به ویژه در طول قرن هجدهم است، زمانی که هنوز ملیگرایی در این منطقه رشد و گسترش نیافته بود. او ابتدا به جهان فارسی اشاره میکند که به مناطقی اطلاق میشود که زبان و فرهنگ پارسی در آن غالب بوده است، شامل آسیای مرکزی، جنوبی و غربی. به واقع مانا کیا، این حوزه را محدود به مرزهای جغرافیایی ایران امروز نمیداند.
امر مشترک وحدتبخش میان مناطق مختلف فارسیخو
مفهوم محوری در تمام این مناطق فارسی زبان، به عقیده نویسنده، «ادب» است. ادب به شکل مناسب رفتار، آداب و اعمال فرهنگی اشاره دارد که به منزله یک امر مشترک وحدتبخش میان مناطق مختلف فارسیخو وجود داشت و اساساً از طریق «ادب» بود که افراد در جهان پارسی احساس تعلق پیدا میکردند.
به عقیده کیا، برخلاف تصورات ملیگرایانه مدرن که هویت را به یک قلمرو و گروه خاص گره میزند، خودهای فارسیخو، به سنتهای فرهنگی و فکری گره میخورد. مفهوم دیگری که بعد از «ادب» مورد بررسی کیا قرار میگیرند مفهوم «خویشاوندی» است. به بیان نویسنده، خویشاوندی در این منطقه به هیچ وجه مبتنی بر روابط خونی و قومی نبود، در عوض طیف وسیعی وابستگیها از جمله پیوندهای فرهنگی و علمی را در بر میگرفت. اشکال مختلف و متنوع این وابستگیها جای مفهوم خویشاوندی قومی و خونی را پر میکرد و باعث ایجاد حس تعلق و هویت میشد که در نگاه کلی با فرهنگ این منطقه سازگار بوده است.
تعلقداشتن به جهان فارسیخو مستلزم برخورداری از شیوهای خاصی
پس از بیان این مطالب، کیا مطرح میکند که به کارگیری چارچوبهای ملیگرایانه مدرن در جوامع پیشامدرن به نحو نابهنگامی بوده است و تأثیرات مخربی بر هویت و فرهنگ این مناطق به جا گذاشته است؛ چراکه هویتهای فارسیخود اساساً مستلزم فراتر رفتن از مرزهای سفت و سخت دولت-ملت است.
تعلقداشتن به جهان فارسیخو مستلزم برخورداری از شیوه خاصی از ادراک بود؛ ادراکی که فرد با آن به دنیا نمیآمد، بلکه باید آن را کسب میکرد. ازاینرو، فارسیخویی به معنای تعلق به یک جغرافیای مشخص نبود. فارسیخو بودن به معنای قرارگرفتن در شبکهای از روابط با مردمانی بود که اکنون در گروههای متفاوتی دستهبندی میشوند.
امروزه فهم این روابط کهن ممکن نیست، مگر با تاریخیکردن دریافتهایمان از مفاهیمی همچون «مکان»، «خاستگاه» و «خود». بااینحال، در مسیر این تاریخیکردن، زبان تحلیلی مدرن ما همچون مانعی در برابرمان قرار دارد؛ مانعی که مانا کیا در خودهای فارسیخو تلاش کرده بر آن غلبه کند. آثار پژوهشی او تاریخ فرهنگی، اجتماعی و اندیشه در آسیای مرکزی، غربی و جنوبی در دوران مدرن را در برمیگیرد.
نگریستن به فراسوی چارچوبهای ناسیونالیستی و تقلیلگرایانه
کیا میگوید اصلیترین پرسشی که او را به نوشتن خودهای فارسیخو سوق داده، این بوده است که اگر بتوانیم از فراسوی چارچوبهای ناسیونالیستی و تقلیلگرایانه کنونی به گذشته بنگریم، چه تاریخها، جهانهای معنایی، پیوندها و تقسیمبندیهایی را در برابر خود مییابیم.
او بهخوبی آگاه است که چنین پرسشی ممکن است ما را در خطر رمانتیزهکردن نوعی جهان شهرگرایی پیشامدرن قرار دهد؛ یعنی تصور پهنهای یکپارچه که مرزهای ناسیونالیسم مدرن آن را از هم جدا نکرده بود. بااینحال، به اعتقاد او، درک وجوه اشتراک میان بخشهای بزرگی از آسیا، حتی برای رسیدن به فهمی حقیقتاً تاریخی از وجوه تمایز میان آنها، ضروری است.
مطالعه «خودهای فارسیخو» برای درک عمیقتر تاریخ فرهنگی و اجتماعی جهان فارسیزبان ضروری است. این کتاب با ارائه نگاهی متفاوت به مفاهیمی چون مکان، خاستگاه و هویت، چالشهای مفاهیم مدرن را برجسته میکند و نشان میدهد که چگونه هویتها در گذشته بهصورت سیال و چندبعدی شکل میگرفتند. برای علاقهمندان به تاریخ، فرهنگ و مطالعات هویتی، این کتاب منبعی ارزشمند و الهامبخش است.
کتاب «خودهای فارسی خو» نوشته مانا کیا با ترجمه علیرضا عامری در ۴۳۲ صفحه و با قیمت ۵۵۰ هزار تومان از سوی نشر ثالث به عنوان نامزد جایزه کتاب سال معرفی شده است.
این کتاب بهعنوان نامزد چهلوسومین جایزه کتاب سال جمهوری اسلامی برگزیده شده است.
۲۱۶۲۱۶





نظر شما