به گزارش پایگاه فکر و فرهنگ مبلغ، در خانهشان را که باز میکردی با یک تابلو نقاشی از منظره پاییزی روبهرو میشدی. پدر و مادر خانواده هر دو نقاشهای قابلی بودند؛ هر قسمت خانه پر بود از نقاشیهایی با سبکهای متفاوت. با دیدن پیچ خم و سایهروشن نقاشیها، همه بدون شک میگفتند اینها کار یک نقاش بااستعداد است.
وقتی صحبت به فرزندشان رسید بدون مکث گفتند: «قطعاً استعدادش را دارد.» انگار که این موضوع کاملاً برایشان بدیهی بود. اما یکمرتبه لحن صحبت مادر عوض شد؛ از بیحال بودن خطوط و رنگها و درست نبودن اصول نقاشی فرزندشان گفتند؛ نارضایتی در صدایشان پنهان بود.
پرسیدم: «کلاس میره؟ استاد دیده؟»
یکجوری نگاهم کردند انگار سؤال عجیبی پرسیده باشم گفتند: « وقتی استعداد داره دیگه احتیاجی به استاد و کلاس هست؟» از تحقیقاتی که در این باره انجام شده بود برایشان گفتم.
افسانهی استعداد مادرزادی
برای مدتهای طولانی، تصور غالب این بود که استعداد چیزی است شبیه رنگ چشم، یا استعداد داری، یا نداری. این نگاه، ریشه در نظریههای قدیمی روانشناسی دارد؛ مخصوصاً نظریههایی که بر هوش ذاتی تأکید میکردند.
مثلاً آلفرد بینه، طراح اولین آزمون هوش، باورداشت تفاوتهای شناختی افراد تا حد زیادی ارثیاند.

در دهههای اخیر، پژوهشهای گسترده در عصبشناسی (Neuroscience) و روانشناسی رشد تصویر کاملاً متفاوتی ارائه دادهاند.
یکی از مهمترین مفاهیمی که همه چیز را تغییر داد، مفهومی است به نام انعطافپذیری مغز (Neuroplasticity)مطالعات نشان دادهاند مغز انسان، حتی در نوجوانی و بزرگسالی، در پاسخ به تمرین و تجربه ساختار فیزیکی خود را تغییر میدهد.
تحقیق مشهور النور مگوایر روی رانندگان تاکسی لندن نشان داد بخشی از مغز که مسئول حافظهٔ فضایی است، در اثر سالها تمرین، بزرگتر شده است.
این یعنی مغز، میتواند با تمرین ساخته شود، نه فقط با ژن.
داستان ۱۰ هزار ساعت
در گزارشهای علمی مربوط به عملکردهای سطح بالا، نام یک عدد مدام تکرار میشود؛ ۱۰,۰۰۰ ساعت تمرین هدفمند.این مفهوم از پژوهشهای آندرس اریکسون آمده؛ روانشناسی که سالها نوازندگان، ورزشکاران و جراحان را بررسی کرد.
تفاوت افراد موفق با بقیه، نه در داشتن استعداد، بلکه در نوع و میزان تمرین بود؛ تمرینی آگاهانه، سخت و مداوم.اریکسون صراحتاً میگوید: «استعداد بدون تمرین، بهندرت به عملکرد ممتاز منجر میشود.»
اما ژنها چه میشوند؟
پژوهشهای علمی میگویند، ژنها بیتأثیر نیستند.تحقیقات دوقلوها (Plomin, 2018) نشان میدهد برخی تواناییها، مثل سرعت پردازش یا قد فیزیکی، پایهٔ ژنتیکی دارند.
اما نکته اینجاست که گاهی تمرین سریعتر از ژن به سمت هدف حرکت میکند.
اگر کسی صرفاً بخواهد بااستعداد نهفته در ژنومش به سمت هدفی حرکت کند شاید بهاندازه کسی که تمرین و تلاش مستمر دارد موفق نشود.
کارول دوک، روانشناس دانشگاه استنفورد، در پژوهشهایش نشان داد کسانی که باور دارند تواناییها قابل رشد هستند (Growth Mindset)، در مواجهه با شکست پافشاری بیشتری دارند و در بلندمدت عملکرد بهتری نشان میدهند.
برعکس، کسانی که فکر میکنند استعداد ثابت است، معمولاً زودتر کنار میکشند. نه به این دلیل که توانایی کمتری دارند، بلکه چون زودتر باور میکنند که نمیشود.
نه میشود استعداد ذاتی را انکار کرد و نه تمرین را جادو دانست.
اگر استعداد بهتنهایی کافی است، چرا نتیجه نقاشی پسر خانواده راضیکننده نبود؟
منبع:فارس





نظر شما