به گزارش خبرگزاری خبرآنلاین، رسول صدرعاملی خبرنگار ۲۴ ساله روزنامه اطلاعات (فیلمسازی بعدی) که برای تهیه گزارش در پرواز انقلاب حضور داشت گزارش کوتاهی از فضای درون این پرواز تهیه کرد که در همان روز یعنی ۱۲ بهمن ۵۷ در روزنامه یادشده منتشر شد. صدرعاملی نوشت:
ساعت ۱.۱۵ هواپیما آماده پرواز میشود. سرمیهماندار از مسافرین خواهش میکند: «در مدت پرواز از دادن هرگونه شعار خودداری کنند.»
خبرنگاران خارجی همگی از این سفر صحبت میکنند. آنها جدی یا شوخی روی سینه خود علامت صلیب میکشیند. قبل از اینکه امام برای آنها پیام بفرستند که این سفر خطرناک است تعدادشان به ۶۰۰ نفر میرسید ولی بعد از این پیام تعدادشان به ۱۵۰ نفر رسید!
ساعت ۲.۱۰ دقیقه بعد از نیمهشب امام خمینی خود را به طبقه دوم هواپیمای جت ۷۴۷ رساند و به استراحت مشغول شدند، و این استراحت تا هنگام نماز صبح طول کشید و سپسس آیتالله برای خواندن نماز بار دیگر به قسمت پایین هواپیما آمدند. کلیه ایرانیان در هواپیما شروع به خواندن نماز کردند و پس از آن به چند تن از خبرنگاران اجازه گرفتن عکس داده شد.

از اطرافیان سرشناس آیتالله خمینی؛ دکتر یزدی، بنیصدر، صادق طباطبایی، قطبزاده، و پسر آیتلله در این پرواز بودند. در کنار آنها داریوش فروهر هم بود که سرتاسر مدت پرواز با کسی صحبت نکرد و نخوابید.
هنگامی که هواپیما بر فراز شهر تهران رسید و فرودگاه مهرآباد نمودار شد علیرغم اخطار میهمانداران، میهمانداران حاضر در هواپیما شروع به گفتن «الله اکبر» کردند. هواپیما بر روی باند فرودگاه رسید ولی همین که خواست فرود آید انگار اشکالی پیش آمد چون دوباره اوج گرفت و بار دیگر در دل آسمان رفت. آه از نهاد مسافران و بخصوص خبرنگاران خارجی برخاست، همه نیمخیز شدند و صحبت از این شد که به هواپیما اجازه فرود داده نمیشود. هواپیما اوج گرفت، حدود ۱۰ دقیقه در آسمان تهران به پرواز خود ادامه داد و در حالی که بسیاری فکر میکردند راه آمده را باید بازگردیم، بار دیگر بر روی فرودگاه مهرآباد ظاهر شد و این بار موفق به فرود شد و مسافران ایرانی و خارجی هواپیما این بار همگی الله اکبر گفتند.
با باز شدن درهای هواپیما دو تن از روحانیون تهران به پیشباز آیتالله آمدند ولی آیتلله خمینی پیاده نشدند و قبل از ایشان خبرنگاران و سپس ۵۰ نفر همراهان ایرانی و در بین آنها آیتالله خمینی قدم در فرودگاه مهرآباد گذاشتند.
کلیه دانشجویان ایرانی که از سرتاسر دنیا به پاریس آمده بودند و قرار بود با آیتالله خمینی راهی تهران شوند سرودی را که لشکریان حضرت محمد هنگام فتح مکه خوانده بودند و با جملههای لاالهالاالله وحده، وحده، وحده، آغاز میشود تمرین کرده بودند که آن را هنگام ورود به فرودگاه مهرآباد تهران بخوانند، اما از آنجا که ۵۰ نفر بیشتر نتوانستند با آیتالله سفر کنند این برنامه اجرا نشد.
احساس سرنشینان چه بود؟
این پرواز که با هواپیمای غولپیکر جمبوجت ارفرانس انجام میشد، ۲۰۰ مسافر داشت که ۱۵۰ نفر از آنان خبرنگار و ۵۰ نفر دیگر همراهان ایرانی امام خمینی بودند. صدرعاملی از برخی همراهان پرسید: «حال که همراه امام به سوی وطن در پرواز هستند چه احساسی دارید؟» پاسخها اینچنین بود:
دکتر یزدی: احساس شادی، غرور و افتخار و نگرانی
دکتر ابراهیم یزدی، استاد دانشکده پزشکی بلیر در مرکز پزشکی تگزاس و رئیس سابق آزمایشگاههای زهرشناسی، میکربشناسی در بیمارستان «دبیو – ای» آمریکا بعد از ۱۸ سال دوری از ایران:
«خیلی مشکل است، واقعا نمیتوانم؛ احساس شادی هست از اینکه به وطنم و کشورم و بین مردم خودمان برمیگردم، احساس غرور و افتخار هست از جهت اینکه تنها بر اثر آگاهی، گذشت، فداکاری، بیداری و حرکت مردم ما و خون هزاران شهیدی که به دست جلادان در زمین ریخته شد پیروزیهای کنونی به دست آمد. احساس غرور و افتخار از حماسهای که خلق ما، خلق مسلمان ما به وجود آورده است که تمام دنیا را متوجه خود ساخته است، احساس تکریم است و تواضع است نسبت به مردم و ملت که آفریننده این انقلاب بینظیر و بیهمتا در دنیا هستند، انقلابی که هیچ نمونه و هیچ همتایی را در هیچ دوران و زمان نمیتوان سراغ گرفت، احساس آرامش و اعتماد و اطمینان، چراکه آنچه را سالهای دراز برای تحقق آن همگام با سایر یاران کوشش و تلاش میکردهایم امروز آن را در آستانه تحقق مییابیم، احساس نگرانی از آنکه اگرچه مستبد رفته است اما فرهنگ استبداد، فرهنگ جاهلیت نظام شاهنشاهی در جامعه ما ریشههای عمیق دارد، پاک کردن شعور جامعه ما از این ارزشهای جامعه جاهلیت شرک و کفر شاهنشاهی سالیان دراز به طول خواهد انجامید و بالاخره احساس حیات و فراخی و فکر و اندیشه احساس سبکی و آرامی رسیدن یک صبح صادق.»
قطبزاده: از کنار امام بودن خوشحالترم
صادق قطبزاده پس از ۲۰ سال دوری از ایران: «واقعیت این است که در حضور امام بودن در این مرحله خودش به قدری خوشحالی و شعف دارد که خوشحالی رسیدن به ایران را تحتالشعاع قرار میدهد، خصوصا آنچه بیش از حد مهم است حضور امام در میان مردم است و این برای من مهم است.»
احمد خمینی: هیچ احساسی ندارم
حاج احمد خمینی (پسر آیتالله خمینی): «فکر میکنم در شرایط فعلی و در این لحظات، هیچ احساسی ندارم، یعنی احساسی که میتواند در قالب کلمات بگنجد، هرچه فکر میکنم میبینم برایم مقدور نیست احساسم را بر زبان آورم.»
صادق طباطبایی: شیرینترین لحظات است
صادق طباطبایی، استاد دانشگاه بوخوم (آلمان فدرال) دکتر شیمی و سرپرست گروه تحقیقاتی، پس از ۱۲ سال دوری از ایران: «لحظههای توصیفناشدنی است، همراه با امام به سوی آزادی پر کشیدن بعد از ۱۲ سال دوری از ایران به میان ملتی بازگشتن که با گذشتن از جان و مال خود و جوانی و همه هستی خود راه پرافتخار و سعادت همهجانبه را هموار کرده است، احساس بازگشتن به میان برادران و خواهران، شیرمردان و شیرزنانی که دیوارههای ترس و استبداد و اسارت را شکستهاند و موجد این احساس هستند، عجیب متعالی است، لحظات بازگشتن به همراه امام امت است و قائد زمان و رهبر آزادیبخش و آزادساز شیرینترین لحظاتی است ک در عمر پرنشیب و فراز خود به خاطر دارم.»
حسن لاهوتی: قابل بیان نیست
حجتالاسلام حسن لاهوتی (اشکوری) روحانی مبارز: «گاهی حالتی به انسان دست میدهد که بیش از حد اسیر احساسات میشود و نمیتواند آن را بیان کند. من اگر ادعا کنم که در چنین حالتی هستم سخن به راستی گفتهام زیرا در گذشتهای نه چندان دور با تحمل شدیدترین ضربات و شکنجههای جسمی و روحی رژیم مواجه بودهام و امشب خود را در کنار امام خمینی میبینم که در آسمان به سوی ایران پرواز میکنم، امیدورم همه ملت ایران و همه مسلمین جهان و آزادیخواهان از نهضت امام خمینی بهرهگیری کرده و یوغ استعمار را از بلاد خود دور و به آزادی که آخرین سرمنزل انسانی است نائل آیند.»
۲۵۹





نظر شما