کاظم سجادپور در رونمایی از کتاب ایران و آمریکا، تعامل یا تقابل در خبرآنلاین: حسین موسویان فقط یک پژوهشگر نیست، یک کنشگر است

کاظم سجادپور دیپلمات کشورمان در مراسم «ایران و آمریکا، تعامل یا تقابل» که امروز در خبرآنلاین برگزار شد می‌گوید: در کتاب عمده‌ترین مفهوم عدم اعتماد و چگونه بر آن فائق شدن است. همچنین کتاب مملو از گزاره است که دارای اهمیت هستند. 

به گزارش  خبرآنلاین،  مراسم رونمایی و بررسی کتاب «ایران و آمریکا، تعامل یا تقابل» تالیف حسین موسویان، دیپلمات پیشکسوت امروز با حضور سه دیپلمات پیشکسوت، دو کارشناس ارشد روابط بین الملل و با پیام علی اکبر صالحی، وزیر پیشین امور خارجه و رئیس بنیاد ایرانشناسی برگزار شد.

در این نشست کاظم سجادپور دیپلمات و رئیس پیشین و رئیس مرکز مطالعات سیاسی و بین‌الملل وزارت امور خارجه می‌گوید: من فکر می‌کنم در مجموعه این کتاب، سه ویژگی از شخص محترم نویسنده بازتاب یافته است. ویژگی اول، بعد «پژوهشگرمحور بودن» اوست که برای تجزیه و تحلیل واقعیت‌های موجود در نوشتار بسیار کمک‌کننده است؛ اما به نظر من تنها به این مسئله ختم نمی‌شود و ویژگی دوم، یک نوع «اکتیویسم» و کنشگری است. نویسنده فقط یک پژوهشگر به معنای فردِ فاصله گرفته از مطلب نیست، بلکه یک «کنشگر» است. سومین ویژگی که از بقیه مهم‌تر است، «جانب‌داری» و داشتن یک ارزش‌مندی یا مجموعه‌ارزش‌هایی است؛ بدین معنا که این روابط نباید حالتی داشته باشد که با منافع ایران، ارزش‌های ایران، توسعه و پیشرفت ایران، و بهبود شرایط در تضاد باشد.

بنابراین، کتاب از نظر نویسندگی، در کنار این ویژگی‌ها، مجموعه‌ای از داده‌هاست. شما فرمودید که ملاقات‌های ایشان با آقای کری، حرف‌هایی که زده‌اند و پیام‌هایی که رد و بدل شده، در کتاب هست؛ من کتاب را با دقت خوانده‌ام و باید اعتراف کنم که این بخش‌ها برای تجزیه و تحلیل بسیار کلیدی است.

دومین بعد قابل توجه، نقش کسانی است که به عنوان نویسنده... با همه این توضیحاتی که عرض کردم، یک نگاه «راه‌حل‌گرایانه» در کل کار مشهود است. اما اجازه بدهید اشاره کنم که کتاب شامل دو بخش است؛ یکی مربوط به دوره اوباما و دیگری مربوط به دوره ترامپ. هر کدام حدود ۱۲ فصل را در بر می‌گیرند. در هر دو بخش، به نظر من چند مفهوم و گزاره اصلی‌تر و جدی‌تر وجود دارد و آن، «پرهیز از ساده‌انگاری در روابط» است. وقتی از ساده‌انگاری فاصله می‌گیریم، به نظر من این، روح غالب فصل‌هاست و در همین راستا، نقد نظراتی است که بعداً در ایران توسط افراد مختلف دانشگاهی با ساده‌انگاری در مورد قضیه آمریکا و سیاست ایران مطرح شده است.

سجادپور تاکید کرد: نکته دیگری که در این کتاب در باب امنیت مطرح است، مسئله «اهمیت فرد رئیس‌جمهور» و تفاوت بین دموکرات‌ها و جمهوری‌خواهان است. این همان چیزی است که ما به آن اصطلاحاً «دانشوری» یا Scholarship می‌گوییم. ما اصطلاح دیگری داریم که همه دوستان جدیداً به کار می‌برند، تحت عنوان Diplomat-Scholar یا «دیپلماتِ دانشور». فردِ دانشور به کلیات نمی‌پردازد؛ کلی‌گویی ساده‌ترین کار است، بلکه به جزئیات می‌پردازد و به نظر من، از این جهت، کتاب در این دو بخش، محوریت شخص رئیس‌جمهور در ایالات متحده را برای فهم روابط ایران و آمریکا و مدیریت آن برجسته می‌کند. البته نکات خیلی زیادتری در بافت کتاب هست، ولی به نظر من مسائلی که عرض کردم جدی‌تر هستند.

اما جو و جهت کتاب، برای جمع‌بندی مفهومی و روحِ حاکم بر آن، خیلی کلیدی‌تر از دو بحث پیشین است:
نخست، از نظر جوّ کتاب، مقابله با «ذات‌انگاری» در رابطه است. عده‌ای در ایران وجود دارند که هر دو طرف را ذات‌انگارانه نگاه می‌کنند؛ منتها جهت کتاب این است که ما نمی‌توانیم در یک پدیده سیال و پویایی مثل روابط ایران و آمریکا، به اصول به اصطلاح همیشگی، پایدار و ذاتی تکیه کنیم.
نکته دوم در جهت و جوّ کتاب، «نقش عامل انسانی» است؛ لیست افرادی که در این کتاب به آن‌ها اشاره شده، قابل توجه است، به‌ویژه جزئیاتی که درباره جریانات ضدایرانی وجود دارد. به نظر من کتاب از این جهت با خیلی از کتاب‌های دیگر متفاوت است که عامل انسانی و نهادهای درگیر را برجسته می‌کند.
و سرانجام، مسئله «پویایی این رابطه» است. رابطه ایران و آمریکا، رابطه ایستایی نیست. ذات‌انگاری، نوعی ایستایی را در رابطه فرض می‌کند؛ ولی آقای دکتر موسویان پویایی را به نمایش می‌گذارد. ما پویایی را میان سه سطح می‌بینیم: سطح اول، سیاست داخلی در آمریکا و ایران؛ سطح دوم، سیاست منطقه‌ای؛ و سطح سوم، سیاست بین‌المللی.

به گفته این دیپلمات پیشینة جوّی که از این کتاب درباره آمریکا و روابط ایران و آمریکا دریافت می‌شود، این است که این رابطه، بسیار پربازیگر، بسیار پرمسئله و بسیار پرپرونده است، اما اراده انسانی و عامل انسانی، قابل مدیریت است؛ اگر آن برداشتِ من به صورت الف، ب، ج از کتاب روشن شده باشد.

اکنون اجازه بدهید اشاره مختصری بکنم به این سؤال که چگونه می‌توان از این چارچوب در فهم روابط ایران و آمریکا استفاده کرد؛ چه قسمت‌هایی برجسته‌تر است و چه قسمت‌هایی نیست. البته این را بر اساس درسی که تقریباً ۱۸ سال است در دوره دکتری مطالعات آمریکا در دانشکده مطالعات جهانِ دانشگاه تهران می‌دهم، عرض می‌کنم. من هر ترم، از اول تا آخر، این سؤال را مطرح می‌کنم که «چگونه می‌توان این رابطه را فهمید؟» (البته آقای دکتر در جهت تعمیر رابطه و اصلاح رابطه می‌نویسند، اما برای فهمش به نظر من سه دسته عامل مهم وجود دارد): عامل اول، «عوامل ساختاری» است که تغییر دادنشان سخت است. اونا چی هستند؟ (البته چون درس را به انگلیسی می‌دهم، همه این‌ها را با حرف پی یعنی P نام‌گذاری می‌کنم): اول، Power (قدرت) که آمریکا قدرت جهانی است و ایران یک قدرت منطقه‌ای؛ دوم، Geopolitics (ژئوپلیتیک) که این رابطه فقط مربوط به یکی-دو مسئله نیست و ژئوپلیتیک در آن مطرح است؛ و سوم، Past (گذشته) که یک موضوع ساختاری است؛ نه به معنای فیزیکی، بلکه به معنای معنایی آن؛ یعنی توان، قدرت، مکان ژئوپلیتیک و زمان در آن حائز اهمیت‌اند. دسته دوم، «مفاهیم انسانی» است؛ زیرا این رابطه را انسان‌ها اداره می‌کنند. در اینجا نقش رهبران در ایران، رؤسای جمهور در ایالات متحده، و مجموعه دستگاه‌ها و نخبگان امنیت ملی حائز اهمیت‌اند. همچنین موضوع Perception یا برداشت‌ها (شخصیت‌ها و برداشت‌ها) مطرح است. نهایت اینکه، این رابطه فقط به سطح رهبران و برداشت‌های آن‌ها منتهی نمی‌شود؛ این رابطه ابعاد مردمی هم دارد. الان بیش از یک میلیون ایرانی در آمریکا زندگی می‌کنند و کمتر خانواده‌ای است که در آنجا پیوندی نداشته باشد. اتفاقاً ما درسی به نام «جامعه ایرانی مقیم آمریکا» داریم که پنج سال است در دوره دکتری تدریس می‌شود و واقعاً موضوع قابل‌توجهی است و این عامل انسانی وجه بسیار مهمی دارد. دسته سوم، مفاهیم مربوط به برخورد این دو سطح (یعنی سطح ساختاری و سطح انسانی) است که بحث «سیاست‌گذاری» را تشکیل می‌دهد. در این سطح، اول با دو جامعه سیاسی مختلف روبه‌روییم (Polity)؛ جامعه آمریکا مثل ایران نیست، ایران هم مثل آمریکا نیست و گاهی فکر می‌کنیم مثل هم هستیم، اما این‌طور نیست. دوم، بازی‌های سیاسی (Politics) مطرح است؛ موضوع ایران و آمریکا، موضوع بازی سیاست‌های داخلی در آمریکا، بازی سیاست‌های داخلی در ایران، بازی سیاست‌های منطقه‌ای و بازی سیاست‌های بین‌المللی است. و در نهایت، مسئله Policy یا سیاست‌گذاری است که سیاست‌های ایالات متحده عمدتاً بر «تهدیدانگاری ایران» و مدیریت این تهدید استوار است؛ حالا یا در قالب تحریم و مهار، یا در قالب تغییر نظام، یا در قالب ترکیبی از این‌ها.

به گفته کاظم سجادپور،‌ دکتر موسویان در کتاب‌های دیگرشان به بخش ساختاری پرداخته‌اند، اما در این کتاب، به اندازه بخش انسانی و بخش سیاست‌گذاری روی ساختار تمرکز نمی‌کنند؛ ولی هر چه که هست، کتاب به فهم ما از روابط کمک می‌کند؛ به‌ویژه در این زمان که این موضوع، دیگر صرفاً یک مسئله دوجانبه بین ایران و آمریکا یا یک مسئله منطقه‌ای نیست، بلکه موضوعی مربوط به کیفیت نظام بین‌المللی است و به نظر من، از این جهت کار جناب موسویان بسیار قابل تقدیر است. نمی‌توانم این را هم نگم که کتاب سرشار از گزاره‌هایی است که ناشی از برخوردهای نامناسبی بوده که با آقای دکتر موسویان صورت گرفته و این رفتارها در کتاب بازتاب یافته است؛ اما در عین حال که این رفتارها نامناسب بوده، هیچ‌وقت دکتر موسویان، نه در کتاب و نه در رفتارهای علمی‌اش، علاقه به ایران و پیشبرد منافع ایران را از دست نداده است و از این جهت، به نظر من پایداری و صبر ایشان قابل تقدیر است. در مجموع، ارزیابی بنده از کتاب این است: یک شخصیت تحلیلگر، کنشگر، ارزش‌گرا؛ بافت کتاب مبتنی بر دو پاره ترامپ و اوباما با محوریت آن‌هاست؛ و جهت‌گیری نهایی کتاب، نوعی راه‌حل‌گرایی است. در چارچوبی که عرض کردم (یعنی فهم روابط آمریکا از بعد ساختاری، انسانی و سیاست‌گذاری، به‌ویژه از جهت انسانی و سیاست‌گذاری)، این اثر بسیار برجسته‌ای است. 

۳۱۲

کد مطلب 2268011

برچسب‌ها

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
5 + 0 =

آخرین اخبار

پربیننده‌ترین