۰ نفر
۵ تیر ۱۴۰۵ - ۱۱:۴۸
صبح سرخ

شمشیرهای آخته، سپیدجامه‌های دوخته و نادوخته، چهره‌های برآفروخته، طبل‌ها و سنج‌های بی‌قرار و گداخته و مردمان سراسیمه و هر یک به کنجی خزیده و به کاری پرداخته تا رسیدن لحظه موعود که فریادها به اوج می‌رسد، کوبش طبل و سنج هم‌نوا می‌شود، تیغ‌های موازیِ به آسمان رفته، یک‌به‌یک مسیر خود را به سمت سرهای تپیده می‌یابند و درون حلقه‌های گردان، آرام آرام سرخ و آنگاه ذوب می‌شوند.

شب پیش از حادثه، کاروان‌های مشق در کوچه‌پس‌کوچه‌های ماتم جاری می‌شوند و رزم فردا را مشق می‌کنند. در مسیر حرکت مارش جنگی می‌نوازند و در ایستگاه‌های مختلف شیپورهای مبارزطلبی سر می‌دهند.

در چند شب منتهی به حادثه تیغ‌ها تهیه و تیز می‌شوند، جامه‌ها و کفن‌های سپید را به تن اندازه می‌کنند، طبیبان ابزارها و مرهم‌ها را کنار دست می‌گذارند و طباخان هم در نوبت افزوده برای خون‌های ازدست‌رفته وعده‌های جایگزین فراهم می‌آورند.مناسک مناقشه‌برانگیز خیلی‌ها را از چهارسوی جغرافیایش به اینجا کشانده است.

از آنانکه خون خود را برای خون‌خواهی خویشاوندی از سر جاری می‌سازند تا آنانکه خون خدا را دریچه عرفه و عرفان و معرفت می‌دانند.بازار رقابت مناسکی نیز سودایی است. تمام آنانکه تمدن ملالت‌بار، تیغ و خون را از آنها ربوده به اینجا گریخته‌اند تا در آوردگاه خدایگان‌شان، هم‌کیشان خود را بیابند و دسته‌دسته درفش‌ها را بر پیشانی موکب‌شان برافرازند.از ایران آمده‌اند، از پاکستان و افغانستان، از همین کوچه‌های کربلا — و چندان نمی‌شود از هم بازشناختشان. هیجان و ترس در یک چهره نشسته، شور جمعی و تفاخر در یک بدن. همه به سمت یک نقطه می‌دوند و آن نقطه هر لحظه جای سیال دیگری است.

در میانه این کشاکش خون و تیغ و تاریخ، هنوز نمی‌توانی یافت که این شمشیرها به یاری برآمده‌اند یا در پاسخ به ندای "پس ای شمشیرها مرا دربرگیرید".

* دکترای جامعه شناسی

**کربلای معلی بامداد 11 محرم- 5تیر 1405

1717

کد مطلب 2238285

برچسب‌ها

خدمات گردشگری

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
9 + 0 =