به گزارش پایگاه فکر و فرهنگ مبلغ، سعدی، این شاعر شیرین سخن، در کنار لطافت بیان و استادی در سخن، همواره نگاهی نقادانه و اخلاقمحور به دینداری داشته است.
او در آثار خود بارها بر این نکته تأکید میکند که عبادت، بیتوجه به حال مردم، معنای کامل ندارد. او دینداری را در خدمت به خلق و مسئولیت اجتماعی معنا میکند، نه در ظاهر اعمال.
در حکایت پیش رو، سعدی با بیانی ساده و تأثیرگذار یادآور میشود که روزهداری اگر به رنج گرسنگان بیاعتنا باشد، از حقیقت خود دور میشود. از نگاه او، دستی که گرهی از کار نیازمندی بگشاید، از عبادتی که سودی به دیگران نرساند، ارزشمندتر است.
این حکایت، در ماه رمضان، دعوتی است به فهم عمیقتر روزه؛ روزهای که با بخشش و مهربانی کامل میشود.
به سرهنگ سلطان چنین گفت زن
که خیز ای مبارک در رزق زن
برو تا ز خوانت نصیبی دهند
که فرزندکانت نظر بر رهند
بگفتا بود مطبخ امروز سرد
که سلطان به شب نیت روزه کرد
زن از ناامیدی سر انداخت پیش
همی گفت با خود دل از فاقه ریش
که سلطان از این روزه گویی چه خواست؟
که افطار او عید طفلان ماست
خورنده که خیرش برآید ز دست
به از صائمالدهر دنیاپرست
مُسلَّم کسی را بود روزهداشت
که درماندهای را دهد نان چاشت
وگرنه چه لازم که سعی بری
ز خود بازگیری و هم خود خوری؟
منبع:فارس






نظر شما