راه افزایش محبت کدام است؟

آیت‌الله مصباح یزدی سفارش کرد: سعی کنید هر چه بیشتر توجه به خدا و یاد او در دل شما وجود داشته باشد. چون هر قدر انسان نسبت به چیزی بیشتر متمرکز باشد، محبت آن در قلب او افزایش می‌یابد. پس راه افزایش محبت، یاد و ذکر الهی است.

به گزارش پایگاه فکر و فرهنگ مبلغ، آیت‌الله محمدتقی مصباح یزدی در شرح مناجات شعبانیه گفت: «اِلهی وَ اَلْهِمْنی وَلَهًا بِذِکْرِکَ اِلی ذِکْرِکَ وَ هِمَّتی فی رَوْحِ نَجاحِ أَسْمائِکَ وَ مَحَلِّ قُدْسِک؛ خداوندا! شوق و رغبت و شیدایی با ذکر خودت برای ذکر بالاتر به من عنایت کن و همّت من را در یک آرامشی قرار بده که از راه رسیدن به اسما و محل قدس تو حاصل می‌گردد.» گویا در رابطه با فراز قبلی این مناجات، این سؤال مقدّر وجود دارد که خدایا حال که فهمیدم باید در مقابل ولی‌نعمت، سپاس‌گزار باشم و در میان اهل محبّت و ولایتت قرار بگیرم، برای آن‌که بر محبّتم مرتب افزوده گردد باید چه کار کنم؟

بنابر روایت ایرنا، در این فراز پاسخ آن پرسش مقدر داده شده است که راه آن این است که سعی کنید هر چه بیش‌تر توجّه به خدا و یاد او در دل شما وجود داشته باشد. چرا که بر اساس علم روان‌شناسی و نیز تجربه، هر قدر که انسان نسبت به چیزی بیش‌تر متمرکز باشد، محبّت آن در قلب او افزایش می‌یابد. پس راه افزایش محبت یاد و ذکر الهی است.

البته کسی گمان نکند منظور از ذکر، در دست گرفتن یک تسبیح هزار دانه و گفتن ذکرهای مکرّر است. بلکه منظور، توجه قلبی به خداوند است و نیز باید توجه داشت که ذکر نیز مانند محبت درجاتی دارد و مختصر توجه قلبی به خداوند کافی نیست. توجه به مسائلی چون آفرینش انسان و رزق و روزی او، حل مشکلات و رفع بلاهایی که تعداد آنها بیشتر از نعمت‌هاست و ما خود خبر نداریم و... زمینه‌هایی برای فکر و سپس ذکرند ولی همین یاد خدا هم باید به توفیق الهی باشد.

پس در این فراز عرض می‌کنیم: خدایا ما دوست داریم که به یاد تو باشیم ولی توفیق آن را خودت عطا کن و چون می‌خواهیم به مراتب بالاترِ ذکر، دست یابیم، می‌خواهیم که خودش این توجه و یاد قلبی را به مراتب شدیدتر کند و هر مرتبه از ذکر را وسیله‌ای برای ارتقا به مرحله بعدی قرار دهد. فرض کنید می‌خواهید وارد اتاقی تاریک بشوید و برق را روشن کنید و نمی‌دانید کلید آن کجاست، ابتدا فندک روشن می‌کنید تا کلید را ببینید و آن‌گاه کلیدها را یکی پس از دیگری روشن می‌کنید تا فضا کاملا روشن شود. ذکر نیز ابتدا با مراتب ضعیفی که موجب صعود به مراحل بالاتر می‌گردد، شروع می‌شود.

کسانی که چاه می‌کَنند، وقتی که به جایی نمناک می‌رسند، توجه خود را به آن نقطه متمرکز می‌سازند و کاوش بیشتری می‌کنند تا به آب برسند. در دل آدمی نیز همین جریان وجود دارد؛ اگر واقعیتی پیدا شد و کاوش گردید به حقیقت بیش‌تری می‌رسد. معرفت و محبّت و ذکر خداوند نیز همین‌گونه است که اگر کسی کلید کوچکی را پیدا کرد و روی آن تاکید نمود بر معرفت و یاد او می‌افزاید. البته این کارها نیز به لطف خدا انجام می‌گیرد ولی از آن‌جا که به ما دستور داده‌اند «گدایی کن تا محتاج خلق نشوی» باید از خدا بخواهیم محبّت و یاد خود را در ما روزافزون کند و شور و شوقی ایجاد کند که بیشتر به یاد او باشیم.

جالب آن‌که راه را به ما نشان داده‌اند و اگر قرار بود خودمان این راه را پیدا کنیم، معلوم نبود چه وقت به این راه دست می‌یافتیم. آری، باید شیدایی و شیفتگی داشت و همان یاد و ذکری را که برای ما میسور است، مقدمه و پایه برای ذکرهای بعدی قرار دهیم.

انسان باید همت خود را در مسیری قرار دهد که نتیجه آن روح و راحتی است که از طریق رسیدن به اسما و محل قدس الهی حاصل می‌شود. خداوند اسامی و محل قدسی دارد که انسان باید با رسیدن به آن‌ها به موفقیت دست یابد. آن محل قدس، جایگاه پاکی‌ها و پاکیزگی‌ها و منزه از انواع آلودگی‌هاست. بنابراین یک مرتبه از کمال رسیدن به اسمای الهی و محل قدس است. با رسیدن به آن‌جا، نهایت لذت و آرامش و آسایش و روح و ریحانی که فوق تصور ما می‌باشد و با هیچ چیز قابل مقایسه نیست، حاصل می‌شود. پس همت انسان باید در جهت رسیدن به این کمال باشد.

این فراز از دعا به طور کامل در اوج است، و در آن سخن از آمرزش و نیازهای دنیایی و ترس از عقوبت و نرسیدن به خواسته‌های مادی نیست، بلکه سخن از رسیدن به عالی‌ترین لذت‌ها یعنی اسما و محل قدس است ولی همه انسان‌ها چنین همت والا و بلندی ندارند و اگر این دعاها نبود، ما به هیچ وجه گمان نمی‌کردیم که چنین مقامات رفیعی هم وجود دارد و ممکن است نصیب انسان بشود. همّت ما انسان‌ها ضعیف است و معمولا در رسیدن به غذا و لباس و محلی ساکت برای استراحت و امثال این‌ها صرف می‌شود و داشتن همتی بلند برای رسیدن به اسمای الهی و محل قدس، موهبتی الهی است.

منظور از اسمای الهی چیست؟

اکنون باید دید که مراد از اسمای الهی چیست. خداوند نام‌های فراوانی از قبیل‌الله، رحمن، رازق و خالق دارد. بر اساس روایات اهل‌بیت (ع) اسمای الهی عینیت دارند نه به این معنی که مثلا در گوشه آسمان قرار گرفته باشند. البته ما با هر مفهومی که مواجه می‌شویم، برای درک آن به سراغ مصادیق مادی می‌رویم و چاره‌ای هم نداریم. مثلا وقتی که می‌گوییم اسم عینیت دارد، گمان می‌کنیم که چیزی در محلی گذاشته شده و ما باید خودمان را به آن‌جا برسانیم، در حالی که عینیت به معنای واقعیت داشتن است.

انسان در هر مرحله از شناخت خدا، وقتی که از افق مادیات گذشت، جلوه‌ای از خدا را با دل خود می‌بیند که نام آن‌ها را اسم می‌گذارد. مفهوم لغوی اسم، نشانه و علامت است و چون انسان می‌خواهد آن مشاهده‌ها و جلوه‌ها را توصیف کند، به ضرورت و ناگزیر، آن مشاهده‌ها را با واژه‌هایی مثل اسم، جلوه، تجلیات و انوار عنوان می‌کند. پس اسمای الهی تنها یک مفهوم ذهنی نیست که ما در ذهن خود می‌آوریم، چرا که کافر نیز همان مفهوم را در ذهن آورده و وجود خارجی آن را انکار می‌کند ولی ما وجود خارجی آن را اثبات می‌نماییم. این مرحله‌ای است که ما گرفتار الفاظ و مفاهیم هستیم و با امور مادی سر و کار داریم ولی اگر آن را بیابیم، می‌فهمیم که غیر از مفهوم است. مثلا ما شادی را احساس می‌کنیم که خود شادی است نه مفهوم آن.

باری، باید به اصطلاح فلسفی با علم حضوری آن را درک کنیم. و کسانی که در مسیر الهی قدم بر می‌دارند، کم‌کم پرده‌هایی از مقابل چشم قلبشان برداشته شده و در هر مرحله‌ای متناسب با مقام و شأن خود جلوه‌ای از جلوه‌های خدا را می‌بینند؛ آن‌گونه که شادی و غم و عشق و محبت خود را می‌بینند. یافتن و رسیدن به اسما و محل قدس غیر از داشتن مفاهیم است.

کد مطلب 2180678

برچسب‌ها

خدمات گردشگری

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
6 + 5 =

آخرین اخبار