به گزارش صبا؛ بیتردید فیلمنامه یکی از بنیادیترین مؤلفههای سینماست؛ شالودهای که کلیت ساختمان فیلم بر آن استوار است. اگر فیلمنامه در سطح ساختار دچار لغزش باشد، حتی درخشانترین میزانسنها، بازیهای قدرتمند و خلاقانهترین تمهیدات کارگردانی نیز نمیتوانند اثر را نجات دهند. در چنین وضعیتی، حاصل کار ــ با وجود صرف بیشترین انرژی و مهارت از سوی گروه تولید ــ به اثری لرزان و ناپایدار بدل خواهد شد و بخش عمدهای از تلاشها عملاً بیثمر میماند.
در مقابل، فرض کنیم ساختمانی از حیث سازهای کاملاً مستحکم باشد اما در جزئیات معماری یا طراحی داخلی با نواقص فنی و زیباشناختی روبهرو شود. در این حالت، هرچند کیفیت نهایی تجربه مخاطب کاهش مییابد اما استقامت بنا زیر سؤال نمیرود.. این وضعیت در سینما معادل فیلمنامهای منسجم با اجرایی ضعیف است؛ جایی که «متن» کارکرد بنیادین خود را حفظ کرده اما «پرداخت» در سطوح کارگردانی، طراحی صحنه یا ریتم دچار اختلال شده است. نکته کلیدی آن است که این رابطه یکسویه است: سازه ضعیف با نمایی باشکوه قابل جبران نیست، اما سازه قوی با نمایی متوسط قابلیت بقا دارد. از همین رو، قصه درست و اسکلتبندی دقیق روایت میتواند حتی در مواجهه با کاستیهای اجرایی نیز هویت خود را حفظ کند، حال آنکه عکس این گزاره صادق نیست.
حضور پررنگ فیلمنامهنویسان مستقل در کنار کارگردانان
با این مقدمه که جایگاه تعیینکننده فیلمنامه را در فرایند تولید فیلم روشن میکند، میتوان به بررسی وضعیت آثار حاضر در مهمترین رویداد سینمایی سال پرداخت. آنچه در دوره اخیر بیش از گذشته به چشم میآید، تفکیک روشنتر نقشها میان فیلمنامهنویس و کارگردان است؛ حضوری پررنگتر از فیلمنامهنویسان مستقل در کنار کارگردانان که نشان از حرفهایتر شدن تقسیم کار در گروههای تولید دارد. در عین حال، سنت «کارگردان مؤلف» همچنان در تاریخ سینما ریشهای عمیق دارد؛ فیلمسازانی که نگارش فیلمنامه را نیز خود بر عهده میگیرند و امضای شخصیشان در متن و اجرا توأمان شکل میگیرد. نمونههای متعددی در سینمای جهان نشان میدهد که تداوم همکاری میان کارگردان و فیلمنامهنویس، نوعی «مهندسی روایت» را ممکن میسازد؛ فرآیندی که در آن، ایده اولیه در گفتوگو و بازنویسیهای مکرر به ساختاری پخته میرسد. در سوی دیگر، فیلمسازانی نیز وجود دارند که شخصاً متن آثارشان را مینویسند و از این مسیر به انسجام سبکی دست مییابند، هرچند حتی در این الگو نیز نقش اقتباس، مشاوره و اتاق فکر انکارناپذیر است.
بر همین مبنا، بررسی ترکیب حضور فیلمنامهنویسان مستقل، نویسندگان مشترک و کارگردانان مؤلف در دوره چهلوچهارم جشنواره فیلم فجر میتواند تصویری روشن از آرایش خلاقیت در سینمای امروز ارائه دهد؛ اینکه چه نسبتی از آثار بر متنهای مستقل استوارند، چه تعداد حاصل همکاریهای دو یا چندنویسندهاند و چند اثر محصول ذهن و قلم کارگردان مؤلف بهشمار میروند. چنین تحلیلی، فراتر از آمار صرف، میتواند شاخصی برای سنجش جایگاه «متن» در سینمای معاصر و نسبت آن با اجرا و مؤلفگرایی باشد.
در مرور فهرست آثار حاضر، آنچه بیش از هر نکتهای جلب توجه میکند، سهم قابلتوجه فیلمهایی است که با فیلمنامهنویس مستقل تولید شدهاند؛ آثاری که در آنها نویسنده نه در مقام کارگردان، بلکه بهعنوان عنصری مجزا و تخصصی در چرخه تولید حضور داشته است.حوزهای که میتواند پیش از ورود پروژه به مرحله اجرا، بار اصلی مهندسی روایت، طراحی درام و انسجام ساختاری را بر دوش بکشد.
در میان ۳۱ فیلم حاضر، ۱۹ اثر با اتکا به نویسندگان مستقل شکل گرفتهاند؛ نسبتی که در مقایسه با دورههای پیشین جشنواره، روندی افزایشی را نشان میدهد. این روند افزایشی، صرفاً یک شاخص آماری نیست، بلکه نشانهای از تغییر نگرش در بدنه تولید است؛ نگرشی که فیلمنامه را نه پیشمتنی تشریفاتی، بلکه زیربنای اصلی اثر تلقی میکند. تداوم چنین مسیری میتواند در بلندمدت، به شکلگیری آثار منسجمتر و ماندگارتر بینجامد.
فهرست فیلمهایی است که با فیلمنامهنویس مستقل تولید شدهاند؛
سقف — فیلمنامهنویس: علیمحمد حسامفر، کارگردان: ابراهیم امینی
قمارباز — فیلمنامهنویس: بهجت شریف اصفهانی، کارگردان: محسن بهاری
کافه سلطان — فیلمنامهنویس: عطیه زارع آرندی، کارگردان: مرتضی رزاق کردیمی
نیم شب — فیلمنامهنویس: مهدی یزدانیخرم، اعظم بهروز / کارگردان: محمدحسین مهدویان
رقص باد — فیلمنامهنویس: حسین مهکام، کارگردان: سیدجواد حسینی
بیلبورد — فیلمنامهنویس: سامان زرهونه، صالح علوی / کارگردان: سعید دشتی
زندهشور — فیلمنامهنویس: محمد داودی / کارگردان: کاظم دانشی
پروانه — فیلمنامهنویس: علیرضا عطااللهتیریزی / کارگردان: محمد برزویی
پل — فیلمنامهنویس: پدرام کریمی / کارگردان: محمد عسگری
جانشین — فیلمنامهنویس: محمد فراهانی، علیرضا محصولی / کارگردان: مهدی شاهمحمدی
مارون — فیلمنامهنویس: محمد حسینی / کارگردان: امیراحمد انصاری
آرامبخش — فیلمنامهنویس: پدرام پورامیری/ کارگردان: سعید زمانیان
اردوبهشت — فیلمنامهنویس: کاظم دانشی / کارگردان: محمد داودی
جهان مبهم هاتف — فیلمنامهنویس: یزدان محمدکاظمی / کارگردان: مجید رستگار
خیابان جمهوری — فیلمنامهنویس: پدرام کریمی / کارگردان: منوچهر هادی
غبار میمون — فیلمنامهنویس: امیر بوالی / کارگردان: آرش معیریان
قایقسواری در تهران — فیلمنامهنویس: پیمان قاسمخانی / کارگردان: رسول صدرعاملی
گیس — فیلمنامهنویس: محسن جسور، کاظم داشتی، مهتاب صداقت
کارواش — فیلمنامهنویس: عباس نعمتی / کارگردان: احمد مرادپور
ادر ادامه، بخش دیگری از آثار حاضر به فیلمهایی اختصاص دارد که در آنها همکاری مشترک فیلمنامهنویس و کارگردان شکل گرفته است؛در این دوره، در مجموع سه فیلم با این الگوی مشارکتی تولید شدهاند:
خواب — فیلمنامهنویس: مانی مقدم، پژمان تیمورتاش / کارگردان: مانی مقدم
حاشیه — فیلمنامهنویس: محمدعلیزادهفرد، بنیامین هفتلنگ / کارگردان: محمدعلیزادهفرد
کوچ — فیلمنامهنویس: مهدی مطهر، محمد اسفندیاری / کارگردان: محمد اسفندیاری
بخش پایانی، آثاری که در آنها فیلمنامهنویس و کارگردان یک نفر است؛ الگویی که در ادبیات سینمایی با عنوان «کارگردان مؤلف» شناخته میشود.
استخر — نویسنده و کارگردان: سروش صحت
دختر پریخانم — نویسنده و کارگردان: علیرضا معتمدی
غوطهور — نویسنده و کارگردان: محمدجواد حکمی
زندگی کوچکِ کوچک — نویسنده و کارگردان: امیرحسین ثقفی
سرزمین فرشتهها — نویسنده و کارگردان: بابک خواجهپاشا
اسکورت — نویسنده و کارگردان: یوسف حاتمیکیا
تقاطع نهایی شب — نویسنده و کارگردان: سعید جلیلی
حضور این دسته از آثار در کنار فیلمهای دارای نویسنده مستقل و همچنین پروژههای مشارکتی، تصویری متنوع از آرایش خلاقیت در این دوره ارائه میدهد؛ تنوعی که نشان میدهد سینمای امروز همزمان از سه الگوی تولید متن بهره میبرد: تفکیک تخصصی نقشها، تألیف جمعی و مؤلفگرایی فردی. چنین چیدمانی میتواند نشانهای از پویایی ساختار تولید و پذیرش رویکردهای متکثر در مواجهه با «متن» بهعنوان زیربنای فیلم باشد.





نظر شما