۱ نفر
۱۵ بهمن ۱۴۰۴ - ۱۳:۳۰
نابغه‌ای که از دست رفت!

در حافظه تاریخی موسیقی ایران، نام‌های بسیاری وجود دارند که بعضاً با وجود تأثیر بسیار در موسیقی، گویی به اعماق تاریخ می‌روند و دیگر کمتر کسی آنها را به یاد می‌آورد! یکی از این افراد نابغه‌ای است به نام فرهاد ارژنگی که مجال زندگی نیافت و اگر می‌یافت بنابر گفته شاهدان به برترین نوازنده تار زمانه خود بدل می‌شد.

به گزارش خبرگزایر خبرآنلاین به نقل از ایسنا، امروز سالروز تولد هنرمندی است که اگرچه عمرش کوتاه بود، اما رد حضورش بر موسیقی ایران، عمیق و انکارناپذیر است؛ فرهاد ارژنگی، نابغه‌ای که در سکوت زیست، در ابهام رفت و در حافظه موسیقی کم‌رنگ ماند.

این هنرمند در خانواده‌ای متولد شد که هنر، نه حرفه که میراثی چندصدساله بود؛ نقاشان و پیکرتراشانی که  به مدت ۵۰۰ سال هنر خلق کرده بودند.

نابغه‌ای که از دست رفت!

فرهاد فرزند رسام ارژنگی، نقاش سرشناس بود که احتمالا از همین‌رو همزمان آهنگساز، نوازنده و نقاش بود؛ هنرمندی چندبعدی که در یک حوزه محدود نمی‌شد.

فرهاد از هفت‌سالگی نواختن تار را آغاز کرد؛ سازی که بعدها مسیر زندگی‌اش با آن رقم خورد. شاگردیِ علی‌اکبرخان شهنازی، به‌تنهایی افتخاری بزرگ است، اما آن‌چه ارژنگی را متمایز می‌کند، جایگاهی است که در نگاه استادش یافت. شهنازی او را بهترین شاگرد خود می‌دانست؛ نگاهی که در مکتب سختگیر و نخبه‌پرور او، به‌سادگی به زبان نمی‌آمد. داریوش طلایی (نوازنده تار) نقل می‌کند که استاد، سال‌ها پس از مرگ فرهاد، هنوز با دریغ و افسوس از جوانی سخن می‌گفت که نابغه بود و در اوج شکوفایی، به طرزی مشکوک از میان رفت.

نابغه‌ای که از دست رفت!

گفته می‌شود که پیشرفت این هنرمند چنان شتابان و خیره‌کننده بود که در بیست‌سالگی، در آزمونی دشوار برای جانشینی موسی‌خان معروفی، از میان بسیاری برگزیده شد و به‌عنوان استادیار در هنرستان عالی موسیقی به آموزش پرداخت؛ سنی که بسیاری هنوز در آغاز راه‌اند و او، خود به مرجع آموزش بدل شده بود. هوشنگ ظریف سال‌ها بعد با قاطعیت گفت: «فرهاد ارژنگی بسیار پرتکنیک و بااحساس ساز می‌زد و اگر ایشان بود، بهترین نوازنده تار بود.» 

نابغه‌ای که از دست رفت!

ارژنگی تنها در کلاس و هنرستان نماند. با آغاز به‌کار تلویزیون، به دعوت اداره هنرهای زیبا، تار نواخت و با سفر به ترکیه، افغانستان و پاکستان، موسیقی ایرانی را به گوش مردمانی دیگر رساند؛ گویی از همان جوانی، رسالتی فراتر از جغرافیا برای خود قائل بود. او افزون بر نوازندگی، آثار مکتوب و آهنگسازی نیز داشت؛ آنچه امروز از او باقی مانده، بیش از ۲۳ اثر است.

مرگ فرهاد ارژنگی در سال ۱۳۴۰ رخ داد؛ مرگی زودهنگام، مبهم و بی‌پاسخ. علت حقیقی آن هرگز روشن نشد و همین ابهام، بر حس فقدان، سایه‌ای سنگین‌تر انداخت.

البته که دردناک‌تر از مرگ او، سرنوشتی بود که پس از آن رقم خورد؛ دهه‌ها سکوت، بی‌اعتنایی و غیبت نام او از روایت رسمی موسیقی ایران. علیرضا میرعلینقی با تأسف می‌گوید چرا خانواده موسیقی ۵۰ سال از ارژنگی یادی نکرده‌ است؟!

نابغه‌ای که از دست رفت!

یاد فرهاد ارژنگی، تنها یاد یک فرد نیست؛ یاد امکانی‌ است که از دست رفت، مسیری است که ناتمام ماند، و پرسشی است که هنوز بی‌پاسخ است: اگر می‌ماند، تاثیرش بر موسیقی امروز چگونه بود؟

243

کد مطلب 2177640

برچسب‌ها

خدمات گردشگری

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
2 + 16 =

آخرین اخبار

پربیننده‌ترین