به گزارش خبرآنلاین، آرش رئیسینژاد، استاد پیشین دانشگاه تهران و استاد مهمان مرکز خاورمیانه دانشکده اقتصاد و علوم سیاسی لندن، در کانال تلگرامی خود نوشت: در گذشته (دهه ۹۰ و ۲۰۰۰ میلادی)، باور بر این بود که کالاها در هر جای جهان که ارزانتر تولید شوند، ساخته شده و به تمام دنیا ارسال میشوند (مثلاً همه چیز در چین ساخته میشد و در آمریکا مصرف میشد).
این استاد علوم سیاسی توضیح داد: اکنون اما اندیشکدهها معتقدند قدرتها در حال ایجاد دیوارهایی دور خود هستند.
به نوشته رئیسینژاد این مفهوم سه لایه اصلی دارد:
- امنیت به جای ارزانی (Friend-shoring): در گذشته ملاک اصلی برای زنجیره تأمین، «قیمت تمامشده» بود. اما حالا کشورها (بهویژه آمریکا و اروپا) میگویند: «مهم نیست کالا کجا ارزانتر است، مهم این است که کالا در کشوری تولید شود که دوست ماست و در زمان جنگ یا تحریم، صادراتش را قطع نمیکند.»
مثال: آمریکا سعی میکند کارخانههای تراشهسازی را از تایوان و چین به داخل خاک خود یا کشورهای متحدش مثل مکزیک منتقل کند تا زنجیره تأمینش تحت کنترل خودش باشد. - استانداردهای متفاوت (جنگ استانداردها): هر قدرت تلاش میکند «قوانین بازی» و استانداردهای فنی خود را به کشورهای اطرافش دیکته کند.
مثال: اگر چین سیستم بانکی خاص خود یا اینترنت نسل ششم (6G) خود را در کشورهای مسیر «جاده ابریشم» راه بیندازد، آن کشورها عملاً به بازار اختصاصی چین تبدیل میشوند و دیگر محصولات تکنولوژیک آمریکا در آنجا به راحتی کار نمیکند. این یعنی یک بازار منطقهای بسته که تحت نفوذ یک قدرت است. - کاهش وابستگی متقابل (De-risking): قدرتها در حال کاهش وابستگی به رقبای خود در کالاهای حیاتی هستند.
در اقتصاد چین: چین تلاش میکند وابستگی خود را به دلار و بازارهای غربی کم کند و در مقابل، کشورهای جنوب شرق آسیا و آسیای مرکزی را به خود وابسته کند.
در اقتصاد غرب: اروپا و آمریکا تلاش میکنند وابستگی خود را به مواد معدنی و باتریهای چینی قطع کنند تا در صورت درگیری نظامی (مثلاً بر سر تایوان)، اقتصادشان فلج نشود.
خلاصه کلام:
این یعنی به جای یک «رهبر جهانی» که بر کل اقتصاد دنیا نظارت کند، ما با «جزیرههای قدرتی» روبرو خواهیم بود:
آمریکا بر بازار آمریکای شمالی و اروپا (در حوزه فناوریهای پیشرفته) تسلط خواهد داشت.
چین بر بازار شرق آسیا، بخشهایی از آفریقا و آسیای مرکزی (در حوزه زیرساخت و انرژی) حاکم خواهد بود.
هند تلاش خواهد کرد قطب مستقل خود را در جنوب آسیا ایجاد کند.
در این مدل، هر قدرت سعی میکند تمام مراحل تولید (از استخراج مواد اولیه تا ساخت محصول نهایی) را در جغرافیایی کنترل کند که دسترسی رقیب به آن غیرممکن باشد. به پایان عصر طلایی جهانیسازی و آغاز عصر «اقتصادهای سنگربندیشده» خوش آمدید.
۴۲/۴۲





نظر شما