حافظ اسد به رفیق‌دوست گفت نمی‌تواند به ایران موشک تحویل دهد!

طهرانی‌مقدم در این‌ سفر اول به سوریه، از توپخانه ساحلی، تجهیزات و موشک‌های نیروی دریایی ارتش سوریه در بندر لازقیه بازدید کرد. او تا آن‌ روز هیچ‌ موشکی را از نزدیک ندیده بود. به همین‌ دلیل در بازدید یک‌روزه خود، سوالات زیادی از نظامیان سوری پرسید.

به گزارش خبرگزاری خبرآنلاین، صادق وفایی در تابناک نوشت، «خط مقدم» نوشته فائضه غفار حدادی درباره بازه زمانی مرداد ۱۳۶۳ تا دی‌ماه ۶۵ از زندگی شهید حسن طهرانی‌مقدم پدر موشکی ایران است. این‌ کتاب ابتدای دهه ۱۳۹۰ چاپ شد و سال‌های پایانی این‌دهه به انتشارات شهید کاظمی واگذار شد.

 مرور این‌کتاب و روایت تاریخی‌اش درباره ایران موشکی و زحمات شهیدانی چون حسن طهرانی‌مقدم و امیرعلی حاجی‌زاده در روزهایی که ایران با قدرت و صلابت، خاکریز اول جبهه غرب و یهود بین‌الملل را می‌کوبد، بی‌لطف نیست.

***

حسن طهرانی‌مقدم، اوایل سال ۱۳۶۰ وارد آبادان شد و کار با خمپاره را آغاز کرد. برهه مورد اشاره، زمانی است که خمپاره، مهم‌ترین سلاح سپاه پاسداران بود که البته تعداد معدودی قبضه خمپاره در اختیار داشت و در آبادانِ محاصره‌شده، ۳ تیم خمپاره وجود داشت که گلوله‌های خود را به‌ طور سهمیه‌ای از ارتش دریافت می‌کردند و سهمیه هر روز نیز یک‌ گلوله بود. در آن‌ روزگار کسی تصور نمی‌کرد روزی سپاه دارای توپخانه و سپس سلاحی مانند موشک دوربرد شود.

با اجرای موفقیت‌آمیز عملیات فتح‌المبین بود که تعداد زیادی از توپ‌های ارتش بعث عراق به تصرف نیروهای ایرانی درآمدند و توپخانه سپاه تشکیل شد. شهید حسن باقری باور داشت تنها فردی که می‌تواند توپخانه سپاه را تشکیل دهد، طهرانی‌مقدم است. به همین‌ دلیل او را به محسن رضایی فرمانده وقت سپاه معرفی کرد و غلامعلی رشید نیز او را احضار کرد و حکم راه‌اندازی توپخانه را به او ابلاغ کرد. اما این‌ ابلاغ به‌ معنای تشکیل یک‌ واحد جدید و حل مشکلات نبود. چون توپ‌های غنیمتی ساخت شوروی بودند. در حالی‌ که توپ‌های باقی‌مانده از خریدهای محمدرضا پهلوی، آمریکایی بودند. به این‌ ترتیب طریقه کار با توپ‌های غنیمتی، توسط اسرای عراقی به دست آمد و این‌ توپ‌ها عملیاتی شدند.

با شروع جنگ شهرها که عملیات بمباران‌های هوایی و موشک‌باران شهرهای ایران را شامل می‌شد، نیاز به مقابله‌به‌مثل با صدام احساس می‌شد و توپ‌هایی که از خط مرزی حداکثر بصره را هدف قرار می‌دادند، قدرت بازدارندگی چندانی نداشتند. به‌ همین‌ دلیل قدم بعدی تشکیل واحد موشکی سپاه بود که این‌ ماموریت به عهده حسن طهرانی‌مقدم گذاشته شد.

حافظ اسد به رفیق‌دوست گفت نمی‌تواند به ایران موشک تحویل دهد!

 اولین‌سفر طهرانی‌مقدم به سوریه

مرداد سال ۱۳۶۳ دعوتی از جانب سران سوریه و لیبی به وزارت سپاه رسید و باعث شد محسن رفیق‌دوست وزیر سپاه تعدادی از فرماندهان سپاه را با خود به این‌ دو کشور ببرد. به این‌ ترتیب ۲۵ مسافر بویینگ هفتصدوسی‌وهفتی که از تهران برخاست و در دمشق نشست، از فرماندهان سپاه و مسئولان وزارت سپاه بودند. حسن طهرانی‌مقدم فرمانده وقت توپخانه سپاه و حسن شفیع‌زاده معاونش هم از مسافران این‌هواپیما بودند. به‌ جز این‌ فرماندهان، سفرای ایران در سوریه و لیبی، یحیی رحیم‌صفوی، محمد باقری و احمد وحیددستجردی هم در این‌ سفر حضور داشتند. دو فروند فانتوم F۴ این‌ هواپیما را تا گذشتن از ترکیه و ورود به آسمان سوریه همراهی کردند که علت این‌ اسکورت این‌گونه مطرح شده که با وجود بی‌طرف بودن ترکیه احتمال شیطنت‌هایی از جانب این‌کشور به نفع عراق وجود داشت.

این‌ اولین‌سفری بود که حسن طهرانی‌مقدم به سوریه می‌رفت. او شش‌ ماه پیش‌تر در هشتم بهمن ۱۳۶۲ ازدواج کرده و البته دو روز پس از مراسم عروسی، راهی اهواز و جبهه شده بود. مشغله و گرفتاری‌های جنگ هم باعث شده بود موفق شود روز ۱