درسهای تفسیر قرآن حضرت آیت الله جوادی آملی، چند دهه است که از جمله جلسات ارزشمند و ماندگار در قم است که مخاطبان بسیاری دارد
پایگاه فکر و فرهنگ مبلغ، هر روزه به انتشار متن و فایل صوتی جلسات تفسیر این مرجع تقلید و مفسر قرآن می پردازد.
متن و فایل صوتی زیر ششمین جلسه از درس تفسیر سوره حمد است:
اعوذ بالله من الشیطان الرجیم
بسم الله الرحمن الرحیم
﴿اَلْحَمْدُ لِلّهِ رَبِّ الْعالَمِینَ «۱»﴾
حمد در برابر کمال و حمد در برابر إنعام
در تفسیر آیه مبارکهٔ ﴿الحمد لله رب العالمین﴾[۱] جهاتی راجع به حمد بحث بود که بعضی از آن جهات گذشت حمد در برابر کمال و انعام است یعنی موجود کامل را حمد میکنند، و موجودی که منشأ نعمت باشد حمد میکنند. و خدای سبحان هم کامل است هم منعم هم ذاتاً هر گونه کمال را داراست و هم هر نعمتی که در جهان باشد از ناحیهٴ خداست. اگر موجودی را در اثر کمال او حمد میکنند، خدا محمود است چون ﴿لله الاسماء الحسنی﴾.[۲] و اگر موجودی را در اثر نعمتهای او حمد میکنند خدا محمود است چون ﴿ما بکم من نعمة فمن الله﴾[۳] پس از دو نظر خدای سبحان محمود است اما دیگران محمود نیستند برای اینکه دیگران کمالی که فی نفسه دارند، یا نعمتی که به غیر میرسانند هر دو نعمت است و این نعمت را خدا داد چون ﴿ما بکم من نعمة فمن الله﴾ پس الحمدلله.
اختصاص حمد به خدای سبحان
غیر خدا هم احدی استحقاق حمد را ندارد. چون حمد در برابر کمال نفسی یا انعام غیر است. یک موجود چون کامل است او را حمد میکنیم . یا چون به دیگران خیر میرساند او را حمد میکنیم. خدای سبحان هر دو جهت را بالاصاله داراست «فهو الحمید». دیگران اگر فی نفسه کاملند یا به غیر کمالی میرسانند، هر دو بالعرض است و این بالعرض به آن بالذات منتهی میشود که در سوره نحل فرمود ﴿و ما بکم من نعمة فمن الله﴾ پس کمالی که دیگران دارند یا نعمتی که دیگران به غیر میرسانند همه وهمه نعمتی است که خدای سبحان عطا کرده است. پس هیچ جا نمیشود غیر خدا را حمد کرد و اگر حمدی در جهان راه داشته باشد، مخصوص خداست. پس ﴿الحمد لله﴾. چون سبب حمد دو چیز است و هر دو چیز مخصوص خدای سبحان است. لذا در قرآن کریم خدا از کسی حمد نکرده است که خدا بشود حامد، دیگران بشوند محمود . خدا از کسی حمد بکند اینچنین نیست.
مشکور و محمود حقیقی
اما مسأله شکر در قرآن به خدا نسبت داده شده، که خدا شاکر است باید دید فرق بین شکر و حمد چیست؟ اولاً و چرا در قرآن شکر به خدا نسبت داده شد؟ که خدا شده شاکر. آیا این شکری که به خدای سبحان نسبت داده شد این پایان راه است؟ که به حقیقت خدا شاکر است یا نه این بین راه است و اگر یک مقداری این راه را ما ادامه بدهیم، میبینیم خدا هم بر این شاکر بودن هم باز محمود است و دیگران که مشکورند، و خدا شاکر است همان دیگران بر میگردند به پیشگاه خدای شاکر او را حمد میکنند . بیان ذلک این است که در قرآن کریم خدا خود را به عنوان شاکر معرفی کرد. یکی از اسمای حسنای خدای سبحان «شکور» است، «شاکر» است . فرمود: خدا شکور است خدا شاکر. در آیهٔ ۱۵۸ سوره بقره در جریان حج فرمود: ﴿فَمَنْ حَجَّ الْبَیتَ أَوِ اعْتَمَرَ فَلاَ جُنَاحَ عَلَیهِ أَنْ یطَّوَّفَ بِهِمَا وَ مَنْ تَطَوَّعَ خَیراً فَإِنَّ اللَّهَ شَاکِرٌ عَلِیمٌ ﴾ اگر کسی خواست طواف مستحبی یا سعی مستحبی انجام بدهد تطوعاً، خداوند شاکر است و علیم. هم عمل را میداند از که صادر شده است هم در برابر این عمل شکرگزار است و حق شناس. که یکی از اسمای حسنای خدای سبحان «شاکر» است . در سورهٔ تغابن هم خدا را به عنوان «شکور» و «حلیم» ستود. آیه ۱۷ سوره تغابن این است که ﴿و الله شکور حلیم﴾ خدای سبحان در برابر وظایفی که بندگان خاص انجام میدهند شکور است.
در سوره اسراء به گروه خاص فرمود: ما در برابر وظایفی که انجام دادند شاکریم . آیه ۱۹ سوره اسراء این است: ﴿وَ مَنْ أَرَادَ الْآخِرَةَ وَ سَعَی لَهَا سَعْیهَا وَ هُوَ مُؤْمِنٌ فَأُولٰئِکَ کَانَ سَعْیهُمْ مَشْکُوراً﴾ در این بخش از سوره إسراء مردم را دو قسمت کرد؛ فرمود: عدهای دنیا طلبند، عدهای آخرت میخواهند. آنها که دنیا میطلبند به مقداری که خود مصلحت بدانیم به بعضی از اینها خواهیم داد. اما آنها که آخرت طلبند به عنوان موجبه کلیه وعده داد فرمود: هر کس آخرت طلب باشد و برای آخرت کار کند و با عقیده و ایمان باشد که هم حسن فعلی دارد، هم حسن فاعلی این حسن ﴿وَ مَنْ أَرَادَ الْآخِرَةَ وَ سَعَی لَهَا سَعْیهَا﴾ این حسن فعلی ﴿و هو مؤمن﴾ این حسن فاعلی . یعنی کار خوب از جان معتقد سر بزند ﴿ فَأُولٰئِکَ کَانَ سَعْیهُمْ مَشْکُوراً﴾ سعیشان مشکور است . آنگاه در سوره انسان ﴿هَلْ أَتَی عَلَی الْإِنْسَانِ حِینٌ مِنَ الدَّهْرِ﴾[۴] وقتی نعمتهای خاصی را که خدای سبحان به اولیائش داد، آنگاه آیهٔ ۲۲ میفرماید به اینکه ﴿ إِنَّ هٰذَا کَانَ لَکُمْ جَزَاءً وَ کَانَ سَعْیکُمْ مَشْکُوراً ﴾ این شراب طهور که نوشیدید و این مقام رفیعی که راه یافتید، جزای سعی شماست و سعی شما مشکور است. یعنی ما کار شما را هدر ندادیم ما شاکریم و سعی شما مشکور. در این گونه از موارد، خدای سبحان سعیی که دیگران کردند، شکر میکند. و معنای شکر خدا هم صفت فعل اوست نه صفت ذات و نه اینکه زبانی و لفظی بفرماید «اشک