شهرام یزدانپناه: بی هیچ شکی انسان در آنچه امروزه به عنوان گرم شدن جهانی از اخبار و رسانهها میشنویم و میبینیم٬ نقش مؤثری داشته است. دخالت و برداشت بی حد و حصر نوع بشر در طبیعت باعث دگرگونی عظیمی شده که هیچ کس نمیتواند آینده آن را به درستی پیشبینی نماید.
اما در طول تاریخ مسکونی شدن زمین این اولین باری نیست که سیاره آبی و به ظاهر آرام ما برشته میشود. دورههای بیاندازه گرم و یا سرد زمین نتیجه مستقیم یا غیرمستقیم عوامل متعددی است که از قلب سیاره ما آغاز شده و تا عمق فضا پیش میرود.
در زمستان ۱۷۸۰ سرمای طاقتفرسایی نیمکره شمالی زمین را درنوردید. بندر نیویورک به گونهای یخ زد که مردم روی دریا و با پای پیاده از منهتن به استاتنآیلند میرفتند. در همان زمان فرانسویها از روی رودخانههای یخ زده٬ سرزمین هلند را مورد تاخت و تاز قرار دادند. در آن روزگار زمین مشغول طی کردن عصر یخبندان کوچک بود. درجه حرارت در این دوره از میانگین ثبت شده قرن بیستم حدود یک درجه خنکتر بود. عصر یخبندان کوچک یکی از عصرهای زمینشناختی نسبتاً جدید است که پس از دوره گرم سدههای میانه، یعنی در حدود سال ۱۲۵۰ میلادی آغاز شد و تا اواسط قرن نوزدهم میلادی ادامه یافت. در این دوره دمای هوا در اقصی نقاط جهان شدیداً کاهش یافت و موجب تغییر در پوشش گیاهی و جانوری و حتی تا حدی در الگوهای بارندگی و دمایی مناطق گوناگون جهان شد. دما در برخی از زمستانهای این دوره بسیار کاهش مییافت که زمستان ۱۷۸۰ یکی از آنها بود.
خورشید خفته٬ خورشید بیدار
دورههای هواشناسی ارتباط تنگاتنگی با دورههای فعالیت خورشیدی دارد. هواشناسان و ستارهشناسان خیلی زود دریافتند که نمودارهای آنها تقریباً با هم بالا و پایین میروند. صدها سال است که ستارهشناسان روزها به ثبت لکههای خورشیدی مشغولند. با ظهور این لکهها که امروزه بر ما روشن است چیزی جز طوفانهای الکترومغناطیسی برآمده از درون خورشید نیستند٬ فعالیت خورشید نیز فزونی میگیرد. شروع و خاتمه این طوفانهای خورشیدی دورههایی ۱۱ ساله دارند. اما در پارهای از دورهها حجم فعالیتها آنطور که باید، نمود پیدا نمیکند. در سالهای بین ۱۶۴۵ تا ۱۷۱۵ که زمین در میانه سخت دوران یخبندان کوچک بود٬ فعالیتهای مغناطیسی خورشید کاملاً متوقف شده بود. شاید همزمانی این دو رویداد کاملاً تصادفی به نظر برسد، اما یک محقق آلمانی به نام سامی سولانسکی وجود چنین ارتباطی را با تحقیقات خود اثبات کرده است. قبل از هر چیز سولانسکی که تحقیقات خود را در مرکز تحقیقات منظومه شمسی واقع در مؤسسه ماکس پلانک انجام داده٬ میزان ثبت شده فعالیتهای خورشیدی را تا 9هزار سال قبل از میلاد مسیح استخراج کرد. صد البته واضح است که اطلاعات مربوط به تعداد و اندازه لکههای خورشیدی توسط هیچ انسانی در آن زمانها ثبت و نگهداری نشده بود. سامی سولانسکی برای استخراج این دادهها به سراغ ایزوتوپهای خاصی از کربن۱۴ و بریلیوم۱۰ رفت که در تکههای چوب باستانی و یا در اعماق یخهای گرینلند و قطب جنوب باقی مانده بودند.

یافتههای این محقق آلمانی نشان داد که قرنها است میزان فعالیتهای خورشیدی و تغییرات دمای زمین کاملاً هماهنگ با هم افزایش یا کاهش پیدا میکنند. زمانی که خورشید وحشی و بیقرار میشود٬ زمین تب میکند و هر زمان که خورشید آرام میگیرد و یا میخوابد٬ یخبندانهای تاریخی٬ سیاره آبی رنگ ما را سپیدپوش میکند.
اما بخش تأسفبار یافتههای سولانسکی این بود که این هماهنگی طبیعی در حدود سالهای ۱۹۷۰ زمانی که دخالتهای انسانی منجر به افزایش دمای زمین فزونی گرفته است٬ قطع گردیده و به اعتقاد وی خورشید در گرمایش ۴۰ ساله گذشته تنها حدود ۳۰ درصد نقش داشته است.
کولرهای آتشفشانی
در سال ۱۷۸۳ ساکنین ایسلند با دیدن منظره با شکوه اما ترسناکی از یک دیواره مهیب آتش که از دل زمین زبانه میکشید غافلگیر شدند. آتشفشان بزرگی آغاز شده بود که یکی از عظیمترین فورانهای گدازههای آتشفشانی طول تاریخ را (تا جاییکه اذهان یاری میکرد) به همراه داشت. این فوران بزرگ مواد گداخته در حالی زمینهای اطراف خود را برشته میکردند که از دهانههای آتشفشانی حجم انبوهی گاز کشنده از جمله گاز اسیدی دیاکسید گوگرد نیز وارد جو زمین میشد. یک چهارم جمعیت ایسلند در اثر این آتشفشان جان باختند. گزارشهای ثبت شده نشان میدهد زمستانی که بعد از این آتشفشان عظیم آمد٬ سرمایی فوقالعاده گزنده داشته است.

انفجار بزرگی که در سال ۱۸۱۵ در کوه آتشفشانی تامبورا واقع در ک