به گزارش خبرگزاری خبرآنلاین از اتاق تهران، «دزدی نمیکنند، دبه نمیکنند، ارزانتر میگیرند، همانجا میخوابند و کار میکنند، گله و شکایتی هم ندارند و از ترس اینکه نگیردشان نمیروند وزارت کار تا دردسر درست کنند» مجید، ناظر کیفی خطوط تولید روغنموتور است. 12 سالی است که در صنف روغن کار میکند و از همان زمان با کارگران افغانستانی ارتباط داشته است. در هفته به چهارتا پنج شهرک صنعتی سر میزند. سه تا از شهرکها توی جاده سمنان است. یکیشان شهرک صنعتی فجر گرمسار است که همه میدانند پر از افغانستانی است. کارگرهایی که به قول مهندس، هر کاری بکنند دزدی نمیکنند. گویی دزدی در آیین آنها به حدی تقبیح شده که از آدمکشی هم بدتر است. دبه کردن در کار کارگر افغانستانی نیست. این مهندس جوان میگوید: «هر مبلغی که با کارگر افغانی شرط کنی، تا آخر همان برقرار است. تا دو سال هم توی کارخانه بماند و کار کند بازهم همان مبلغ را میگیرد. اما کارگر ایرانی دبه میکند. اضافهکار میخواهد، حق اولاد و مسکن میگیرد و هرسال دنبال بیشتر شدن حقوق است. کارگر افغانستانی نمیگوید اینجا آلاینده دارد، چرا ماسک نمیدهی؟ یا هرروز مرگومیر و زایمان کسی را بهانه نمیکند تا از زیر کار در برود. کارگر افغانستانی همانجایی که کار میکند، میخوابد و زندگی میکند و کس و کاری اینجا ندارد که بهانهای برای کار نکردنش بسازند.»
در هر شهرک صنعتی متوسط نزدیک به هزار نفر رفتوآمد دارند و یکششم تا یکهفتم از جمعیت 800 تا 700 نفری شهرکها را کارگران افغانستانی تشکیل میدهند. کارگرانی که کارفرمایان ایرانی به دلایل متعدد علاقه بیشتری برای استخدام آنها در مقایسه با کارگران ایرانی دارند. گویا این نیروی کار مهاجر و دور از خانواده تبدیل به فرصتی طلایی برای کارفرمایان شده است. چشمبادامیهای سختکوش در ایران اجتماعی مخفی را شکل دادند. هرچند آنها نمیتوانند تخلفات کارفرمای ایرانی را به سازمانهای دولتی گزارش کنند و غرامت بگیرند اما آنقدر باهم ارتباط مؤثری برقرار کردند که هموطنان مهاجر و غیرقانونیشان در ایران را از خوشقولی و بدقولی هر کارفرما مطلع کنند و فرصت استفاده از نیروی کار ارزان را از کارفرمای بدقول ایرانی بگیرند. مهندس جوان میگوید:«کارگران افغانستانی از یکدیگر درباره هر کارفرما استعلام میگیرند و در مورد شرایط کار در هر شهرک و کارگاهی از همدیگر سؤال میپرسند. اینطور نیست که دست کارفرمای ایرانی برای ندادن حقوحقوقی که با آنها توافق کرده باز باشد. شبکه ارتباطی این کارگران باعث شده کارفرمای ایرانی براساس یک قرارداد نانوشته به قولی که به کارگر افغانی میدهد عمل کند، هرچند که این قول در مقایسه با تعهدی که در مقابل کارگر ایرانی دارد، چیز دندانگیری بهحساب نمیآید.»
در شهرکهای صنعتی که برای رونق تولید ایرانی شکلگرفته است، بسیاری از فرصتهای شغلی با حضور نیروی کار ارزان افغانستانی از کارگر ایرانی دریغ میشود. آمار سازمان ملل نشان میدهد که تعداد پناهجویان افغانستانی در ایران قابلتوجه است. براساس این آمار 951 هزار و 142 نفر از پناهجویان افغانستانی در ایران اقامت دارند که 97 درصد از آنها در شهرها و 3 درصد در زیستگاههای موقت زندگی میکنند. در سالهای 2002 تا 2014، 920 هزار و 161 نفر از مهاجران افغانستانی به ایران، به کشورشان بازگشتند و زندگی 13 هزار و 765 نفر در سالهای 1999 تا 2014 در کمپهای موقت ادامه پیداکرده است و مدیرکل اتباع خارجی وزارت کشور ایران در سال 95 خبر داد که 130 هزار نفر از مهاجران افغانستانی در ایران تحت پوشش کامل بیمهاند.
این البته پایان ماجرا نیست. هجوم کارگر خارجی از مرزها به ایران نهفقط از افغانستان بلکه از سه کشور دیگر همسایه ادامه دارد. رسانهها در سال 92 از هجوم بیش از 300 هزار کارگر خارجی جدید به ایران خبر دادند. سرشماری سال 90 نشان میدهد که جمعیت اتباع خارجی در ایران در آغاز دهه نود خورشیدی به 1 میلیون و 688 هزار و 195 نفر رسیده است. ربیعی وزیر کار، تعاون و رفاه اجتماعی دولت یازدهم در سال 92 از جمعیت دومیلیونی کارجویان خارجی در ایران خبر داده و اینکه تمایل کارفرمایان ایرانی به استفاده از کارگر ارزان خارجی از جذابیتهای بازار کار ایران برای خارجیهاست. براساس آمار وزارت کار، تعاون و رفاه اجتماعی سهم عراقیها از جمعیت اتباع بیگانه در ایران 0.07 درصد است. پاکستانیها 0.02 درصد از این جمعیت را به خود اختصاص دادند و سهم افغانها 1.93 درصد برآورد شده است. نگرانی از حضور نیروی کار خارجی بهویژه افغانستانی در ایران زمانی تشدید میشود که آمار جویندگان ایرانی کار در کشور را در کنار آمار کارگران خارجی قرار دهید. به گفته اسحاق جهانگیری، معاون اول رئیس دولت یازدهم در دو سال گذشته حجم نیروی جویای کار بهطور قابلتوجهی افزایش پیداکرده و به یکمیلیون و 200 هزار نفر رسیده است درحالیکه دولت قادر است تنها برای 700 هزار نفر در سال شغل ایجاد کند. در آخرین گزارش مرکز آمار از وضعیت نیروی کار در سال 95، نرخ مشارکت اقتصادی، 1.2 درصد افزایشیافته و نرخ بیکاری نسبت به سال 94، 1.4 درصد بیشتر شده است. با توجه به این به نظر میرسد تحمل نیروی انسانی ارزان و مهاجر که مسائل دیگری ازجمله آموزش، اقامت غیرقانونی و بهداشت را هم به دنبال دارد، برای دولت هزینهای قابلتوجه و برای حضور نیروی ایرانی در بازار کار تهدیدی جدی است. هرچند همیشه این سؤال دراینباره مطرح بوده است که نیروی کار ایرانی حاضر به انجام مشاغلی که افغانستانیها در آن فعالیت میکنند نیست. مجید دراینباره میگوید:«من مخالف کار کردن افغانها در بازار کار ایران هستم. هرچند از نظر فرهنگی و اخلاقی آنها را تائید میکنم اما معتقدم خیلی از فرصتهای شغلی در ایران به دلیل حضور افغانها از بین میرود و نیروی ایرانی جذب بازار کار نمیشود. به نظر من نیروی کار ایرانی حاضر است کاری که افغانها در حال حاضر انجام میدهند را انجام دهد اما حقش را