ایلنا نوشت: قالیباف در دفاع از تفکیک جنسیتی گفته بود ما غیرت دینی داریم، حرف ما این است که نباید اجازه دهیم یک خانم در طول زمان معاشرت بیشتری با نامحرمان داشته باشد تا با محرمان خود و شوهر و فرزندش، زیرا این موضوع کانون خانواده را تحت تاثیر منفی قرار می‌دهد.

سال 93 بود که در وانفسای تکاپوهای ملی برای ترمیم آثار به جای‌مانده از خرابی‌های دولت‌های نهم و دهم در حیطه‌های مختلف اقتصادی، فرهنگی، اجتماعی و سیاسی، و تلاش برای جبران کرامت از دست‌رفته زن و مرد ایرانی، به یکباره بخشنامه‌ای سر از آستین محمدباقر قالیباف شهردار وقت تهران درآورد که به اعتبار خودش بخشنامه‌ای بدیع در امر سیاست‌گذاری فضای کار واشتغال ایران به شمار می‌رفت. به طوری که علاوه بر کارکنان شهرداری، رسانه‌ها و دیگر مردم را در شوک فرو برد. موضوع بخش‌نامه لزوم استفاده از نیروی آقا در کلیه سمت‌هایی بود که در محدوده دفتر کار مدیران وجود دارند و به عبارت بهتر برقراری تفکیک جنسیتی در کلیه فضاهای کاری شهرداری تهران!

دلیل ذکر شده برای این تصمیم شهردار تهران، حفظ و بازگردان تکریم و شان شخصیت زن مسلمان اعلام شد و شهردار تهران به عنوان ناجی زنان و مردان کارمندی معرفی شد که می‌خواهد از آنان در برابر آسیب‌های ناشی از کار شانه به شانه زن و مرد محافظت کند. در این تصمیم تأکید شده بود که به‌ منظور آسایش و آرامش بیشتر کارکنان با تغییرات مناسب، محل استقرار کارکنان زن و مرد مورد بازنگری و به‌شکل جداگانه طراحی و اجرا شود.

بخش‌نامه مذکور اگرچه تنها در 5 خط نگاشته شده بود اما همراه با خود هیاهوی رسانه‌ای - تبلیغاتی برای ساختن وجهه اسلامی-باغیرت را برای قالیباف رقم می‌زد. تمام رسانه‌های تحت نفوذ شهرداری، خیلی زود پر شده بود از عکس‌ها و مصاحبه‌های او که با ژست‌های مختلف سعی داشت از خود، اسطوره یک کرامت‌بخش ارزشی بسازد.

خبر که منتشر شد، موج انتقادات فعالان مدنی و حقوق زنان در رسانه‌ها شدت گرفت تا اینکه محمدباقر قالیباف، شهردار پایتخت که سخنران پیش خطبه نماز جمعه (۲۷تیرماه93) تهران بود به دفاع از تفکیک جنسیتی پرداخت و با این عبارت که «ما غیرت دینی داریم، حرف ما این است که نباید اجازه دهیم یک خانم در طول زمان معاشرت بیشتری با نامحرمان داشته باشد تا با محرمان خود و شوهر و فرزندش، زیرا این موضوع کانون خانواده را تحت تاثیر منفی قرار می‌دهد.» سعی داشت جوابی دندان‌شکن به مخالفان خود بدهد و همانطور که در جایی دیگر گفته بود آن‌ها را ساکت کند.

اینگونه توجیهات قالیباف اما نتوانست برای او در مقابل انتقادات سپر شود. ضد و نقیض های رفتار سیاسی قالیباف بر همگان روشن بود و همانطور که صادق زیباکلام استاد علوم سیاسی، در واکنش به این بخشنامه به اصطلاح ارزشی گفته بود دیگر هیچ‌کس حتی لایه‌های سنتی و مذهی اعتقادی به صداقت و سلامت انگیزه‌های او نداشتند. چه بسا که رویکردش به کار زنان در جایگاه کاندیداتوری انتخابات ریاست جمهوری یک چیز و در قامت یک مدیر شهری به کل چیز دیگری بود. شاهد اینکه او در یکی از سخنرانی‌های تبلیغاتی‌اش، با تاکید بر این‌که در مجموعه‌ی شهرداری تهران چندین معاون زن مشغول به کارند، گفته بود:«استخدام‌های ما براساس قابلیت خانم‌ها است.» در حالیکه در بخشنامه تفکیک جنستی نیروی کار در شهرداری تهران، به کلی عوض شده بود و گویی غیرت و تعصب، استخدام کارمند برمنبای جنسیت را جایگزین استخدام بر مبنای صلاحیت و قابلیت کرده بود.

وزارت کار به دفاع از کار زنان برمی‌خیزد

در مقابل همه تبلیغات و خبرسازی‌ها و موافق‌تراشی‌ها، قائم‌مقام وزیر کار در امور بین‌الملل وزارت کار با ارجاع به کنوانسیون جهانی کار و اشتغال با نامه‌ای خطاب به شهردار تهران از او خواست که اجرای مفاد این بخش‌نامه مبنی بر جداسازی فضای فیزیکی فعالیت کارمندان زن و مرد را ملغی کند.

در این نامه آمده بود که این بخشنامه خلاف کنوانسیون‌های بین‌المللی کار از جمله کنوانسیون عدم‌تبعیض در اشتغال و حرفه است و حتی می تواند به عنوان نقض حقوق‌بشر تلقی شود.

در ادامه این نامه همچنین با استناد به دفاع همیشگی جمهوری اسلامی ایران از عدالت اجتماعی در سطح ملی و بین‌المللی، صدور بخشنامه‌ تفکیک جنسیتی شهرداری که موجب خدشه‌دار شدن این جایگاه می‌شود بلاموضوع دانسته شد و تصریح شده بود که در جمهوری اسلامی ایران همه زنان آزادانه حق انتخاب مشاغل در چارچوب قوانین را داشته و جمهوری اسلامی پرچمدار عدالت جنسیتی است.

محمدباقر قالیباف انطور که دراین نامه عنوان شده بود نباید با انتشار این بخشنامه و ابلاغ آن باعث حساسیت‌های بین‌المللی می‌شد و در نهایت از او خواسته شد ضمن ارسال نسخه‌ای از بخشنامه یادشده به این وزارتخانه نسبت به اعلام الغای آن اقدام مقتضی به عمل آورده و از طریق رسانه‌ها اطلاع‌رسانی شود.

قالیباف مختصص انگ‌زدن، برچسب‌زدن و برگرداندن مسائل علمی، واقعی و تحصصی با ادبیاتی تهاجمی و عصبی است. به جای دفاع حمله می‌کند و در این راه از هیچ تلاشی برای تخریب فروگذار نمی‌کند. او که نه اصلاح‌طلب است و نه در جریان اصولگرای سنتی جایی دارد و نه حتی ژست‌های میانه‌روی‌اش مشتری دارد، با اظهارنظرهای تند در الوان مختلف، به طور مکرر سعی دارد در میان یکی از این طیف‌ها جایی برای خود دست‌وپا کند.

بعد از انتشار نامه وزارت کار هم او و تیم رسانه‌ای اش، به تخریب و هجمه روی آوردند و در طی یک روز بی