بحث یارانه است و سبد کالا. اصل چهل و سوم قانون اساسی وظیفه و مسئولیت ریشه کن کردن فقر و محرومیت را بر عهده حکومت اسلامی محول نموده است که تامین نیازهای اساسی، مسکن، خوراک، پوشاک، بهداشت، درمان، آموزش و پرورش و امکانات لازم برای تشکیل خانواده برای همه از بخش های شاخص آن میباشد. از زمان رفراندم قانون اساسی تا کنون 11 دولت مصدر کار گردیده اند که همگی برای اجرای قانون اساسی سوگند یاد کرده اند، لیکن تا کنون این اصل قانون اساسی به نتیجه لازم نرسیده و فقر در کشور مان ریشه کن نشده است.
امروز میتوانیم ادعا کنیم که تجربه 35 ساله ای برای ریشه کن نمودن فقر و محرومیت بدست آورده و شیوه های گوناگون را با مزایا و معایب هر یک آزموده ایم. وجه مشترک راه حلهای انتخابی در شرایط اضطراری و آنها که فرصت کافی برای اجرای آنها داشته ایم، شتابزدگی در فرم و محتوای آنها در تمام دورانها بوده است. بگمان من، درست آنستکه ابتدا دولت تکلیف خودش را مشخص نماید که آیا نهایتا تصمیم بر ریشه کنی فقر و محرومیت از طریق کمک های کالائی به گروه های هدف صورت خواهد گرفت یا از شیوه کمکهای نقدی این هدف حاصل خواهد شد؟ یا ترکیبی از دو شیوه بکار بسته خواهد شد؟ رسیدن به هدف ریشه کنی فقر و محرومیت مقرر در اصل چهل و سوم قانون اساسی، به یکباره حاصل نمیشود، پس لازم است که برنامه های کوتاه مدت، میان مدت و بلند مدت کشور، فارغ از دولتهای مصدر کار و در قالب برنامه های 5ساله معین گردد.
آخرین برنامه برای اجرای طرح تحویل سبد کالا به خانواده ها به موضوع بحث انگیزی تبدیل گردیده است، از مشکلات اجرائی در توزیع تا اندیشیده عمل ننمودن در تعیین دریافت کننده های موضوع طرح. آیا همان موقع که رئیس جمهور محترم در مصاحبه تلویزیونی گزارش 100 روز اول دولت خود را ارائه مینمودند و یا حتی پیش از آن نمیشد که موضوع در سطح جامعه طرح و به بحث گذاشته میشد، خواسته ها و انتظارات مردمی، تجربیات و نقطه نظرات صاحبنظران از طریق کارگروهی مناسب به صورت یک برنامه عملی تدوین و با کمترین خطا و اشتباه مورد عمل قرار میگرفت. با توجه بتاریخ مصرف مرغ های توزیع شده از جمله تاریخ تولید 8/3/1392بنظر میرسد که پیشترکالاهائی وارد شده است که احتمال گذشتن تاریخ مصرف آنها میرفت که چنین شتابان عمل شد! آیا در کشوری با 76 میلیون جمعیت که 71 % از آنان در شهرها و 29 % در روستاها زندگی میکنند الگوی مصرف مشابه و یکسانی دارند؟ در شهرهای کوچک و روستاهای تولید کننده ما، چه ضرورتی به توزیع تخم مرغ و مرغ یخ زده برزیلی وجود داشت؟
دنیائی که در آن زندگی میکنیم جهان نسبتها و نسبیهاست و هیچ چیزی در آن مطلق نیست. خوشبختی، شادی و حتی فقر هم در جهان ما نسبی است. فاصله بین رنگ سفید وسیاه مملو از رنگهای با تم خاکستری است. هر چند که میتوان با کشیدن خطی انسانها را در دو سوی آن طبقهبندی نموده و در یکی از دو گروه بالا یا پائین خط قرار داد، لیکن چنین تقسیمبندی انسانها، آن هدفی را که برای رسیدن به آن این خط کشی صورت پذیرفته را تامین نمیکند.
در فرآیند اجرای پروژه جراحی بزرگ اقتصادی دولت پیشین که به حراجی منابع ملی منجر گردیده و تورم 40% را به ارث گذاشت، مقرر گردید که به هر عضو خانواده 45 هزار تومان یارانه نقدی ماهانه پرداخت گردد که هیچ تجانسی با فلسفه هدفمند کردن یارانهها نداشت. بانک جهانی از اوایل دهه 90 میلادی حذف یارانهها را در نظام باز توزیع درآمد در اقتصاد ایران مطرح نموده بود، لیکن اجرای آن بصورت نسنجیده، بطور داوطلبانه و بعنوان جراحی بزرگ اقتصادی مورد پذیرش هیچیک از دولتهای هشتگانه مصدر کار پیشین قرار نگرفته بود. حمایت از اقشار با محدودیت در کسب درآمد لازم برای تامین حداقل معیشت انسانی متجسم در قانون اساسی و همچنین پشتیبانی از توسعه و گسترش صنایع در اجرای مرحله اول توزیع یارانه ها تامین نگردید. یارانه پرداز با بار مالی سنگینی مواجه شد و یارانه گیر هم بهبودی محسوس در وضع معیشتی خود ندید. دولت تدبیر و امید که مصدر کار شد، توزیع یارانه ها را نه بعنوان راهی هموار شده بلکه بمثابه معضلی در فرآروی خود دید و اینکه مردم تحت فشار تورم در معیشت خود قرار دارند. ناچار به چاره جوئی شتابزده ای درست مطابق با روشهای پیشین دست زد و تصمیم گرفت که دو سبد کالائی بین مردم توزیع نماید که بحث انگیز گردید. اگر اطلاعات مناسب در اختیار قرار میگرفت میشد محاسبه و قضاوت کرد که بجای توزیع مجانی کالا، اگر این اقلام به عرضه بازار اضافه میشد، چه بسا شتاب تورم را کندتر مینمود یا بعبارتی سرآغازی برای ارزانتر شدن این اقلام در بازار میگردید و توانائی دولت را در برابر احتکارگران مایحتاج مردم نشان میداد.
پیش از ادامه مطلب اشاره کنم که یکی از ویژگیهای ملی و با ارزش ما ایرانیان، که نشان از همت بلند ما دارد، مقایسه خود با بزرگترینهای جهان در هر زمینه ایست و بدین جهت است که خبر آنلاین گزارش نمود که کوپن های غذائی در آمریکا مسئولیت سبدهای کالائی در ایران را انجام میدهند. حتی در بزرگترین اقتصاد جهان نیز یارانه کالا هنوز وجود دارد و در سال 2013 عده ای برابر با 6/47 میلیون نفر از خانواده های کم درآمد و بدون درآمد و از قرار هر نفر 08/133 دلار و جمعا مبلغی برابر با 4/76 میلیارد دلار برای دولت آمریکا بار مالی داشته است. نگوئیم که دولت آمریکا نمیداند که بخشی از این افراد از روی تنبلی و یا با توسل به روشهای متقلبانه از مزایای آن استفاده میکنند، پس از لو رفتن این افراد آنها از دریافت آتی محروم و یا وادار به استرداد کمکهای دریافتی میشوند، ولی تا آنموقع اگر کسی بروشی متقلبانه و برای دریافت کمک غذائی، حاضر گردیده است که شان انسانی خود را در معرض پرسش قرار دهد، کاری با او ندارند. طرح سبد کالائی ما با برنامه آنها تفاوتهائی دارد و شاخص ترین آن اینکه در آمریکا کمک غذائی یا سبد کالا فله ای پرداخت نشده و مورد بمورد بررسی و قابلیت پرداخت آن تحقیق و تائید میشود. آنها هرگز اجازه نمیدهند 8 میلیون سرپرست خانوار متمکن مانند سرپرست خانوارهای ایرانی، کمکی که باید به افراد کم درآمد پرداخت شود را بدون آنکه آب از آب تکان بخورد تصاحب نمایند و وزراتخانه مسئول هیچ اقدامی در این زمینه انجام ندهد. حداقل کاری که وزارتخانه های مسئول ما در مورد این افراد میتوانند انجام دهند اینستکه نام آنها را در جراید منتشر نماید تا تمام مردم مطلع بشوند که چنان افراد حریص و با ولعی در این جامعه وجود دارند که چشم طمع به کمکهای دولت به افراد کم درآمد و فاقددرآمد دوخته اند. در گزارش 100 روزه، ریاست محترم جمهوری دسترسی به برخی اطلاعات خا