گفت‌وگو با اولین پرنده‌فروش تهران/  کبوتری داشتم که می‌خواستند آن را با یک ده شش‌دانگی عوض کنند ولی من حاضر نشدم

من آن زمان یک نجاری بزرگ داشتم که کارگرهایم در آن وسایل زندگی می‌ساختند اما خودم صبح تا شب، برای پرندگانم قفس می‌ساختم. کم‌کم عده‌ای از عشق‌بازان هم سراغم آمدند و از من خواستند برای‌شان قفس بسازم.

به گزارش خبرگزاری خبرآنلاین، پنجاه‌ودو سال پیش در دی ماه ۱۳۵۲ خبرنگار «سپید وسیاه» برای تهیه‌ گزارش روانه مغازه پرنده‌فروشی حاج غلامرضا شد؛ مردی که عشق‌بازی با پرندگان را از پشت‌بام‌های کبوترپرانی به مغازه‌های پرنده‌فروشی آورد. گزارشی از روزگاری که قناری و کبوتر، هم رؤیا بودند هم دارایی. این گزارش خواندنی را به نقل از مجله یادشده به تاریخ ۱۲ دی ۱۳۵۲ می‌خوانیم:

***

ناگهان خودم را در میان صدها پرنده کوچک و بزرگ یافتم. به هر سو که نظر می‌انداختم فقط پرنده می‌دیدم و از آواز دسته‌جمعی آن‌ها سرم گیج می‌رفت. پرندگانی که فقط برای دل خود می‌خواندند اما «عشق‌بازان» را هم سرسمت می‌کنند. در هر کدام از قفس‌ها پرندگان مختلف با جثه‌های متفاوت و با رنگ‌های گوناگون، جا خوش کرده‌اند و در هر قفس از یک پرنده تا ۲۰ پرنده دیده می‌شود و سقف و دیوارها و کف مغازه پر از این قفس‌هاست.

این‌جا مغازه قناری‌فروشی حاج غلام‌رضا است که در تهران، تمام عشق‌بازان او را می‌شناسند. یکی به کارش عشق می‌ورزد، یکی به کلسکیونی که فراهم آورده، یکی به فرزند و خانواده‌اش و... حاج غلامرضا هم به پرندگانش عشق می‌ورزد می‌گوید: «از آغاز زندگی، از وقتی که ۹-۸ ساله بودم علاقه زیادی به پرندگان داشتم. در همان زمان پدرم برایم یک جفت قناری خریده بود که من، نه‌تنها تمام روزم را با آن‌ها می‌گذراندم، بلکه بسیاری از شب‌ها نیز ناگهان نیمه‌شب از خواب می‌پریدم و به سراغ قفس آن‌ها می‌رفتم و بهشان سرکشی می‌کردم. بعدها که بزرگ‌تر شدم، این عشق به پرندگان، شدت بیشتری گرفت و من همیشه نیمی از درآمدم را خرج خرید پرنده می‌کردم...»

گفت‌وگو با اولین پرنده‌فروش تهران/  کبوتری داشتم که می‌خواستند آن را با یک ده شش‌دانگی عوض کنند ولی من حاضر نشدم

حاج غلامرضا که ابتدا کارش نجاری بود، می‌گوید: «من بانی فروش پرنده در تهران هستم، زیرا زمانی که من این کار را به عنوان یک شغل اصلی و جدی شروع کردم، هیچ‌کس جرأت نمی‌کرد پرنده‌فروشی کند، من آن زمان یک نجاری بزرگ داشتم که کارگرهایم در آن وسایل زندگی می‌ساختند اما خودم صبح تا شب، برای پرندگانم قفس می‌ساختم. کم‌کم عده‌ای از عشق‌بازان هم سراغم آمدند و از من خواستند برای‌شان قفس بسازم. بعد چند بار هم بین ما معامله پرنده سرگرفت و من یکباره به فکر ایجاد یک پرنده‌فروشی افتادم. همان زمان بود که مغازه نجاری خود را تبدیل به مغازه پرنده‌فروشی کردم. این موضوع مال سی سال پیش است. از آن به بعد بود که کم‌کم عده دیگری هم به فکر پرنده‌فروشی افتادند و حالا در بسیاری از نقاط تهران، مغازه‌هایی را می‌بینیم که فقط مخصوص فروش پرنده هستند.»

حاجی غلامرضا از روزگار جوانی خود خاطرات فراوانی دارد: «آن وقت‌ها عشق‌بازان بیشتر کبوتربازی می‌کردند. یادم می‌آدی ما عده‌ای بودیم که از صبح تا شب روی پشت‌بام می‌ماندیم تا آخرین کبوترمان هم با تاریکی هوا پایین بیاید. بعد هم کبوترها را جا کنیم و پایین بیاییم و بخوابیم، تا صبح روز بعد... آن‌قدر شرط‌بندی می‌کردیم و مسابقه پرواز کبوتر می‌دادیم که دیگر تمام زندگی‌مان شده بود کبوترپرانی... ولی حالا، دیگر عشق به کبوتر کمتر شده است و کبوترپرانی همه اصلا منسوخ شده است...»

گفت‌وگو با اولین پرنده‌فروش تهران/  کبوتری داشتم که می‌خواستند آن را با یک ده شش‌دانگی عوض کنند ولی من حاضر نشدم

حاجی غلامرضا که تاکنون صدها هزار پرنده خرید و فروش کرده معتقد است که در حال حاضر از هر ده نفر تهرانی، سه نفرشان عشق‌باز (یعنی عاشق پرنده) هستند و اگر بپرسید که این همه پرنده را از کجا می‌آورند، می‌گوید: «در قم و اصفهان بیش ار هرجای دیگر از این پرندگان جوجه‌کشی می‌شود و تقریبا تمام پرندگان تهران را از این دو شهر می‌آورند..»

او در مغازه‌اش بیش از یک هزار پرنده دارد که قیمت آن‌ها از ۲۵۰ ریال شروع می‌شود و به ۵۰ هزار ریال می‌رسد. این پرندگان عبارت‌اند از: کاسکو، آرا، کاکارو، مینا، طوطی، سهره، کبوتر و... و بیش از همه قناری. او کاسکویی دارد که پنج هزار تومان قیمت آن است و مینایی دارد که مشتری چهار هزار تومانی‌اش را جواب کرده است!

حاجی غلامرضا اولین پرنده‌فروش تهران بیشتر پرنده‌هایش را در خانه نگهداری می‌کند و آن‌ها را دسته‌دسته برای فروش به مغازه می‌آورد. در خانه، چهار فرزند او – که چون خودش عشق‌باز هستند – مسئولیت پرورش و نگهداری پرنده‌ها را به عهده دارند و خودش می‌گوید: «پرندگان آوازخوان بسته به طرز خواندن‌شان و پرندگان پروازی مثل کبوتر بسته به قدرت پروازشان قیمت دارند مثلا خود من کبوتری داشتم که می‌خواستند آن را با یک ده شش‌دانگی عوض کنند ولی من حاضر نشدم و یک جفت قناری داشتم که می‌خواستن آن‌ها را ۴۰ هزار تومان بخرند ولی نفروختم.»

پ ن: عکس کاور تزئینی است.

۲۵۹

کد مطلب 2164629

برچسب‌ها

خدمات گردشگری

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
8 + 3 =

نظرات

  • نظرات منتشر شده: 10
  • نظرات در صف انتشار: 9
  • نظرات غیرقابل انتشار: 4
  • نساجی چی IR ۲۲:۱۷ - ۱۴۰۴/۱۰/۱۲
    12 2
    بچه بودیم چقدر رفتیم تو تیر برق کبوتر عشق بود
  • Reza IR ۰۱:۳۷ - ۱۴۰۴/۱۰/۱۳
    15 3
    راست میگه این بزرگوار الانه کبوتر بازی منسوخ شده دیگه درضمن اون دو شهری که فرمودند کبوتران خوبی داره ولی اصل کبوتر پروازی مال تهرانه.ما می‌گفتیم کفتر تهرانی که مشخصاتش جسه زیاددرشتی نداشتن کله ریز و نوک کوچک در رنگ های مختلف.به نظرم کبوتر رودست دو کت تهرانی اصیل نیامده .البته نظرها متفاوت و قابل احترام هست.یکی از آرزوهام داشتن یک جفت دوکت سیاه یا آبی تهرانی هست.درضمن الانه بیشتر کبوترها تزئینی شده اند نه پرشی وهوایی
    • بابک IR ۱۸:۵۸ - ۱۴۰۴/۱۰/۱۴
      0 0
      کی گفته کبوتر بازی منسوخ شده همسایه روبروی ما کفتر بازی میکنه خودشم پدر دو تا بچه هستش بیا بهت نشون بدم محله های وسط شهر و جنوب تهران تا دلت بخواد کفتر باز داریم
  • حسن IR ۰۷:۱۰ - ۱۴۰۴/۱۰/۱۳
    20 3
    کفتر یا همون کبوتر عشقیه که از بچگی تو وجود یه عشقباز شکل میگیره مخصوصا قدیم تو محله های جنوبی تهران بیشتر، من خودم از یک جفت شروع کردم هنوز مدرسه نمی‌رفتم اونم قایمکی، وقتی بعد حدود یه هفته جلدشون کردم خیالم راحت شد بابت اینکه یوقت کسی بیاد رو بوم و ببینتشون. اگه با صدای پا متوجه میشدم کسی داره میاد بالا کیششون میکردم بعد میرفتم پایین بعد ۷،۸،۱۰ ساعت برمیگشتم بالا جاشون میکردم تا فردا. یادش بخیر واقعا بچگی. الان دیگه از اون نسل کفترا تو کمتر بومی پیدا میشه، الان وقتی نسلی ازشون داری یعنی جواهر رو بومن نگهداری میکنی
  • سام IR ۰۵:۰۹ - ۱۴۰۴/۱۰/۱۴
    1 0
    احتمالا اون خدا بیامرزی که میخواسته بجای کفتر یه ده بده یه ربطی به اجداد من داشته اجداد منم چند هکتار زمینو مثلا به یه دست لباس تاخت میزدن😆😆😆
  • مهدی IR ۰۸:۴۰ - ۱۴۰۴/۱۰/۱۴
    0 0
    بله هر گوشه ای از ایران کبوتر محلی و معروف خودش رو داره.علی رغم اینکه پرشی بازی کم رنگ شده ولی بازم خیلی ها هستن که همین الان بهترین کبوتر رودارن بالای ده ساعت میپرن.مهدی از زابل
  • ایرانی IR ۱۶:۵۶ - ۱۴۰۴/۱۰/۱۴
    0 0
    تهرانیهامیدونندازسالهای۱۳۴۵درخیابان مخصوص پرنده فروشی" آقاسید "بود.
  • IR ۱۷:۳۸ - ۱۴۰۴/۱۰/۱۵
    1 0
    خیلی خوب بود
  • مجتبی IR ۲۲:۱۳ - ۱۴۰۴/۱۰/۱۶
    0 1
    درود. واقعا کفتر بازی عشق است من خودم ۴۵ سال سن دارم هرروز رو پشت بام کفتربازی میکنم هم پرشی دارم هم مسافتی هم بقول ما رفسنجانی ها گوهک دارم.
  • حامی IR ۲۲:۲۷ - ۱۴۰۴/۱۰/۱۶
    2 2
    عوقم میگیره از هر چی کفتر بازه😏

آخرین اخبار

پربیننده‌ترین