به گزارش خبرآنلاین روزنامه ایران نوشت: در شبکهها، زمانی که بازپخش «خانه بهدوش» یا «میوه ممنوعه» ساعت ۱۱ صبح دوباره نظر مخاطب را جلب میکند، سریالهای جدید شبانه با وجود آن همه تبلیغ و تولید، از جلب اعتماد بیننده عاجزند. وضعیت برای تلویزیون وقتی دردناکتر میشود که در همان زمان، پلتفرمهای نمایش خانگی با سریالهایی مثل «تاسیان»، «وحشی»، «زخم کاری» یا «شکارگاه» نهتنها بازار را در دست گرفتهاند، بلکه هر قسمتشان ساعتها دربارهشان در شبکههای اجتماعی بحث میشود. تفاوت این دو دنیا آنقدر جدی شده که دیگر نمیتوان به بهانه نوستالژی یا صرفاً تغییر ذائقه مردم از کنار آن گذشت. موضوع، یک شکاف عمیق در کیفیت تولید، ساختار مدیریت و درک مخاطب است.
وقتی امروز مردم ترجیح میدهند برای بار دهم فصلهایی از ساختمان پزشکان را ببینند - با آن صحنههای ساده و دکورهای محدود اما طنز تیز و رها - نشان میدهد تلویزیون دیگر حتی نمیتواند استانداردهای گذشته خودش را هم بازتولید کند. «مختارنامه» با تولید سنگین و روایت پرکشش خود، هنوز از نظر کیفیت بصری و قوت فیلمنامه از بسیاری از تولیدات تاریخی جدید بهتر است. «اولین شب آرامش» با ملودرامی منسجم و شخصیتهایی باورپذیر، هنوز هم نمونهای از قصهگویی سالم و دقیق تلویزیونی به حساب میآید. حتی سریالهای مناسبتی که در رمضانهای قدیمی خوراک اصلی خانوادهها بودند - مثل «خانه به دوش»، «صاحبدلان»، «میوه ممنوعه» یا «بزنگاه» -چنان پیوستگی، جذابیت و هویت داشتند که تماشای دوبارهشان بعد از یک دهه همچنان لذت دارد. عجیب نیست که مردم به همانها برمیگردند؛ چون چیز تازهای نمیبینند که ارزش جایگزینی داشته باشد.
تلویزیون امروز از رقابتی سرسامآور سر برمیآورد. مخاطب در عرض چند ثانیه وارد یک پلتفرم شده و با سریالهایی مواجه میشود که به لحاظ نورپردازی، ریتم تدوین، کیفیت بازیگری و عمق قصه، استاندارد روز دنیا را به او ارائه میکنند. «تاسیان» با طراحی صحنه دقیق، گریمهای حسابشده و بازیهای فوقالعاده، نشان میدهد سریال ایرانی اگر بودجه و آزادی کافی داشته باشد میتواند کیفیت قابل قبولی پیدا کند. «وحشی» با قصهای بیپروا و ریتمی تند، مخاطب را وادار میکند به قسمت بعد فکر کند. «زخم کاری» با اقتباس هوشمندانه از ادبیات، شخصیتهایی خلق کرده که در فرهنگ پاپ باقی میمانند. «شکارگاه» با استاندارد بصری سینمایی ساخته شده و در هر قسمت مخاطب را غافلگیر میکند. این آثار نشان میدهند مشکل تلویزیون «سلیقه مردم» نیست؛ مشکل این است که رقابت را جدی نگرفته و همچنان با الگوهای تکراری و فرسوده کار میکند.
سریالهای قدیمی تلویزیون بر پایه تفکر، صبر و تیمهای حرفهای ساخته می شدند. «مختارنامه» ده سال تحقیق و نگارش پشت خود دارد. «شبهای برره» حاصل آزادی عمل و ریسکپذیری گروهی است که اجازه داشتند جهان تازهای خلق کنند. «اولین شب آرامش» روی روابط انسانی متمرکز بود و بدون زیادهگویی قصه گفت. حتی سریالهایی مثل «خانه به دوش» یا «میوه ممنوعه» بهرغم فضای طنز و خانوادگی، قصههایی داشتند که روی زندگی واقعی مردم سوار بود. این سریالها برای مخاطب احترام قائل میشدند. مخاطب حس میکرد نویسنده برای او وقت گذاشته، شخصیتها کامل ش