زینب شریفی - خبرآنلاین خوزستان - حیدر حیدری شاعر معاصر ادبیات عربی محلی خوزستان در سال ۱۳۶۴ شمسی در شهر رامشیر بهدنیا آمد. پدرش مرحوم حمزه حیدری در شکلگیری شخصیت شاعری او نقش اساسی ایفا کرد. این علاوهبر تاثیری بود که عمویش مسلم نیز بر او گذاشت تا حیدر در سن ۱۶ سالگی اولین سرودههای خود در قالب هوسه را ترتیب دهد.
موروثی بودن هنر شاعری در خانوادهی حیدر علاوهبر آنکه سبب تجمع شعرا در خانهی پدری میشد به سرودههای او تعهدی خاص بخشید. بدین ترتیب شعر حیدر سرشار از مضامین ارزشمند انسانی، شعائر مذهبی و مبارزه با بدعتها گردید.
در همین راستا استمرار مرحوم حیدر در سرودن هوسه علاوهبر کسب مهارت در این نوع سبب معروفیت روزافزون او شد طوری که در مدتی کوتاه بهعنوان یکی از "مهاویل" استان خوزستان مطرح گردید.
همچنین بهرهگیری از مضامین مذهبی در موفقیت حیدر نقش بهسزایی داشت تا جایی که او را بهعنوان شاعر اهل بیت (ع) معرفی کرد.
از هوسههای او در بزرگداشت مقام حضرت ابالفضل (ع) است:
الیحچی ابخوة العباس لازم یدرک الخوّه / و یگرا ابصفحة التاریخ عن الکافل اشسوا / وگف لاحسین وگفة موت و گلّه الروح الک فدوه / یا شیخ الطف مایتوازه.
(آنکه از وفاداری ابالفضل (ع) دم میزند باید درکی از معنای برادری داشته باشد و در صفحات تاریخ داستان مسئولیتپذیری او را مطالعه کند / او برای برادرش حسین تا پای جان ایستادگی کرد؛ بدان که واقعهی کربلا با هیچ داستانی قابل برابری نیست)
مقارن این درخشش، حضور او در مجالس گرامیداشت مناسبتهای مذهبی و خوانش هوسهها سبب محبوبیت او و گردش کلامش شد. مجموعه هنرنماییهایی که علاوهبر مجالس عمومی به حضور او در برنامههای مختلف فرهنگی منجر گردید. از هوسههای زیبای او در یکی از برنامههای شبکهی ماهوارهای "الاهواز" است که با ستایش شاعران میزبان روبهرو شد:
بلجو یطگ جنحه الطیر و متسلط ابکومة ریش / و لو ما سبّگ الجنحان اشلون اویه العگاب ایعیش / ما حب عیشة السطان احبن عیشة الدرویش / افرش و اتغطّه ابمزویتی.
(پرنده را نگاه کن که چگونه با مشتی پَر در فضا اوج میگیرد؟ او اگر بلندپرواز نباشد چگونه میتواند با عقاب برابری کند؟ / از زندگی مجلل بیزارم و دوست دارم مانند درویشان زندگی کنم؛ قبایم را زیرانداز و بسترم کنم)
حیدر تحت تعالیم مرحوم پدر به وادی ابوذیه نیز پای گذاشت و خیلی زود در این نوع نیز سرآمد گردید. این مهم بهدلیل مضامینی بود که در ابوذیهها بهکار میگرفت و آن بیشتر حول شکایت از روزگار و بازنمایی احوالات درونی در چرخش بود:
احس ضیم الوکت بلچبد یمراد / و یوم الفرح من ایروح یمراد / الک کانون بلدلال یمراد / اشتعل ما خمد چیه صاحب حمیّه.
(سختی و