مدیرعامل سازمان تامین اجتماعی اخیرا در مراسمی به مشکلات مبتلابه سازمان تامین اجتماعی اشاره داشته و بطور سربسته به عدم همکاری ها برخی از اجزاء و عناصر حاکمیت و دولت در ایفای تعهدات قانونی دولت در قبال سازمان تامین اجتماعی اشاره نموده است . در سایت رسمی سازمان مزبور به نقل از آقای دکتر سالاری آمده است : « ما باید این وضعیت را به مردم توضیح دهیم تا فکر نکنند سازمان تأمین اجتماعی ورشکسته است یا بدعهدی میکند. مردم باید بدانند دلیل این وضعیت این است که در بسیاری از موارد، حق بیمهها وصول نمیشود و به دلیل شرایط جامعه بویژه در برابر کارفرمایان، انعطاف نشان داده میشود تا فضای اقتصادی کشور آسیبی نبیند . اگر هم سهم دولت به موقع به تأمین اجتماعی نمیرسد، به این دلیل است که ظرفیت بودجهای دولت اجازه پرداخت به موقع را نمیدهد. ما باید به مردم بگوییم که اگر گاهی تعهدات خود را با تاخیر انجام میدهیم، به این دلیل است که منابعی که باید به دست ما برسد، به دلیل قوانین و شرایط جامعه، وصول نمیشود و در مقابل با انبوهی از تعهدات انباشته شده مواجه شدیم . این خلاصهای از وضعیت فعلی ماست و البته اولین بار نیست که سازمان تامین اجتماعی در طول حیات خود با شرایطی اینچنین مواجه شده و مثل همیشه به طور قطع از این روزها عبور خواهیم کرد و البته این روزها را فراموش نمیکنیم و میزان همکاریها و عدم همکاریهای دیگران در حافظه شرکای اجتماعی تأمین اجتماعی ثبت خواهد شد. همه ما باید این موارد را ثبت کنیم تا بدانیم در چنین روزهایی، چه کسانی با سازمان همراهی و همدلی کردند».
قبلا در مقاله ای حال و روز سازمان تامین اجتماعی را به «چشم» تشبیه کردم که در زمان بیماری و آزردگی همه اعضای بدن ، می گرید ولی وقتی که خودش دچار عارضه و بیماری می شود ، عضوی نیست که برایش گریه کند و خودش باید برای خودش گریه کند ؟! حال حکایت سازمان تامین اجتماعی است که در طول عمر خود بارها و بارها " ضربه گیر" کشور و نظام شده است و به نوعی وظیفه "مدیریت پسماند " تصمیمات و اقدامات و سیاستهای ادوار مختلف دولت و مجلس را به انجام رسانده است و در بحران ها و مخاطرات مختلف به کمک دولت و حاکمیت آمده است ولی آنطور که از شواهد و قرائن بر می آید مدتی است که بدنه دولت همراهی و همکاری لازم را با این سازمان بزرگ مقیاس بین نسلی و ملی معمول نمی دارند .
بهر تقدیر سازمان تامین اجتماعی در مقطع انقلاب و پاکسازی های اول انقلاب و نیز پاکسازی های اول دولتها ،جنگ تحمیلی و بازسازی مناطق جنگ زده ، طرح تعدیل نیروی انسانی دولت دوره کارگزاران ، زلزله های طبس ، رودبار و منجیل ، بم و سرپل ذهاب ، سیل پل دختر ، طرح بازسازی و نوسازی صنایع دولت اصلاحات که برای اخراج محترمانه کارگران و آماده سازی بنگاههای دولتی برای واگذاری و خصوصی سازی دولت اصولگرایان صورت گرفت ، طرح بازنشستگی مشاغل سخت و زیان آور ، طرح مهرورزی دولت اصولگرایان که بمنظور بازنشستگی ارفاقی و زودرس پرسنل قدیمی دولت و جایگزینی منسوبین دولت موصوف صورت گرفت ، دوره کرونا ، دوره تحریم ها و حصر اقتصادی ظالمانه ایران ، طرح های به اصطلاح اشتغالزای دولت ها اعم از طرح ضربتی ( شربتی ) دوره اصلاحات و طرح بنگاههای زودبازنده ( زودبازده) دوره اصولگرایان و طرح توسعه مشاغل روستایی دوره اعتدال که هیچکدام به اشتغال پایدار منجر نشد و حتی در کاهش فشار روانی و اجتماعی ناشی از برخی حوادث انسان ساز نظیر حوادث معادن ، کشتی سانجی ، پلاسکو ، مترو