۰ نفر
۱۴ آذر ۱۳۹۰ - ۰۹:۴۲

متن سخنرانی آیت الله مجتبی تهرانی در محرم 1390

 

اعوذ بالله من الشیطان الرّجیم؛ بسم الله الرّحمن الرّحیم؛ و الحمد لله ربّ العالمین .و صلّی الله علی محمّد و آله الطّیّبین الطّاهرین و لعنه الله علی اعدائهم اجمعین.
«الاسلام بدؤه محمدیٌّ و بقاؤه حسینیٌّ»

مروري بر مباحث گذشته:
بحث ما راجع به قیام و حرکت امام حسین(علیه­السلام) بود. گفته شد كه اين قيام، حرکتی هدفمند بود و همچنين صحیفه­ای از دروس در ابعاد گوناگون معرفتی، معنوی، فضیلتیِ انسانی، مادی، دنیوی، اخروی، فردی و اجتماعی بود. در همه زمینه‌ها نمونه بود، یعنی برای ابنای بشر، مجموعه­ای از درس­ها بود.
عرض كرديم اينطور نبود كه اين قيام حرکتی عجولانه يا حساب نشده و یا همراه با اشتباه در محاسبه باشد، بلكه بسیار دقیق و مدبّرانه بود. اين قيام با دید مادّی گرايان که نتیجه را فقط در همان مسائل ظاهری می‌بینند، نتیجه بخش نبود، ولی با دید دیگری که همان هدف امام حسین(علیه­السلام) بود، حضرت بسیار مدّبرانه حرکت کردند و بالاخره به هدف اصلی­شان از این حرکت رسیدند.
عرض کردم كه هر قیام و حرکتی برای تغییر نظام اجتماعی دو رکن دارد، یک؛ رهبری، دو؛ حضور حد اکثری مردم در صحنه و اين هم بر محور سه زمینه است یک؛ اعتماد نسبت به رهبری، دو؛ هم­سو بودن هدف رهبری باهدف اکثریت مردم در صحنه و سه؛ هم­سو بودن دیدگاه رهبری و اکثریت مردم در صحنه نسبت به فساد نظامي که سر کار است. به حسب ظاهر اگر این سه زمینه فراهم باشد، يك قيام نتیجه بخش است و الّا اگر هر کدام اینها نباشد، آن قيام به نتیجه مطلوب نخواهد رسید.
اقسام مردم در زمان امام حسین(علیه‌السلام)
ما به این مناسبت وارد بحث افرادِ آن زمان و زمین، چه از نظر زمانی و چه جغرافیایی شدیم و گفتيم كه مي­توان مردم آن زمان را در رابطه با قیام امام حسین(علیه­السلام) به سه دسته تقسيم کرد؛
1. معتقدان و یاران راستین
دسته اوّل كساني که معتقد بودند امام حسین حق است و دستگاه بنی امیه باطل است. کمال اعتماد را هم به امام حسین داشتند و نسبت به این نظریه و اعتقادشان هم عملاً پایدار بودند، اینها عدّه قلیلی بودند که در صحنه کربلا آمدند و اکثر آنها هم شهید شدند.
2. معتقدانِ عافیت‌طلب
دسته دوم کسانی بودند که معتقد بودند حسین(علیه­السلام) حق است و تشکیلات اموی باطل و فاسد است، قلباً به اين اعتقاد داشتند، امّا بر اثر اموري از قبیل تهدید و تطمیع و تحمیق و امثال اینها، خودشان را کنار کشيدند و یا حتی ظاهراً مخالف امام حسین شدند، ولی قلباً به امام حسین اعتقاد داشتند. اکثر افراد عراق، بصره و کوفه اين­چنين بودند. لذا اینها روی عقیده­شان نایستادند و بعد هم پشیمان شدند. چون اکثر افراد عراق اینچنین بودند و در نتیجه اکثريت مردم، در صحنه نیامدند. لذا اين قيام به حسب ظاهر نباید نتیجه داشته باشد.
3. جاهلان و دست‌پروده‌های امویان
دسته سوم که آخرین جلسه وارد آن شدم، کسانی بودند که اصلاً شناختی نسبت به امام حسین نداشتند، نه امام حسین را می­شناختند و نه معاویه را، یعنی شناخت صحیح نسبت به اینها نداشتند و هرچه كه درباره رهبر اين قیام، يعني امام حسين و از آن طرف هر چه كه درباره حاكم آن موقع نظام مثل معاویه و یزید به دستشان رسيده بود، از طريق همين طائفه اموی فاسد بود. اینان هیچ اطلاعي نسبت به واقعیت اين افراد نداشتند و اطلاعاتشان چه نسبت به رهبر قيام مخالف و چه نسبت به حاكم نظام موجود، فقط از طريق دستگاه اموی بود.
اکثر افراد شام، این­طور بودند، یعنی در آن زمان و آن زمین اکثر افراد هیچ خبری نداشتند و حكومت هم با آن ابزارهایی که ايجاد كرده بود، کمال سوء استفاده را از اين مردم کردند. حاكمان برای تحکیم حکومت خودشان و براي نرفتن مردم به سمت بنی هاشم با سه ابزار کار می­کردند، تطمیع كه بين مردم پول پخش می­کردند، تهدید که آنها را در چند رابطه تهدید می­کردند و تحمیق كه بعد توضيح می­دهم.
مقدّمه: اوّلین کتاب تاریخ شیعی
حالا می­خواهم وارد بحثم شوم، مقدمتاً یک مسأله تاریخی را می­گویم و بعد وارد بحث می­شوم. می­گویند كه در بین تاریخ نگاران و وقایع نگاران شیعه، اولین کسی که وقایع نگاری کرد و همه هم او را می­شناختند و سرشناس بود، سلیم بن قیس هلالی است. اين شخص کوفی است و پنج نفر از ائمه را درک کرده است، علی(علیه­السلام)، امام حسن(علیه­السلام)، امام حسین(علیه­السلام)، امام زین العابدین(علیه­السلام) و امام باقر(علیه­السلام) را درك كرده است و به ذهن من می­آید که حدوداً در سال نود هجری وفات کرده است. خوب دقت کنید، چون می­خواهم مطلب مهمّی بگویم. او در دوران امام سجاد(علیه­السلام) از ترس حجّاج بن یوسف ثقفی رفت و مخفی شد و در مخفی گاهش هم مرد. کتابی که او نوشته است و گاهی از آن به اصل سلیم بن قیس تعبیر می­کنند، اوّلین کتابی است که در شیعه تألیف شده است و در میان علماي شیعه و سنی معروف است.
مدح کتاب سلیم از زبان بزرگان
علمایی مثل اباعبدالله نعمانی، عالم معروف قرن چهارم، از شاگردان مرحوم کلینی و صاحب کتاب غیبت نعمانی می­گوید همه علما و راویان حدیث شیعه اتّفاق نظر دارند که کتاب سلیم بن قیس یکی از بزرگترین و قدیمی­ترین اصول است. آنچه كه در این کتاب آمده است یا مستقیماً از امیرالمؤمنين گرفته شده است یا از سلمان و ابوذر و مقداد و مانند آنها که از رسول خدا و امیرالمؤمنین حدیث گرفتند. می­خواستم این نكته را بگویم که از چه کتابی نقل می­کنم. چون او در آن دوران حاضر بوده است، مطلب را از او نقل می­کنم.
سخنرانی امام حسین(علیه السلام) در منا، دو سال پیش از قیام عاشورا
سلیم بن قیس هلالی کوفی می­گوید سنه پنجاه و هشت هجري در ماه ذی الحجه به مكّه رفتم و در منا دیدم كه امام حسین از تمام علما، شخصیتها، صحابی، انصار، مهاجرین و کسانی که مختصر نفوذی در مردم داشتند، به تعبیر ما امام جمعه­ها، پیش نمازها، دعوت کرده است. تمام اينها را در ذی الحجه سال پنجاه و هشت هجري زیر چادری دعوت كرده است كه بیایید من حرف دارم.
من در بعضی از این نقلها دیدم كه آنها خيلي زيبا قضیه را نقل می­کنند، مي­گويند كه حضرت بیش از هزار نفر را دعوت کرد، از آنچه كه مورخين گفته­اند مسلم است كه هزار نفر جمعیت بوده است، امام حسین در آنجا یک سخنرانی کرده است، بحث من روی این سخنراني است.[1]
سال پنجاه و هشت هجري، یعنی دو سال قبل از مردن معاویه، چون معاویه در ماه رجب سال شصت مرد و اما