۰ نفر
۱۹ مرداد ۱۳۹۸ - ۱۰:۱۲

شیطان، شر و نژادپرستی

غلامرضا فدایی
شیطان، شر و نژادپرستی

در این مقاله به داستان تاریخی مخالفت شیطان با امر پروردگار و مبارزه وی با انسان پرداخته می شود.

این داستان واقعیتی تاریخی است که در همه ادیان الهی حضور دارد و سرآغاز داستانهایی برای مبارزه حق و باطل، نور و ظلمت، و خیر و شر در سایر مکاتب شده است. قرآن به صراحت از این مبارزه یاد می کند؛ ولی گاهی در بعضی از تفاسیر که شاید برگرفته از اسرائیلیات باشد مطالبی یافت می شود که آن را به افسانه تبدیل کرده است. نویسنده در این مقاله کوشیده است تا با توجه به پیشرفتهای علمی بشر پرده از بعضی ابهامات بردارد و و واقعیات تاریخی را شفاف تر کند. وی علت تصمیمات ابلیس و نیز آدم را درونی می داند که هیچ عامل خارجی در این تصمیم‌گیری‌ها نقش نداشته و هر دو بدون هیچگونه جبری، بر اساس ارادة خویش تصمیم گرفته اند. فرق آن دو در این است که ابلیس پس از تمرد، نه تنها پشیمان نمی شود بلکه به اصل (نژاد) خود و فرافکنی متوسل می شودو خدا را مقصر می داند؛ اما آدم پس از تنبّه توبه می کند و پشیمان می شود. همچنین نویسنده احتمال می  دهد که جنتی که آدم و ابلیس در آن بودند همین زمین، و هبوط آنها نه مکانی، بلکه مکانتی و به لحاظ جایگاه و منزلت بوده باشد. این با آیات دیگر قرآن همخوانی بیشتری دارد. همچنین درخت نهی شده می تواند نماد خط قرمز، و نزدیک نشدن به آن برای انسانی که مسجود فرشتگان بود منطقه ممنوعه ای باشد تا او فکر نکند در همه چیز و همه جا بی حد و مرز می تواند فعالیت کند. خط قرمز او پرهیز از حرص و طول اَمَلی است که ابلیس هم در مقام توجیه به آنها اشاره کرده است. خدا در این فرمان بر خلاف آنچه به ابلیس امر کرد، آدم را نهی فرمود و این نشانگر سخت تر بودن نهی نسبت به امر است و تقوا هم بیانگر این اجتناب و خویشتن داری است. شرور در طبیعت وجود ندارد و ابلیس اگرچه مظهر شرّ شد ولی در زمین عامل فساد نیست؛ بلکه فساد توسط انسان انجام می شود. شیطان با تزیین، تسویل، و تسویف، مشوق انسان در انجام فساد است. از این رو او در پایان کار، خود را تبرئه می کند و از عاملان فساد برائت می جوید.

مقدمه
داستان آفرینش آدم و جانشینی او برای خدا در زمین و تمرد شیطان از تکریم آدم در همه ادیان الهی، البته با تفاوتهایی عمده (صدقی، ۱۳۸۵) آمده است و مقایسه آنها بحثی مجزا را می طلبد. تعبیرات عرفانی آن را می توان در مثنوی مولوی مطالعه کرد (سیف، ۱۳۸۰). حتی در مکاتب غیر الهی و نیز اساطیر و افسانه ها داستانهای بدیلی ذکر، و مبارزه و معارضه خیر و شر به گونه ای بیان شده است (مجتبائی، ۱۳۶۸، ج.۲،۵۹۸ ) آغاز خلقت بشر را عده ای حقیقی، بعضی آن را تمثیل می دانند  (حاجی اسماعیلی ؛ مطیع، ؛ حسینی، ۱۳۹۰)؛ و برخی آن را خیالی یا با نفس اماره یکی می گیرند (طباطبائی، ۱۳۸۴، ج۸. ،۴۳). این داستان در آیاتی چند از قرآن به وضوح آمده و به گونه ای نقل شده که حکایت از واقعیت و عینیت دارد. در قرآن آمده که شیطان دشمن شناختة شده انسان و در طول زندگی با او درگیر بوده و خواهد بود. بنابراین هر چه بیشتر زوایای این داستان تاریخی کاویده شود به پالایش فکر انسان از افکار نادرست کمک می کند و انسان را در تصمیم گیری در زندگی برای راهیابی به طریق نجات و صراط مستقیم یاری می رساند. به علاوه، امروزه اغلب مردم و به ویژه جوانان می خواهند علت هر دستور و امری از جانب خداوند را بدانند. آنها اگر پاسخ متین و منطقی دریافت، و بتوانند آن را با مسائل روز و با پیشرفتهای علمی تحلیل کنند و دست کم مغایرتی نبینند به دین و اجرای دستورات خداوند پای بندتر می شوند.

آنچه بسیار مهم است این است که در آموزه های دینی چنین جا افتاده است که حضور خدا را باید در مواقعی خاص، به هنگام ظهور معجزه، وقوع پدیده هایی نادر چون سیل، زلزله، آتشفشان و موارد مشابه، یا بروز مرض و مصیبت، درک و از او یاد کرد؛ در حالیکه برعکس، خدا در همه لحظات زندگی و به ویژه زندگی عادی و روزمره حضوری پررنگ دارد و قدرت وی بر اداره و انتظام جهان همواره جاری و مشهود است. داستان آفرینش آدم و تمرد شیطان، به عنوان یک مسئله زنده و همیشگی برای بشر یکی از این موارد است. به عبارت دیگر جاودانگی قرآن در آن است که وقایع گذشته به ویژه آنجا که مربوط به آفرینش بشر است در هر زمان آنچنان شفاف و روشن باشد که گویی وی خود را در آینة آن می بیند. این مقاله در دو بخش مرتبط به هم تنظیم شده است:۱

مشکلات و نکته های موجود در داستان ابلیس و آدم
به اعتقاد بعضی در داستان آفرینش بشر ابهامات زیادی وجود دارد و کمترکسی می تواند با ضرس قاطع در باره جزئیات آن اظهار نظر کند (طباطبائی، ۱۳۸۴، ج.۸.. ۷۸). اظهار نظرهای اینجانب نیز صرفاً پیشنهاد و احیاناً فتح بابی برای تحقیق و تتبع بیشتر است تا این مسائل که از مسائل جدی خلقت و در تعالیم اغلب ادیان ابراهیمی آمده است روالی منطقی و عقلانی داشته باشد. به نظر میرسد داستان آفرینش انسان امری واقعی و همیشه زنده و تأثیرگذار در همه ادوار زندگی فردی و اجتماعی انسان است و یکایک واژه های به کار رفته در آن حکایت از کاربردهایی خاص در زندگی او دارد. یکی از سؤالات این است که قبل از هبوط آدم و شیطان به زمین، آیا سجده فرشتگان بر روی خاک بوده، وآیا ارض و خاک در آسمانها هم وجود داشته یا منظور از سجده در بین فرشتگان و از جمله شیطان فقط اظهار کرنش و اعلام اطاعت و انجام فرمانبرداری بوده است؟ تعبیر انگلیسی سجده، یا رکوع «باو تو هامیج » است. اگر چنین باشد می توان چنین گفت که یکی از اغراض خداوندی بر سجده اولاً بیان رسم سجده بوده است. ثانیاً نشان دادن اهمیت و ارزش خاک به فرشتگان است تا بدانندکه خاک تا چه اندازه دارای خواص و منشأ بسیاری از تولیدات است. ثالثاً اینکه آدم از همین خاکی آفریده شده که دارای استعداد فراوانی است و به ویژه اینکه خدا عنایت خاصی به آدم و فرزندان وی به عنوان خلیفه و جانشین خود داشته است. رابعاً اینکه از خاک می توان به افلاک رسید، یا اگر هر چه آسمانی باشی باید افتادگی بیاموزی و خاکی شوی تا عروج