• بیضایی و نسلی که هم قدر دید و هم زجر

    بیضایی و نسلی که هم قدر دید و هم زجر

    موسوی، سیدعبدالجوادنسلی که بهرام بیضایی از آن آمد حالاحالاها رقیب ندارد. چه‌قدر در این‌سال‌ها با دیدن فیلم جوان‌ها، بعضی‌ها ذوق زده شدند و گفتند و نوشتند: دوران موج‌نویی‌ها به‌سرآمده است و حالا نوبت درخشیدن نسلی تازه نفس فرا رسیده. اما دیدند و دیدیم هنوز که هنوز است ناخدا خورشید و رگبار و سوته‌دلان و دایره‌مینا و گوزن‌ها رقیب ندارند.

  • از آرمان‌های عمّه ممدانی تا ظهور پینوشه

    از آرمان‌های عمّه ممدانی تا ظهور پینوشه

    موسوی، سیدعبدالجوادای کاش مناسبات جهان همین قدر ساده بود که فواد ایزدی و مرندی و رحیم‌پورازغدی و حسنِ عباسی تصور می‌کنند. این را جدی می‌گویم. فرض را هم کاملا بر این می‌گذارم که این بندگان خدا کاملا نیت خیر دارند و حقیقتا دلشان می‌خواهد آرمان‌هایِ عمّة ممدانی در نیویورک بر لابی‌های صهیونیستی غلبه پیدا کند و اروپایی‌های نابکار در زمستان سیاهی که از راه می‌رسد یخ بزنند و نظام سلطه در عرض چند ماه آینده از هم بپاشد و در نهایت کاخ سفید به حسینیه تبدیل شود.

  • آقای ظریف، تنهایی تقدیر شماست

    آقای ظریف، تنهایی تقدیر شماست

    موسوی، سیدعبدالجوادتعارف را کنار بگذاریم؛ مشکل همین‌جاست. هم ما و هم ظریف باید قبول کنیم رسانه‌ای که درست وسط جنگ ظریف در «دوحه» برنامه‌ای در ستایش رفیق لاوروف می‌سازد و برای خوشامد تنگ‌چشمان خاور دور، سیاست‌مدار نامدار کشورش را به انواع تهمت‌ها می‌نوازد، هرچه باشد دوست نام نمی‌تواند گرفت.

  • رحیم‌پورازغدی از دیدار با کامیلوگوارا تا بمب‌گذاری در پایتخت

    رحیم‌پورازغدی از دیدار با کامیلوگوارا تا بمب‌گذاری در پایتخت

    موسوی، سیدعبدالجوادرحیم‌پورِازغدی مدت‌هاست هرچه می‌گوید دستمایه‌ای می‌شود برای رسانه‌ها تا مدتی سرگرم شوند و اسبابِ انبساطِ خاطرِ مخاطبان را با بررسی صحت و سقم دعاوی او فراهم آورند. خدا خیرش دهاد که در روزگار دلار صد و بیست-سی هزار تومانی دستِ‌کم این میزان فایده را برای این مردمِ خسته و بی‌پناه دارد. این بار هم ماجرای پیاده‌روی فرزندان نلسون‌ماندلا و ارنستوچه‌گوارا در پیاده‌روی اربعین این بهانه را دست دوستان رسانه‌ای داد تا سربه‌سر حضرت ایشان بگذارند.

  • از خداداد عزیزی تا برگزیدگانِ چهاردرصدی

    از خداداد عزیزی تا برگزیدگانِ چهاردرصدی

    موسوی، سیدعبدالجوادخداداد عزیزی صریح و بی‌پرده روی آنتن زنده رسانه‌ای که روزی قرار بود دانشگاه باشد الفاظ زشت و رکیک به کار می‌برد و بعد هم در توجیه دسته گلی که به آب داده سینه سپر می‌کند و به شجاعتش فخر می‌فروشد و دیگرانی را که حاضر نیستند به او اقتدا کنند مشتی ترسوی ریاکار می‌خواند و می‌گوید: من ترسو نیستم!

  • اینترنت بدون فیلتر برای چه کسانی حرام است؟

    اینترنت بدون فیلتر برای چه کسانی حرام است؟

    موسوی، سیدعبدالجوادلو رفتن اسامی کسانی که از فیلترشکن‌های اهدایی نظام جمهوری اسلامی استفاده می‌کنند واکنش‌های جالبی را برانگیخته. همه‌جور آدمی در این لیست پیدا می‌شود. از اپوزسیونِ رادیکالی که صبح تا شب مشغول بد و بیراه گفتن به نظام اند تا آدم‌های بی‌ربطی که اصلا معلوم نیست چرا باید مشمول چنین الطافی از سوی نهادهای ذیربط شوند. این وسط بامزه‌تر از همه موجوداتی‌اند که فیلترشکن رایگان و مرحمتی استفاده می‌کنند تا از فیلتر کردن پلتفرم‌های مختلف دفاع کنند، از جمله از فیلتر کردن همان پلتفرمی که در آن مشغول به فعالیتند.

  • باستانگرایی تقلبیِ تانکِ انقلاب

    باستانگرایی تقلبیِ تانکِ انقلاب

    موسوی، سیدعبدالجوادگفته بودم «باستانگرایی تقلبی» و گمان نمی‌کردم این پسوندی که دنبال باستان‌گرایی آمده‌است نیازی به توضیح و تفصیل داشته باشد. هنوز هم فکر می‌کنم نیازی نیست و به قول علما: تصورش موجب تصدیق است. شما همین‌که قیافه مدعیان این باستان‌گرایی را جلوی چشم بیاورید تقلبی بودن دعوی‌شان اثبات می‌شود. به همین سادگی. اما صرفا برای خالی نبودن عریضه و این‌که گزکی دست بهانه‌جویان نداده باشم چند خطی درباره این که چرا باستان‌گرایی حضرات باسمه‌ای است می‌نویسم.

  • آقایان صداوسیما؛ ما نه «آغل‌»پنداریم ، نه «اسکل نظام مقدس»

    آقایان صداوسیما؛ ما نه «آغل‌»پنداریم ، نه «اسکل نظام مقدس»

    موسوی، سیدعبدالجوادنترسید. خطبایی که هر هفته اول تا آخر دولت‌های غیرهمسو را برای کنسرت‌های شهرام ناظری و علیرضا قربانی و وحید تاج جلوی چشمشان می‌آوردند چشم هایشان را بسته‌اند. در شهر کسی نیست. تازه باشد. مهم نیست. مهم این است که شهردار از خودتان است. شما هرچه کنید عین صواب است و دیگران هرچه کنند، عین گناه کبیره.

  • باستان گرایی یا مقدمات ورود شاهزاده

    باستان گرایی یا مقدمات ورود شاهزاده

    موسوی، سیدعبدالجوادباز گلی به جمال اعلیحضرت که باستان‌گرایی‌اش جلال و جبروتی داشت. دستِ کم در جشن‌های دوهزار و پانصدساله‌ اجرای موسیقی ایرانی برعهده ممتازترین نوازندگان و خوانندگان بود و از موسیقی فرنگی هم نمایندگانی حضور داشتند که شان و منزلت هنری‌شان بر همه اهل فن آشکار. مهم‌تر از آن این‌که، خاندانِ پهلوی برای باستان‌گراییِ موردنظرشان برنامه داشتند. پشتِ آن تبلیغات و به رُخ کشیدن‌ها یک سیاستِ مدون و سیستماتیک وجود داشت.